افشاگری‌ها

مانوئل والس: سقوط رژیم ایران باید به اولویت راهبردی غرب تبدیل شود

مانوئل والس، نخست‌وزیر پیشین فرانسه سرنگونی رژیم باید استراتژی غرب باشد

مانوئل والس، نخست‌وزیر پیشین فرانسه، در دو یادداشت تحلیلی در روزنامه فیگارو و هفته نامۀ اکسپرس تأکید کرده است که تضعیف و در نهایت سقوط رژیم ایران شرط ثبات خاورمیانه و امنیت دموکراسی‌هاست و فرانسه و اروپا باید در برابر تحولات اسرائیل و منطقه، راهبردی روشن و بدون ابهام اتخاذ کنند. به گفتۀ والس سقوط رژیم اسلامی ایران باید به اولویت راهبردی غرب تبدیل شود.

نخست‌وزیر پیشین فرانسه، مانوئل والس، در دو یادداشت تحلیلی منتشرشده در روزنامه فیگارو و هفته‌نامۀ اکسپرس، با لحنی کم‌سابقه و صریح تأکید کرده است که تضعیف و در نهایت سقوط جمهوری اسلامی ایران باید به اولویت‌ راهبردی غرب، اروپا و فرانسه تبدیل شود. به‌ گفتۀ او، جمهوری اسلامی «کانون ایدئولوژیک و عملیاتی آشوب در خاورمیانه» و یکی از تهدیدهای مرکزی علیه امنیت دموکراسی‌هاست.

والس در این دو متن، جمهوری اسلامی را نه صرفاً یک بازیگر منطقه‌ای، بلکه یکی از ستون‌های اصلی اسلام‌گرایی معاصر توصیف می‌کند : جریانی که هم در شکل شیعی و هم در شکل سنی، به‌گفتۀ او، خشونت، سرکوب و ترور را به‌ عنوان ابزار سیاسی نهادینه کرده است.

مانوئل والس در مقالۀ خود در اکسپرس به ریشه‌های تاریخی این وضعیت بازمی‌گردد و می‌نویسد که در سال ۱۹۷۹، بخشی از روشنفکری چپ در اروپا، «به نام رمانتیسمی انقلابی و همواره کاذب»، سقوط نظام سلطنتی در ایران و ظهور خمینی را فرصتی برای شکل‌گیری یک رژیم «ضد‌استعماری و ضد‌امپریالیستی» پنداشت. به‌گفتۀ والس، با این تصور باطل خطایی بنیادین رخ داد، زیرا همگان جایی که در واقع یک ضدانقلاب دینی، تمامیت‌خواه و سرکوبگر در حال شکل‌گیری بود، آن را به ‌عنوان نیرویی گذرا و هم‌پیمان تصور کردند.

والس تأکید می‌کند که اسلام سیاسی، نه «هم‌پیمان»، بلکه هسته مرکزی پروژه قدرت در جمهوری اسلامی بود. رژیمی که به‌گفتۀ والس، با بهره‌گیری از انفعال قدرت‌های غربی، به‌تدریج متحدان سابق خود را حذف کرد، چپ و دموکرات‌ها را درهم کوبید، نهادهای کشور را به تصرف خود درآورد و دولت را بر محور مذهب و خشونت قفل کرد.

والس نقطه عطف نمادین را سال ۱۹۸۹ می‌داند: همزمان با فروریختن دیوار برلین و گشایش افق‌های دموکراتیک در اروپا، خمینی با صدور فتوای قتل سلمان رشدی، اعلام کرد که «قانون دینی او می‌تواند فراتر از مرزها، دولت‌ها و آزادی‌ها عمل کند». به‌گفتۀ والس، این فتوا یکی از اعمال بنیان‌گذار اسلام‌گرایی جهانی بود.

