از مأموریت تا مزدوری؛ هادی شبانی و شکست پروژهٔ روانی علیه اشرف — نبرد ایدئولوژی توحیدی در برابر دستگاه جنگ روانی رژیم

🟢 مقدمه

مهدی بختیاری سرکرده اطلاعات سپاه با هادی شبانی وایرج صالحی ومحمد رضا گلی اسکاری در یک پروژه امنیتی روانی علیه مجاهدین
در تاریخ نبرد آزادیبخش مردم ایران، یکی از عرصههای پرمناقشه، جنگ روانی و تبلیغاتی بود که رژیم ولایت فقیه با همهٔ امکانات خود علیه مقاومت سازمانیافته در اشرف و سپس لیبرتی بهکار گرفت.
در این پروژهٔ گسترده، وزارت اطلاعات با استفاده از عناصری که از مبارزه بریده بودند، پوششی به نام «انجمن نجات» ساخت تا در کنار سپاه قدس و دولت دستنشاندهٔ مالکی، جنگ روانی، تبلیغات، و فشار روحی علیه مجاهدین را تکمیل کند.
یکی از چهرههای شناختهشدهٔ این جریان، هادی شبانی بود؛ فردی که از صف مجاهدین برید، به دامن دستگاه اطلاعاتی پناه برد و بعدها در رأس انجمن نجات مازندران قرار گرفت. اما تمام تلاشها و پروژههای مشابه، در برابر پایداری و ایمان ایدئولوژیک اشرفیان شکست خورد.
🔹 مأموریت عراق؛ از تیف تا سیاج اشرف
بر اساس منابع و ویدئوهای منتشرشده، هادی شبانی در سال ۱۳۸۳ پس از بریدن و فرار از صفوف مقاومت، به ایران بازگشت و زیر پوشش انجمن نجات به خدمت وزارت اطلاعات درآمد.
در سالهای ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۰ او از فعالان پروژهای بود که با بودجهٔ وزارت اطلاعات و هماهنگی سپاه قدس اجرا میشد. مأموریت، سفر به عراق و شرکت در تجمعاتی بود که در اطراف قرارگاه اشرف برپا میشدند.
گزارشها و تصاویر نشان میدهند که این تجمعها با استفاده از بیش از ۳۲۰ بلندگو، پخش پیامهای توهینآمیز و تحریکآمیز، و ایجاد سر و صدای شبانهروزی علیه ساکنان اشرف انجام میشد.
شعبانی در میان گروهی از عوامل شناختهشدهٔ وزارت، پشت سیاج اشرف حاضر میشد و در ویدئوهای منتشرشده، با لحنی تحقیرآمیز، مجاهدین را به «ندامت» و بازگشت به دامن رژیم دعوت میکرد. او در سخنانی گفت:
«هر وقت بخواهید راه باز است… خانوادهٔ من من را پذیرفتند… پشت سیاج آمدهام تا واقعیت را بگویم… راه بازگشت وجود دارد…»
این جملات، ترجمان همان خط وزارت اطلاعات برای درهمشکستن روحیهٔ مقاومت و القای شکست بود؛ اما پاسخی که از درون سیاج شنیده شد، سکوتی توفنده بود از اراده و ایمان، نه از ترس یا ندامت.
🔹 نقش انجمن نجات و ساختار جنگ روانی
پروژهٔ انجمن نجات، نه یک نهاد مدنی بلکه بازوی پوششی وزارت اطلاعات در استانها بود. هدف آن، استفاده از احساسات خانوادهها، تطمیع یا تهدید آنان، و سپس بهرهبرداری رسانهای از تجمعهای ساختگی بود.
در استان مازندران، شعبانی بهعنوان مسئول شاخهٔ استانی، هماهنگکنندهٔ این برنامهها شد:
- جذب و سازماندهی نفرات بریده برای حضور در کارزار عراق؛
- تهییج رسانهای علیه مجاهدین در وبسایتها و خبرگزاریهای امنیتی؛
- تهیهٔ گزارشهای جعلی دربارهٔ «نجاتیافتگان» برای مصرف تبلیغاتی؛
- و همکاری با شبکهٔ وابسته به سپاه قدس در بغداد برای هدایت عملیات تبلیغی در اطراف اشرف.
اما همهٔ این سرمایهگذاریها، با ایستادگی بینظیر اشرفیان نقش بر آب شد.
🔹 پایداری اشرفیان؛ از محاصره تا رهایی
ساکنان اشرف، با وجود محاصرهٔ نظامی، قطع آب و برق، و حملات پیاپی نیروهای مالکی و سپاه قدس، در برابر ۲۷۸ حملهٔ مستقیم و غیرمستقیم، هیچگاه تسلیم نشدند.
راز این ایستادگی در ایدئولوژی توحیدی سازمان، در تشکیلات پولادین مجاهدین و در هدایت فکری و سیاسی مسعود رجوی بود.
اشرفیان، با ایمان به اصل مسئولیت فرد در برابر آزادی خلق و آموزههای توحیدی رهاییبخش، مفهوم «انسان مجاهد» را در عمل تجسم بخشیدند.
در کنار آن، کارزارهای سیاسی و حقوقی مریم رجوی در صحنهٔ بینالمللی، که مشروعیت مقاومت را تثبیت کرد و نام مجاهدین را از فهرستهای تروریستی خارج ساخت، حلقهٔ تکمیلکنندهٔ این مقاومت بود.
مریم رجوی با هوشمندی و پیگیری مستمر، توانست حمایت پارلمانها، احزاب، و شخصیتهای برجستهٔ بینالمللی را جلب کند و افکار عمومی جهان را علیه محاصرهٔ اشرف بسیج نماید.
🔹 از خاک عراق تا افق آلبانی؛ تولد دوبارهٔ مقاومت
با انتقال امن مجاهدین از عراق به آلبانی، سنگر جدیدی برپا شد — اشرف ۳ — که امروز به نماد تداوم همان ایمان و تشکیلات پولادین تبدیل شده است.
اشرفیان در آلبانی، نهتنها بازماندگان یک نبردند، بلکه ارگان زندهٔ رهبری و امید خلق هستند؛ نیرویی سازمانیافته که راه آزادی ایران را روشن نگاه داشته است.
در مقابل، مأمورانی چون هادی شبانی و پروژههایشان در تاریخ فرورفتهاند؛ ابزارهایی که مصرف شدند و از یاد رفتند، اما در برابرشان نسلی ایستاد که از دل آتش و خون گذشت و زنده ماند.
🔹 جمعبندی و نتیجهگیری
سرنوشت دو مسیر در برابر چشم تاریخ است:
از یک سو، مسیر بریدگی، تسلیم و مزدوری — نمونهای چون هادی شبانی که از صف مقاومت برید و در خدمت دستگاه سرکوب قرار گرفت؛
و از سوی دیگر، مسیر پایداری، ایمان و ایدئولوژی توحیدی که در وجود اشرفیان و رهبری مقاومت متجلی است.
پروژههای جنگ روانی رژیم در اطراف اشرف، با همهٔ هزینه و نیرو، نتوانست حتی یک لحظه ارادهٔ آن مجاهدان را بلرزاند.
امروز نیز همان روح و همان تشکیلات در اشرف ۳ در آلبانی ایستاده است — بهعنوان ادامهٔ همان پرچم و آلترناتیوی که سالها دشمن کوشید نابودش کند، اما زندهتر و روشنتر از همیشه ادامه دارد.
📸 پیوست تصویری — از پشت سیاج اشرف تا میز تبلیغات وزارت اطلاعات
مجموعهٔ زیر بر پایهٔ تصاویر واقعی منتشرشده از مأموریتهای میدانی هادی شبانی در عراق و فعالیتهای تبلیغاتی او در رسانههای وابسته به سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات گردآوری شده است.
🔸 توضیح: عناوین و توضیحات فوق مبتنی بر منابع و تصاویر منتشرشده است. استفاده از واژههای «تصویر نشان میدهد» و «بر اساس گزارشها» برای حفظ اعتبار و ملاحظات حقوقی در انتشار عمومی است.
🔰 بخش ویژهٔ ضمیمهٔ اسنادی مقاله
عنوان:
پیوست تصویری: از پشت سیاج اشرف تا میز تبلیغات وزارت اطلاعات — اسناد حضور و همکاری هادی شبانی
🔹 بخش ۱ — حضور میدانی در عراق و اطراف قرارگاه اشرف

