افشاگری‌ها

تاریخچه ای عبرت آموز ومقاومتی بزرگ وخونین وطولانی قسمت اول ولایت فقیه؛ قیمومت بر انسان و تولدِ یک رویارویی تاریخی

خمینی سارق انقلاب ضد سلطنتی ، جلاد ضد بشر وخلیفه ارتجاع ومرتجعی خونریز بزرگترین بلیه تاریخ ایران

تجمعات ۵۷ برای انقلاب ضد سلطنتی

خمینی خلیفه ارتجاع وحاکمی ضد بشروبزرگترین بلیه تاریخ ایران

4

وقتی روح‌الله خمینی نظریهٔ «ولایت فقیه» را از متن درس‌های فقهی به متن قدرت سیاسی آورد، فقط یک الگوی حکمرانی پیشنهاد نکرد؛
او تعریف انسان را تغییر داد.

در منطق ولایت فقیه، «ملت» صاحب اختیار نیست؛
بلکه «مکلّف» است.
شهروند، رأی‌دهندهٔ مستقل نیست؛
تابعِ «ولی» است.
و جامعه، مجموعه‌ای از بالغ‌های خودمختار نیست؛
در حکمِ صغار است که باید برایشان قیم تعیین شود.

۱. ولایت فقیه؛ از فقه تا مهندسی اطاعت

در نظریهٔ ولایت فقیه، فقیه نه صرفاً ناظر، بلکه ولیّ امر است؛
یعنی اختیار نهایی بر قانون، سیاست، جنگ، صلح، رسانه، فرهنگ، اقتصاد و حتی حریم خصوصی انسان‌ها.

این نظریه وقتی در قانون اساسی تثبیت شد، عملاً ساختاری پدید آورد که در آن:

  • رأی مردم مشروط است.
  • نهادهای انتخابی مقیدند.
  • شورای نگهبان می‌تواند ارادهٔ عمومی را وتو کند.
  • و رهبر، فراتر از همهٔ قوا قرار می‌گیرد.

اینجا دیگر بحث «جمهوری» نبود؛
بحث قیمومتِ شرعی بر انسانِ بالغ بود.

۲. ساختن ستون‌های قیمومت

برای تثبیت این نظم، ستون‌هایی لازم بود:

  • شکل‌گیری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به‌عنوان بازوی ایدئولوژیک-امنیتی
  • دادگاه‌های انقلاب و احکام فوری
  • شبکهٔ امام‌جمعه‌ها و بسیج اجتماعی
  • پاکسازی دانشگاه‌ها و رسانه‌ها
  • تعریف «مخالف» به‌عنوان «ضد انقلاب» یا «محارب»

این‌ها صرفاً ابزار قدرت نبودند؛
این‌ها ابزار مهندسی اطاعت بودند.

ولایت فقیه برای پیروزی، باید جامعه‌ای می‌ساخت که در آن:

زن، تابعِ قرائت رسمی از شریعت باشد؛
جوان، مطیع نظم ایدئولوژیک؛
اقلیت، خاموش؛
و مخالف، یا توبه‌کرده یا حذف‌شده.

۳. نقطهٔ آغاز تقابل

اما یک مانع اساسی وجود داشت:
جریانی که انسان را «مکلّفِ مطیع» نمی‌دید، بلکه «مسئولِ انتخابگر» می‌دانست.

از همان سال‌های نخست، تقابل میان پروژهٔ قیمومت و نیرویی که بر سازمان‌یافتگی، انتخاب و حق مقاومت تأکید می‌کرد، آغاز شد.
در حالی‌که آن نیرو تلاش کرد در چارچوب فعالیت سیاسی علنی، قانون و مشارکت اجتماعی عمل کند، حاکمیت به‌تدریج نشان داد که تحملِ بدیلِ سازمان‌یافته را ندارد.

در منطق قیمومت،
وجودِ یک آلترناتیوِ مستقل،
خودِ جرم است.

۴. از اختلاف سیاسی تا حذف فیزیکی

ولایت فقیه، اگر بخواهد مطلق بماند، نمی‌تواند رقیب سازمان‌یافته را تحمل کند.
چرا؟

چون هر نیرویی که بگوید «انسان بالغ است و نیاز به قیم ندارد»،
ریشهٔ نظری ولایت را به چالش می‌کشد.

به همین دلیل، تقابل به‌سرعت از سطح بحث نظری، به سطح حذف سیاسی و سپس امنیتی منتقل شد.
مطبوعات بسته شدند، دفاتر مورد حمله قرار گرفتند، تجمعات سرکوب شدند و فضای عمومی به سمت یک‌دست‌سازی رفت.

اینجا، آنچه آغاز شد، صرفاً یک درگیری سیاسی نبود؛
آغاز یک هماوردی تاریخی بود.

۵. شکست پروژهٔ اطاعت مطلق

امروز، پس از ۴۷ سال، پرسش اصلی این است:

اگر ولایت فقیه پروژهٔ قیمومت مطلق بود،
چرا نتوانست جامعه را کاملاً مطیع کند؟

چرا هر دهه، موجی از اعتراض بازگشت؟
چرا بدیلِ سازمان‌یافته حذف نشد؟
چرا حتی در اعتراف‌های رسمی، بارها گفته شد که «در برابر امام ایستادند و تسلیم نشدند»؟

پاسخ در همان نقطهٔ آغاز است:
نظریه‌ای که انسان بالغ را صغیر فرض کند،
در درازمدت با واقعیت جامعه برخورد می‌کند.

و آن برخورد،
همیشه بی‌هزینه نیست.
خونین است.
سنگین است.
اما تعیین‌کننده است.


در شمارهٔ ۲، دقیق و تاریخ‌مند بررسی می‌کنیم:

  • خمینی دقیقاً چه برنامه‌ای برای حذف بدیل داشت؟
  • مجاهدین چگونه در چارچوب قانون و فعالیت علنی عمل کردند؟
  • نقطهٔ گسست کجا رخ داد؟
  • و چگونه پروژهٔ «مهندسی اطاعت» وارد فاز سرکوب سیستماتیک شد؟
    • ادامه دارد
    • شهرام بهزادی

Leave a Reply

Discover more from افشای یاران شیطان

Subscribe now to keep reading and get access to the full archive.

Continue reading