روایت زندانیان آزادشده فرانسوی از “زندان بدنام اوین”

سسیل کولر و ژاک پاریس فرانسوی پس از آزادی از زندان اوین آن دوران را روایت کردهاند
سسیل کولر و ژاک پاریس، شهروندان فرانسوی که سالها در ایران به اتهام “جاسوسی” زندانی بودهاند، سرانجام آزاد شدند و به کشورشان بازگشتند. آنها به رسانهها از روزهایی سخن گفتهاند که در ایران مرگ تنها در دوقدمیشان بود.
آبانماه بود که دو زندانی فرانسوی در ایران ناگهان عطر آزادی را چشیدند. سسیل کولر و ژاک پاریس، این زوج فرانسوی که نزدیک به چهار سال را در زندان اوین به سر بردهاند متهم شده بودند که از جمله برای اسرائيل “جاسوسی” میکردند.
آنها که به سالها زندان در ایران محکوم شده بودند ناگهان در آبان ۱۴۰۴ از زندان آزاد شده و در فروردینماه ۱۴۰۵ در زمانی که جنگ اسرائيل و آمریکا علیه جمهوری اسلامی در جریان بود اعلام شد که به کشورشان برگشتهاند.
چه انگیزهای داشت این آزادی؟ کسی به صورت رسمی علت آن را اعلام نکرده اما همزمانی این رویداد با جنگ اسرائيل و آمریکا علیه جمهوری اسلامی این گمانه را تقویت کرده که شاید موضع محافظهکارانه فرانسه در مورد این حملات باعث آزادی آنها شده باشد.
این زوج که پس از آزادی پنج ماه را ابتدا در سفارت فرانسه در تهران در نوعی حبس خانگی به سر برده و سپس از ایران خارج شدهاند در باره علت این آزادی ناگهانی سکوت اختیار کردهاند. تنها سسیل کولر از “عطر آزادی” سخن گفته و ژاک پاریس هم یادآور شده است: «اجازه ندادیم که ما را بشکنند، چون میخواستیم شهادت بدهیم.»
و آنچه که در این شهادت میگنجد روایتی است از همانچه که در دوران حبس و بهویژه در زندان اوین بر سر آنها رفته است.
سسیل کولر، معلم ادبیات ۴۱ ساله و همدم ۷۲ سالهاش که آموزگاری بازنشسته است اکنون خاطراتشان از “زندان بدنام اوین” را روایت میکنند؛ دورانی که به گفته خودشان، شکنجه و فشار شدید قادر نشد آنها را “بشکند.”
این دو در ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۱ در آخرین روز سفر توریستیشان به ایران بازداشت شدند.
این زوج در مجموع ۱۲۷۷ روز را در بازداشت به سر برده و بیشتر این مدت را در زندان اوین سپری کردهاند. سسیل و ژاک را بلافاصله بعد از بازداشت جدا و به سلولهای انفرادی در بند ۲۰۹ منتقل کردند.
آنها پس از بازگشت به پاریس در گفتوگو با رادیو “فرانس انتر” (France Inter) گفتند که در طول ۱۷ ماه نخست، تنها یک بار و آنهم فقط به مدت چهار دقیقه توانستند یکدیگر را ملاقات کنند.
سسیل کولر میگوید: «در ابتدا ماهها تنها در یک سلول خالی بودم. لباس شخصی نداشتم. حتی یک مسواک هم به من ندادند و مجبور بودم روی زمین بخوابم.»
بدترین بخش این تجربه از زبان آنها، ترس دائم بود. این دو زندانی در بازجوییهای مکرر خود تهدید به مرگ میشدند. به آنها بارها گفته شده بود: «اگر آنچه که میخواهیم را انجام ندهید شما را به دار آویزان میکنیم.»
حتی تهدید میکردند که “بعدا فقط پودر استخوانهایتان پیدا میشود.” در کنار این تهدیدها بلاتکلیفی هم مزید بر علت میشد. به این دو گردشگر گفته شده بود که به دفعات با “تروریستها” دیدار کردهاند.
