افشاگری‌ها

تاریخچه ای عبرت آموز ومقاومتی بزرگ وخونین وطولانی قسمت شمارهٔ ۴ «ولایت فقیه» تا «ولایتِ قتل‌عام»؛ تثبیت دولت امنیتی

ولایت خامنه ای یعنی ولایت قتل عام که از سال ۶۷ تا امروز هنوز ادامه دارد

سال ۱۳۶۸، انتقال قدرت انجام شد.
اما این انتقال، نه بر بستر آشتی ملی،
بلکه بر بستر یک قتل‌عام سازمان‌یافته شکل گرفت.

رهبری به دست
سید علی خامنه‌ای
رسید؛
اما ساختاری که او تحویل گرفت،
ساختاری بود که پیش‌تر با اعدام‌های گسترده و حذف سیستماتیک مخالفان تثبیت شده بود.

از همین روست که بسیاری دوران او را نه فقط ادامهٔ ولایت فقیه،
بلکه «ولایتِ قتل‌عام» می‌نامند.


۱. انتقال قدرت بر شانه‌های مصونیت

پس از تابستان ۱۳۶۷:

  • عاملان هیأت‌های مرگ برکنار نشدند؛
    در ساختار باقی ماندند یا ارتقا یافتند.
  • هیچ تحقیق داخلی انجام نشد.
  • هیچ دادگاهی برگزار نشد.
  • هیچ عذرخواهی رسمی صورت نگرفت.

فرهنگ «مصونیت از مجازات» به ستون اصلی نظام تبدیل شد.

این همان نکته‌ای است که گزارش‌های بین‌المللی نیز بر آن تأکید کرده‌اند؛
این‌که بسیاری از مسئولان آن دوره، همچنان در مناصب قدرت باقی مانده‌اند 

قتل عام دهه ۶۰ وگزارش جاوید رحم…

.


۲. از فقه به امنیت؛ تغییر ماهیت حاکمیت

در دوران خامنه‌ای، ولایت فقیه وارد فاز جدیدی شد:

  • تمرکز بیشتر قدرت در بیت رهبری
  • گسترش نفوذ نهادهای امنیتی
  • تبدیل سپاه به بازیگر اصلی سیاسی و اقتصادی
  • کنترل رسانه، دانشگاه، قوه قضاییه

ولایت فقیه دیگر صرفاً نظریه‌ای دینی نبود؛
یک دولت امنیتی دائمی بود.

اگر در دهه ۶۰ حذف فیزیکی در زندان‌ها رخ داد،
در دهه‌های بعد سرکوب به خیابان‌ها منتقل شد.


۳. استمرار منطق حذف

در سال‌های بعد:

  • سرکوب دانشجویان ۷۸
  • برخورد خشن با اعتراضات ۸۸
  • کشتار گسترده آبان ۹۸
  • سرکوب اعتراضات ۱۴۰۱

همگی ادامه همان منطق بودند:
مخالف سازمان‌یافته یا اعتراض جمعی،
باید مهار یا حذف شود.

منطق تغییر نکرده بود؛
فقط شکل آن تحول یافته بود.


۴. چرا با وجود این سرکوب، بدیل حذف نشد؟

پرسش اساسی این است:

با وجود اعدام‌های دهه ۶۰،
قتل‌عام ۶۷،
سرکوب‌های دهه‌های بعد،
چرا بدیل از صحنه حذف نشد؟

پاسخ در ماهیت تقابل است.

این رویارویی، صرفاً نزاع قدرت نبود؛
نزاع بر سر تعریف انسان و حق انتخاب بود.

وقتی حاکمیت، جامعه را «صغیر» می‌داند،
هر موج اعتراض،
هر حرکت سازمان‌یافته،
و هر مطالبهٔ آزادی،
به چالشی ساختاری تبدیل می‌شود.


۵. اعتراف‌های ناخواسته

در طول سال‌ها، مقامات رسمی بارها گفته‌اند که
«فلان جریان مقابل امام ایستاد»،
«در برابر نظام کوتاه نیامد»،
«سر موضع ماند».

این اعتراف‌ها،
در واقع تأیید همان تقابل تاریخی است.

حاکمیت می‌خواست اطاعت مطلق؛
اما با مقاومتی مواجه شد که حاضر به ادغام نشد.


۶. جمع‌بندی چهار شماره

در این چهار بخش دیدیم:

  • ولایت فقیه بر پایه قیمومت انسان شکل گرفت.
  • حذف بدیل سیاسی از ابتدا در دستور کار بود.
  • دهه ۶۰ و قتل‌عام ۶۷ نقطهٔ اوج حذف فیزیکی بود.
  • خامنه‌ای این منطق را به دولت امنیتی دائمی تبدیل کرد.

نتیجهٔ این هماوردی،
سنگین و خونین بود.
اما تقابل پایان نیافت.

زیرا تا زمانی که حق انتخاب انسان انکار شود،
مقاومت نیز پایان نخواهد یافت.

شهرام بهزادی

Leave a Reply

Discover more from افشای یاران شیطان

Subscribe now to keep reading and get access to the full archive.

Continue reading