نمایش قضائیه جلادان و بازمصرف علی اکرامی مزدور چندبارمصرف وزارت اطلاعات در خوزستان
نمایش قضائیه جلادان و بازمصرف علی اکرامی
مزدور چندبارمصرف وزارت اطلاعات در خوزستان
در روزهایی که حکومت آخوندی زیر ضربات قیام و نفرت مردم ایران ترک برداشته است، وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه، آخرین برگهای سوختهٔ خود را به میدان میآورند؛ عناصری که سالهاست هرچه رسوایی، دروغ، مزدوری و خیانت بوده، در پروندهشان انباشته شده است.
در رأس این دارودستهٔ بیآبرو، علی اکرامی قرار دارد؛ آلتدست خفهشدهٔ وزارت اطلاعات در خوزستان، کارمند رسمی باند بدنام «انجمن نجات»، و مهرهٔ چندبارمصرف در تمام عملیاتهای امنیتی علیه مجاهدین. این فرد نه «عضو جداشده» است و نه «منتقد». او همان چیزی است که در ادبیات امنیتی به آن میگویند:
پادوی اطلاعاتی – مأمور کمارزش – کالای سوخته – کارگر بدنام جنگ روانی
۱. سیرک دادگاه ۱۰۴ نفره؛ مصرف مجدد یک لاشهٔ امنیتی
در نمایشی که رژیم بهنام «محاکمهٔ ۱۰۴ نفر» اجرا میکند، اکرامی را در جایگاه «شاهد» نشاندند! در حالیکه همهٔ اسناد تصویری فریاد میزنند که این فرد باید در جایگاه متهم بنشیند، نه شاهد.
علی اکرامی همان کسی است که:
- در محاصرهٔ اشرف، با ۳۲۰ بلندگو به فحاشی و جنگ روانی علیه مجاهدین مشغول بود؛
- در سیرکهای وزارت اطلاعات علیه خانوادهها و اشرفیها نقش فعال داشت؛
- در عراق، در کنار عوامل نیروی تروریستی قدس، زمینهساز حمله و کشتار مجاهدین شد؛
- در جلسات وزارت اطلاعات خوزستان، خانوادهها را تهدید و تطمیع میکرد تا علیه فرزندان مجاهدشان موضع بگیرند؛
- در شوهای امنیتی صداوسیما و شبکهٔ العالم، نقش «قهرمان پشیمانی» و «شاهد دروغین» را بازی میکرد؛
- و در دانشگاهها، بهعنوان «کارشناس»، دروغهای آمادهٔ وزارت اطلاعات را نشخوار میکرد.
به زبان مؤدبانه، این فرد هیچ اعتبار حقوقی و اخلاقی ندارد؛ صریحتر بگوییم: علی اکرامی سند زندهٔ سقوط اخلاقی و سیاسی رژیم ولایت فقیه است.
۲. مأموریت اصلی: شکنجهٔ روحی خانوادهها
کار اصلی این مأمور چیست؟ فقط یک چیز: شکستن روحیهٔ خانوادههای مجاهدین از طریق تهدید، اجبار، دروغ و فشار روانی.
اکرامی سالها میان خانوادههای شریف جنوب کشور چرخانده شد تا:
- دروغهای امنیتی را بهعنوان «خاطره» و «تجربهٔ شخصی» جا بزند؛
- والدین و بستگان مجاهدین را مجبور به امضای نامههای دیکتهشدهٔ وزارت اطلاعات کند؛
- با گرفتن عکسهای اجباری و ساختگی، پروژهٔ «تماس با خانواده» را صحنهسازی و برای مصرف تبلیغاتی آماده کند.
این همان شکنجهٔ روانی است که وزارت اطلاعات سالهاست علیه خانوادههای بیدفاع استفاده میکند؛ شکنجهای که نه در سلولهای انفرادی، بلکه پشت درِ خانهها و در سالنهای بهظاهر «مشاوره» و «همایش» اعمال میشود.
۳. مهرهای که حتی در میان مزدوران هم احترام ندارد
در همین دادگاه مضحک ۱۰۴ نفره، برخی از وکلای حکومتی اعتراف کردند که این افراد «باید در جایگاه متهم بنشینند، نه شاهد». این جمله، یک سند تاریخی است: حتی خود دستگاه قضایی رژیم نیز میداند که اینها شکنجهگر، اطلاعاتچی و همکار جنایت هستند.
اکرامی در حقیقت نمایندهٔ چیست؟
- نمایندهٔ وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه؛
- نمایندهٔ پروندهسازی، فریب، و جابهجاکردن جای جلاد و قربانی؛
- نمایندهٔ سیاست کثیف «قربانی را جلاد و جلاد را قربانی نشان بده».
اما او هرگز نمایندهٔ «جامعه» یا «واقعیت» نیست؛ نه چهرهٔ سیاسی است، نه فعال اجتماعی، نه صاحب فکر. او یک مأمور تماموقت امنیتی است که با چندرغاز مزدوری و وعدههای پوچ، نقش «شاهد» و «شاکی» را بازی میکند.
۴. چرا رژیم به چنین مهرههای سوختهای چسبیده است؟
چون:
- هیچ انسان شرافتمندی حاضر نیست برای رژیم شهادت دروغ بدهد؛
- هیچ وجدان بیداری حاضر نیست در پروژههای شیطانسازی علیه مجاهدین شرکت کند؛
- هیچ نیروی اجتماعی واقعی حاضر نیست در سیرکهای قضاییه و وزارت اطلاعات ظاهر شود.
بنابراین رژیم ناچار است بارها و بارها به همین چند مزدور سوخته تکیه کند: علی اکرامی، هادی شبانی، علی مرادی، ابراهیم خدابنده، ایرج صالحی، قادر رحمانی، نصیر پایبرپی، حمید دهدار حسنی و امثالهم؛ همانهایی که مردم به آنان میگویند:
بریدههای اجارهای – شاهدان تولیدی وزارت اطلاعات – مزدوران حقیر جنگ روانی
۵. نتیجهگیری: علی اکرامی نه شاهد است، نه شاکی؛ او خودِ جرم است
تمام عکسها و اسنادی که از میدان اشرف، از پشت سیمخاردارها، از شوهای تلویزیونی، از سالنهای دانشگاه، و از دادگاه ۱۰۴ نفره در دست است، تنها یک حقیقت را فریاد میزنند:
علی اکرامی بخشی از ماشین سرکوب و جنگ روانی رژیم ولایت فقیه است؛ نه قربانی، نه شاهد، نه منتقد.
او مزدور سازمانیافتهٔ وزارت اطلاعات است؛ و حضورش در هر صحنهای، از دادگاه قلابی تا شو تلویزیونی و محاصرهٔ اشرف، فقط یک پیام دارد:
رژیم به ته خط رسیده که مجبور است از چنین عناصر پوسیده و چندبارمصرفی، شاهد و شاکی بسازد.