📎 سند ۱:
🟢 توضیح زیرنویس :
بر اساس منابع میدانی و تصاویر منتشره در سالهای ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۰، گروهی از عناصر وابسته به «انجمن نجات» با پوشش «کاروان خانوادهها» در کنار نیروهای مالکی و سپاه قدس در اطراف اشرف مستقر شدند. در این تصویر، حضور هادی شبانی در میان مأموران امنیتی بهوضوح دیده میشود.
📎 سند ۲:
عکس دوم با عنوان «پشت سیاج اشرف و غلطکردمگوییهای هادی شبانی تحت عنوان خاطره برای رضای پاسداران و دژخیمان اطلاعاتی»
🟢 زیرنویس :
در این تصویر، شعبانی پشت سیمخاردار اشرف در حال اجرای برنامههای موسوم به “خاطرهگویی” دیده میشود که در واقع بخشی از عملیات روانی طراحیشده توسط وزارت اطلاعات علیه مجاهدین بود.
🔹 بخش ۲ — دیدارها و جلسات رسمی با ارگانهای تبلیغاتی سپاه

📎 سند ۳:
تصویر «صالحی و شبانی مزدوران اطلاعات در پرچم فارس – ارگان سپاه پاسداران خامنهای»
🟢 زیرنویس :
حضور رسمی هادی شبانی در نشستهای تبلیغاتی و مصاحبههای هماهنگ با خبرگزاری فارس (وابسته به سپاه پاسداران). در پسزمینه، پرچم و نماد رسمی این ارگان دیده میشود.
📎 سند ۴:
تصویر «ایرج صالحی و هادی شبانی و گلی زیر عکس خامنهای و خمینی و پرچم ارگان سپاه پاسداران»
🟢 زیرنویس :
جلسهٔ رسمی عوامل انجمن نجات با رسانههای وابسته به سپاه در مازندران، بهمنظور انتشار مطالب ضد مقاومت و تخریب مجاهدین خلق.
📎 سند ۵:
تصویر «۴ مزدور اطلاعات – شبانی، صالحی، مرادی و حیدرزاده در وحشت از قیام جوانان»
🟢 زیرنویس :
نشست مشترک مأموران وزارت اطلاعات با پوشش انجمن نجات در مازندران برای بررسی تأثیر اعتراضات جوانان و انتشار خط تبلیغاتی جدید علیه مقاومت.
🔹 بخش ۳ — جمعبندی تصویری و تحلیل

📎 سند ۶:
تصویر ترکیبی «همکار قاتلان مجاهدان شهید…» (پوستر سیاهقرمز با نوشتهها)
🟢 زیرنویس :
این ترکیب تصویری، مجموعهٔ چهرهها و ارگانهایی را نشان میدهد که در مأموریتهای ضد مقاومت از جمله اطراف اشرف و جلسات تبلیغاتی وزارت اطلاعات نقش داشتند. حضور مستمر شبانی در این ترکیبها نشانگر جایگاه او در این ساختار تبلیغاتی است.
