انجمن نجات؛ بازوی وزارت اطلاعات زیر نقاب خانوادهها
چکیده مقاله

امیری میگوید انجمن نجات دست ساز وزارت اطلاعات است وبودجه اش را وزارت اطلاعات میدهد
انجمن نجات تشکیلاتی امنیتی است که با ظاهر فریبندهٔ یک نهاد خانوادگی و «انجمن مدنی» ایجاد شد تا مأموریت وزارت اطلاعات را در جنگ روانی و تبلیغاتی علیه سازمان مجاهدین خلق پیش ببرد.
این گزارش، بر اساس اسناد و اعترافات رسمی، چگونگی تشکیل، ساختار، اهداف و نقش واقعی این شبکه را افشا میکند.
پیدایش انجمن نجات
پس از شکست نظامی و تبلیغاتی رژیم در برابر مجاهدین خلق در دههٔ ۷۰ و ناتوانی از درهم شکستن پایداری اشرف، وزارت اطلاعات در سال ۱۳۸۰ تصمیم به ایجاد نهادی پوششی گرفت که نامش را «انجمن نجات» گذاشت.
در ظاهر، نهادی «غیردولتی» برای ارتباط خانوادهها با «فرزندانشان در اشرف» معرفی شد؛ اما در واقع، طرحی بود برای بازتولید سیاستهای امنیتی در قالبی اجتماعی و عاطفی.
پایهگذاران این نهاد، از میان مأموران باسابقهٔ وزارت اطلاعات انتخاب شدند. ادارهٔ کل موسوم به «مقابله با نفاق» در وزارت اطلاعات (بخش ویژهٔ سرکوب مجاهدین) مسئول مستقیم طراحی، بودجه و هدایت آن بود. مأمورانی چون «ابوذر اسلامی»، «باطنی» و «جوادینیا» از اولین سازماندهندگانش بودند.
ساختار و گسترش

انجمن نجات در هر استان زیر نظر اداره اطلاعات همان استان تأسیس شد.
دفاتر استانی در مازندران، گیلان، اصفهان، خوزستان، فارس و آذربایجان، نخستین شعبههای فعال بودند.
در رأس هر دفتر، مأموران اطلاعاتی یا بریدههای تشکیلاتی قرار گرفتند که وظیفهشان شناسایی خانوادههای مجاهدین، تماس، تطمیع یا تهدید آنان بود تا در پروژههای تبلیغی شرکت کنند.
در سالهای بعد، رژیم برای حفظ پوشش بینالمللی، همین ساختار را به خارج از کشور نیز گسترش داد و در کشورهایی چون فرانسه، آلمان و سوئیس با نام «Nejat NGO» دفاتر ظاهراً مستقل به ثبت رساند تا با چهرهای حقوقبشری، علیه مقاومت تبلیغ کنند.
هدف و مأموریت واقعی
بهگفتهٔ اسناد درونوزارتی، مأموریت انجمن نجات چنین تعریف شده بود:
«ایجاد شکاف میان اعضای سازمان و خانوادهها، بهرهگیری از احساسات والدین برای بازگرداندن نیروها، و تأمین خوراک رسانهای برای خنثیسازی تبلیغات منافقین.»
در واقع، انجمن نجات ابزار رسمی وزارت اطلاعات برای شیطانسازی علیه مقاومت ایران بود؛ نهادی برای «تولید تواب»، «بریدهسازی رسانهای» و «عملیات روانی» در پوشش کمک خانوادگی.
در گزارشهای رسانهایاش، اعضای انجمن نجات از اصطلاحاتی مانند «نجاتیافتگان» و «رهایی از فرقه» استفاده کردند تا خیانت و بریدگی را فضیلت جلوه دهند.
پوشش NGO و عملیات تبلیغاتی
رژیم برای مشروعیتبخشی به این پروژه، آن را بهعنوان یک NGO در وزارت کشور ثبت کرد.
اما بودجه، پرسنل و خطمشی آن کاملاً از وزارت اطلاعات میآمد.
وبسایت رسمی آن، NejatNGO.org، عملاً به تریبون وزارت اطلاعات علیه مجاهدین خلق تبدیل شد؛ محتوای آن سراسر شامل مصاحبههای ساختگی، گزارشهای کذب از خانوادهها، و مقالاتی برای تحریف تاریخ مقاومت است.
در سطح بینالمللی نیز، اعضای اعزامی انجمن نجات در قالب «نمایندگان خانوادهها» در نشستها و کنفرانسها حاضر میشدند تا علیه اشرف و بعداً آلبانی پروندهسازی کنند. بسیاری از آنها مأموران سابق بازجویی در زندانهای اوین و گوهردشت بودند که با پاسپورتهای جدید به اروپا فرستاده شدند.
نمونهای از اعترافات رسمی
دو مقام وقت رژیم در سال ۱۳۸۳ واقعیت را آشکار کردند:

امیری میگوید انجمن نجات دست ساز وزارت اطلاعات است وبودجه اش را وزارت اطلاعات میدهد
- حسینعلی امیری، مدیرکل دادگستری فارس گفت: «انجمن نجات از بریدههای منافقین تشکیل شده و زیر نظر وزارت اطلاعات اداره میشود.»
- علی یونسی، وزیر اطلاعات وقت، نیز اعتراف کرد: «ما تروریستهای منافق را زنده دستگیر میکنیم و تبدیلشان میکنیم به کسانی که از وزارت اطلاعات دفاع میکنند.»
این جملات بهروشنی نشان میدهد که انجمن نجات، کارخانهٔ رسمی تولید تواب و مزدور تبلیغاتی در خدمت نظام ولایتفقیه است.
نتیجهگیری
انجمن نجات، نهادی مردمی یا خانوادگی نیست؛ بلکه ابزار تبلیغاتی وزارت اطلاعات است که با نقاب عاطفه و خانواده، مأموریتش تخریب چهرهٔ مجاهدین و تضعیف ارادهٔ مقاومت است.
از سال ۱۳۸۰ تا امروز، نقش آن تغییر نکرده است:
تحریک خانوادهها، فریب افکار عمومی، و استمرار جنگ روانی علیه نیرویی که هنوز کابوس اصلی نظام است.
این انجمن، در حقیقت، ادامهٔ همان شکنجهگاهها و بازجوییهاست — تنها با چهرهای نرمتر، اما مأموریتی خشنتر: کشتن حقیقت.

