قربانعلی پوراحمدی و نهادسازی وزارت اطلاعات ،موسوم به «انجمن نجات» رژیم در گیلان از مأموریت تا مأموریت

مقدمه
در شبکهٔ پیچیدهٔ امنیتی جمهوری اسلامی، نهادهایی با ظاهر «مدنی» اما ماهیت تمامعیار امنیتی، از دههٔ هفتاد تاکنون برای استمرار سرکوب و تبلیغات ضد مقاومت ساخته شدند. در رأس این ساختارها، «انجمن نجات» قرار دارد؛ بازوی رسمی وزارت اطلاعات که مأموریتش تخریب سازمان مجاهدین خلق ایران، فریب افکار عمومی، و بهرهبرداری از خانوادهها برای پیشبرد اهداف جنگ روانی است.
قربانعلی پوراحمدی یکی از چهرههای شاخص این ساختار در استان گیلان است؛ فردی که مسیرش از همکاری پنهان با دستگاه اطلاعاتی آغاز شد و به مسئولیت علنی انجمن نجات گیلان رسید. او نمونهای روشن از ترکیب مأموریت امنیتی و مأموریت تبلیغی است؛ مأمور دوگانهای که در ظاهر مدعی «انساندوستی و خانوادهمحوری» است، اما در عمل ابزار دستگاه سرکوب برای جنگ علیه مقاومت ایران.
مسیر ورود و نقش سازمانی
اسناد و گزارشهای موجود نشان میدهد که قربانعلی پوراحمدی از اواخر دههٔ ۱۳۷۰ در پروژههای محلی وزارت اطلاعات در گیلان فعال بوده است. این فعالیتها ابتدا در پوشش «ارتباط با خانوادهها» و «اطلاعرسانی دربارهٔ فرقهها» آغاز شد، اما در واقع بخشی از طرح کلان وزارت برای تشکیل شبکهای از عوامل میدانی در استانهای شمالی بود.
در میانهٔ دههٔ هشتاد، همزمان با فعالشدن «انجمن نجات» در استانهای مازندران و گلستان، شاخهٔ گیلان نیز شکل گرفت. پوراحمدی بهعنوان فردی بومی، شناختهشده و دارای ارتباطات محلی، توسط ادارهکل اطلاعات گیلان بهعنوان رابط میدانی برگزیده شد. مأموریتش روشن بود: ایجاد پوشش اجتماعی برای نفوذ اطلاعات، شناسایی هواداران مقاومت در شهرهای رشت، صومعهسرا، لنگرود و انزلی، و مهندسی افکار عمومی در چارچوب تبلیغات حکومتی.
هماهنگی با مرکز و نقش ابراهیم خدابنده
در همان دوران، خط «پشتیبانی تبلیغاتی» انجمن نجات از تهران به استانها منتقل شد. ابراهیم خدابنده، مدیرعامل انجمن نجات و از مأموران قدیمی وزارت اطلاعات، حلقهٔ اتصال میان تهران و شعبههای استانی بود. در این ساختار، قربانعلی پوراحمدی بهعنوان نمایندهٔ مستقیم گیلان زیر نظر او فعالیت میکرد.
گزارشهای رسانهای و تصویری متعدد از جلسات و نشستهای این افراد در رشت و تهران منتشر شده است که در آنها، خدابنده و پوراحمدی بهصورت مشترک مأموریت «افشاگری» علیه مجاهدین را پیش میبردند. هدف، نه گفتوگو با خانوادهها بلکه بازتولید نفرت، ترس و دروغ در ذهن جامعه بود؛ الگویی که کاملاً منطبق با خط تبلیغی وزارت اطلاعات بود.