از آن زمان به بعد، به‌نوشتۀ والس، جمهوری اسلامی مدلی را توسعه داده که در آن یهودستیزی، سرکوب داخلی و صدور ایدئولوژی به‌هم گره خورده‌اند : مدلی که رژیم ایران را در قالب یک تلقی آخرالزمانی از جهان به یکی از قطب‌های اصلی اسلام‌گرایی معاصر تبدیل کرده است.

نخست‌وزیر پیشین فرانسه در هر دو مقاله، به‌ تفصیل به راهبرد منطقه‌ای جمهوری اسلامی می‌پردازد. به‌گفتۀ او، تهران از طریق اتکا به شبکه‌ای از نیروهای نیابتی مسلح، خشونت را صادر و دولت‌ها را بی‌ثبات کرده است: حزب‌الله در لبنان، شبه‌نظامیان شیعه در عراق، حوثی‌ها در یمن، حماس و دیگر گروه‌های فلسطینی.

او همچنین به حمایت مستمر جمهوری اسلامی از بشار اسد اشاره می‌کند و یادآور می‌شود که شبکه‌های وابسته به رژیم ایران در دهه‌های گذشته در اقدامات تروریستی علیه اهداف غربی نقش داشته‌اند : از جمله از طریق آدم‌ربایی‌ها و حملات علیه منافع فرانسه و آمریکا در لبنان، بمب‌گذاری‌های سال‌های ۱۹۸۵ و ۱۹۸۶ در پاریس و ترور مخالفان ایرانی در سراسر جهان، تا همین امروز.

به‌نوشتۀ والس، جمهوری اسلامی همزمان از ولادیمیر پوتین در جنگ علیه اوکراین حمایت می‌کند و همچنان در پی دستیابی به سلاح هسته‌ای است : هدفی که به‌ گفتۀ او، نه‌ تنها برای نابودی اسرائیل، بلکه برای تهدید مستقیم غرب دنبال می‌شود.

در مطلب خود در فیگارو، مانوئل والس تصریح می‌کند که تضعیف کنونی حکومت ایران، پیامد مستقیم جنگ جاری در منطقه و فشارهای نظامی اسرائیل و ایالات متحد آمریکا است و سقوط آن می‌تواند ضربه‌ای تعیین‌کننده به کل پروژه اسلام‌گرایی، چه در شکل سنی و چه در شکل شیعی، وارد کند؛ هرچند او هشدار می‌دهد که روسیه و چین در برابر چنین تحولی بی‌واکنش نخواهند ماند.

مانوئل والس در ادامه می‌نویسد که بخش مهمی از آینده فرانسه، اروپا و دموکراسی‌های غربی، نه‌ تنها در اوکراین، بلکه در اسرائیل و خاورمیانه رقم می‌خورد. به‌ گفته او، کسانی که این واقعیت را نادیده می‌گیرند، مرتکب «خطایی راهبردی» می‌شوند، زیرا منافع، امنیت و مدل دموکراتیک کشورهای اروپایی مستقیماً به سرنوشت اسرائیل گره خورده است.

او تأکید می‌کند که اسرائیل امروز درگیر جنگی چندجبهه‌ای است: در غزه، لبنان، سوریه، یمن و در تقابل مستقیم با رژیم ایران. با این حال، به‌ نوشته والس، اسرائیل پس از حمله هفتم اکتبر، به پیروزی‌های مهم نظامی و راهبردی دست یافته که از هم‌اکنون بر بازترکیب موازنه قدرت در منطقه اثر گذاشته است، پیروزی‌هایی که به‌گفته او، فقط به نفع اسرائیل نیست، بلکه به سود همه دموکراسی‌هاست.