ژاک پاریس رفتار دستگاه امنیتی ایران که به گفته آنها، سرپرستی بند ۲۰۹ زندان اوین را بر عهده دارد اینگونه توضیح میدهد: «این رژیم به قربانی نیاز دارد. این یک فرایند کامل انسانزدایی است؛ تلاش میکنند برای گرفتن اعتراف زندانی را بشکنند.
کولر میگوید، این فشارها بیشتر روانی بود تا جسمانی؛ همان که او از آن به عنوان “شکنجه سفید” یاد میکند. این شکنجه روانی سالها ادامه داشت: «سلول من فاقد نور طبیعی بود. فقط چراغهای نئون داشت که حتی شبها هم روشن میماندند و نمیگذاشتند که بخوابم.»
به گزارش شبکه “اسدبیلوآر” آلمان که گزارشی در این باره منتشر کرده، جان ایلهان کیزیلهان، روانشناس و رواندرمان برجسته آلمانی میگوید، اسارت در دست حکومتی مانند حکومت ایران برای یک انسان “وضعیت شوک” ایجاد میکند، زیرا به گفته او، بدن و روان او برای چنین شرایطی آماده نیست.
به گفته این کارشناس، فرد در چنین شرایطی مرگ را در دوقدمی خود میبیند و دچار پیامدهای طولانیمدت میشود. پس از آزادی، او معمولا به هفتهها زمان نیاز دارد تا احساس کند دوباره در امنیت قرار دارد.
سسیل کولر به رادیو “فرانس انتر” میگوید، بیشتر از شش ماه حتی چهره خود را هم نتوانست ببیند و در شرایطی از “بیثباتی، ضعف و سردرگمی” قرار داشت. این دو مجبور بودند “اعترافاتی بکنند که از پیش به آنها دیکته شده بود.”
او این وضعیت را بخشی از “دیپلماسی گروگانگیری” ایران میداند؛ رویکردی که در آن مسافران و اتباع خارجی ناگهان بازداشت میشوند و به عنوان اهرم فشار علیه کشورهایشان مورد استفاده قرار میگیرند.
کولر در گفتوگو با شبکه تلویزیونی “فرانس دو” فرانسه نیز گفته که در ایران “جهنم” را تجربه کرده است.
این دو فرانسوی مدتهای مدید در زندان منتظر ماندند تا بالاخره در سال ۱۴۰۳ دادگاهشان برگزار شد. حکم تجدیدنظر نیز در سال ۱۴۰۴ اعلام شد و اتهامشان نیز بدون ارائه هیچ مدرکی از جمله “اقدام علیه امنیت ملی” و “جاسوسی برای اسرائيل و فرانسه” بود.
در آن زمان کولر دیگر در سلول انفرادی نبود، بلکه در سلولی ۹متری بود که گاهی چهار و گاهی تا ۹ زن دیگر هم در آن زندانی بودند، طوری که حتی جای کافی برای خوابیدن روی زمین نداشتند.
او شروع به یادگیری زبان فارسی کرد تا بتواند با سایر زندانیان ارتباط برقرار کند. همچنین شبها برای این که روحیهاش حفظ شود حماسه اودیسه را ازبر میخواند تا با تکرارش به خواب برود. ورزش میکرد و میدوید. از او پرسیدند، چطور در آنفضای محدود ورزش دو را انجام میداد و کولر پاسخ داد: «درجا میدویدم.»
ژاک پاریس هم میگوید، در طول این مدت انفجار را نیز تجربه کرده است: یک بمب تنها چند متر دورتر از سلول او منفجر شد که بر اثر آن ۷۹ نفر جان باختند و او نزدیک بود، از شدت دود خفه شود.
این اتفاق در اولین دور جنگ اسرائيل علیه جمهوری اسلامی در جنگ ۱۲روزه رخ داد.
آنچه که به گفته او، کمک کرد تا زنده بماند یاد خانواده و دوستانش بود که منتظرش بودند و برای آزادیاش تلاش میکردند.
https://www.dw.com/fa-ir/دویچه وله فارسی