مأموریتهای برونمرزی و هماهنگی با «هتل مهاجر»
در دههٔ هشتاد، وزارت اطلاعات برای تقویت جنگ روانی علیه مجاهدین در عراق، دهها مأمور از شاخههای استانی انجمن نجات را به بغداد و نواحی اطراف اشرف اعزام کرد. قربانعلی پوراحمدی از جمله کسانی بود که در این اعزامها شرکت داشت. مأموریت او در این سفرها، گردآوری اطلاعات دربارهٔ اشرفیان، شناسایی خانوادههای مرتبط با مقاومت، و همکاری با مأموران اعزامی از تهران بود.
در بخشی از مستندات موجود، نام پوراحمدی در ارتباط با پروژهٔ موسوم به «هتل مهاجر» آمده است — محلی که رژیم در بغداد برای تطمیع و استفادهٔ تبلیغاتی از افراد بازگشته از اشرف ایجاد کرده بود. او در این پروژه بهعنوان رابط میدانی و تنظیمکنندهٔ مصاحبهها و «گزارشهای خانوادگی» فعالیت داشت.
ایجاد و گسترش شعبهٔ انجمن نجات گیلان
پس از بازگشت از مأموریتهای عراق، پوراحمدی عملاً مسئول شاخهٔ گیلان شد. انجمن نجات گیلان با تمرکز بر شهر رشت و صومعهسرا کار خود را گسترش داد. جلسات، نشستها و دیدارهایی که در ظاهر با عنوان «خانوادهها» برگزار میشد، در واقع مراکز هماهنگی عملیات روانی و اطلاعرسانی وزارت اطلاعات بودند.
او در این چارچوب، وظیفه داشت افراد محلی را شناسایی و جذب کند، و از طریق ارتباط با نهادهای حکومتی، گزارشهایی دربارهٔ وضعیت اجتماعی، گرایشهای سیاسی و روحیهٔ مردم تهیه و ارسال کند. بسیاری از مطالبی که در رسانههای حکومتی مانند فارس، میزان و تسنیم دربارهٔ «نجاتیافتگان» منتشر میشد، از همین شبکهٔ استانی تولید و به مرکز منتقل میشد.
پیوند با پروژهٔ تبلیغاتی و رسانهای
با گسترش فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، وزارت اطلاعات به شاخههای استانی مأموریت داد که حضور آنلاین خود را تقویت کنند. قربانعلی پوراحمدی نیز در این چارچوب فعال شد و با همکاری چند تن از مأموران محلی، محتوایی علیه مجاهدین خلق، اشرفیان و شورای ملی مقاومت تولید کرد.
او در مصاحبههایی که در رسانههای حکومتی منتشر شد، با همان ادبیات تکراری وزارت اطلاعات، از اصطلاحاتی مانند «رهایی از فرقه» و «بازگشت به زندگی» استفاده کرد؛ عباراتی که در تمام پروژههای جنگ روانی رژیم بهصورت هماهنگ تکرار میشوند.
جمعبندی شمارهٔ اول
قربانعلی پوراحمدی در واقع یک مأمور امنیتی در پوشش اجتماعی است. او نه فعال مدنی است و نه نمایندهٔ خانوادهها، بلکه مأموری است در خدمت ساختار تبلیغاتی وزارت اطلاعات که مأموریتش تولید دروغ، تحریف حقیقت و تطهیر سرکوب است.
اما در برابر این شبکهٔ تزویر، حقیقت ایستاد. مقاومت ایران با پایداری و شفافسازی بیوقفه، چهرهٔ واقعی این مأموریتها را افشا کرد. امروز پس از گذشت دو دهه، نه انجمن نجات و نه مزدورانی مانند پوراحمدی، نتوانستهاند مشروعیت از دسترفتهٔ رژیم را بازسازی کنند.
در قسمت دوم، به مأموریتهای رسانهای، همکاری با سپاه و حضور او در پروژههای تخریب در شمال کشور خواهیم پرداخت؛ همان جایی که خطوط تبلیغاتی وزارت اطلاعات با ساختار امنیتی سپاه پاسداران درهمتنیده میشود.