نخست‌وزیر پیشین فرانسه، سیاست‌های پاریس و بروکسل را به‌ شدت نقد می‌کند و می‌نویسد که فرانسه و اروپا عمق دگرگونی‌های ژئوپلیتیکی خاورمیانه را دست‌کم گرفته‌اند و همچنان با زبانی دیپلماتیک سخن می‌گویند که به‌گفته او «متعلق به جهانی است که دیگر وجود ندارد». به‌ نوشته والس، تلاش برای «صحبت با همه» در عمل به تضعیف نفوذ اروپا انجامیده است. او به‌ طور مشخص به لبنان اشاره می‌کند و می‌نویسد که مماشات با حزب‌الله، این گروه را تقویت کرده و همزمان جایگاه فرانسه را در کشوری که می‌توانست نقشی کلیدی در بازگرداندن حاکمیت آن ایفا کند، تضعیف کرده است.

در مقالۀ خود در اکسپرس، مانوئل والس به وضعیت داخلی ایران می‌پردازد و می‌نویسد که ایرانیان «خیزش اخیر خود را به بهای خون می‌پردازند». او از تصاویر و گزارش‌هایی هولناکی سخن می‌گوید که از کشتاری بی‌سابقه حکایت دارند: شلیک مستقیم تک‌ تیراندازان به معترضان در ده‌ها شهر، یورش نیروهای مسلح به بیمارستان‌ها برای جلوگیری از درمان زخمی‌ها، زدن تیرخلاص به مجروحان و حمله به پزشکان و کادر درمان در سراسر ایران. والس می‌نویسد که در یک بازۀ بسیار کوتاه، شمار قربانیان به ده‌ها هزار نفر رسیده و سرکوب اخیر «فراتر از هر آنچه تصور می‌شد، رفته است.»

مانوئل والس نتیجه می‌گیرد که اگر هدف، ثبات خاورمیانه و امنیت جهانی است، صرف مهار یا مذاکره با جمهوری اسلامی کافی نیست. به‌گفتۀ او، جمهوری اسلامی از هر دور مذاکره تنها برای خرید زمان استفاده کرده و بقای خود را بر «تردیدها، عقب‌نشینی‌ها و ناتوانی غرب در نامیدن دشمن» بنا کرده است.

او تأکید می‌کند که سقوط جمهوری اسلامی -هرچند دشوار، پرخطر و همراه با واکنش روسیه و چین است –  باید به‌عنوان یک هدف راهبردی پذیرفته شود. والس می‌افزاید که تضعیف کنونی این رژیم، نتیجۀ مستقیم جنگ اخیر و فشارهای همزمان اسرائیل و ایالات متحد آمریکا است و سقوط آن می‌تواند «ضربه‌ای مهلک به کل پروژه اسلام‌گرایی» وارد کند.

او همچنین از قرار گرفتن دیرهنگام اما «ضروری» سپاه پاسداران در فهرست سازمان‌های تروریستی اتحادیۀ اروپا استقبال می‌کند، اما آن را تنها «گامی نخست» می‌داند و خواستار افزایش فشار همه‌جانبه بر تهران می‌شود. به‌ گفتۀ مانوئل والس، پایان جمهوری اسلامی صرفاً به معنای تغییر یک رژیم نیست، بلکه شوک ژئوپلیتیکی و ایدئولوژیکی بزرگی برای خاورمیانه و جهان خواهد بود : شوکی که می‌تواند موازنۀ قدرت را به زیان اسلام‌گرایی و به سود دموکراسی‌ها تغییر دهد.

او هشدار می‌دهد که فرانسه و اروپا در برابر «لحظه‌ای تاریخی» قرار دارند و تاریخ از آن‌ها نخواهد پرسید که آیا واژگان دیپلماتیک متعادلی به کار برده‌اند یا نه، بلکه خواهد پرسید آیا واقعیت جهان را دیده و درک کرده‌اند یا نه : واقعیتی که به‌نوشتۀ او نشان می‌دهد آنچه امروز در ایران، اسرائیل و خاورمیانه می‌گذرد، مستقیماً آینده امنیت، انسجام اجتماعی و دموکراسی‌های اروپایی را رقم می‌زند.

https://www.rfi.fr/fa/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86

Leave a Reply

Discover more from افشای یاران شیطان

Subscribe now to keep reading and get access to the full archive.

Continue reading