شکست مهندسی روایتها آیا پروژه «هیچ آلترناتیوی وجود ندارد» در حال فروپاشی است؟ بخش پنجم

بیش از چهار دهه، یکی از مهمترین ستونهای بقای جمهوری اسلامی، فقط سرکوب یا قدرت نظامی نبود؛
بلکه کنترل روایتها بود.
رژیم و شبکههای لابی و نفوذش تلاش کردند یک تصویر ثابت را در ذهن سیاستمداران و رسانههای غربی حک کنند:
- جمهوری اسلامی ماندگار است،
- اپوزیسیون جدی وجود ندارد،
- تغییر خطرناک است،
- و هرگونه فشار میتواند منطقه را بیثباتتر کند.
این همان پروژهای بود که طی سالها در:
- اتاقهای فکر،
- رسانهها،
- دانشگاهها،
- و نشستهای سیاسی
بازتولید شد.
اما واقعیت بیرونی، آرامآرام شروع به شکستن این تصویر کرد.
خیابان؛ جایی که روایت رسمی ترک برداشت
بزرگترین ضربه به پروژه «آلترناتیوی وجود ندارد»، نه از واشنگتن آمد، نه از بروکسل و نه از اندیشکدهها.
این ضربه از خیابانهای ایران آمد.
از دیماه ۱۳۹۶،
آبان ۱۳۹۸،
و سپس قیامهای سراسری سالهای بعد،
تصویری که سالها ساخته شده بود شروع به فروپاشی کرد.
دیگر سخت بود بتوان گفت:
- جامعه ایران خاموش است،
- مردم تغییر نمیخواهند،
- یا رژیم پایگاه اجتماعی گسترده دارد.
شعارها تغییر کرده بود.
ترس شکسته بود.
و مهمتر از همه:
نسل جدید، روایت رسمی را پس زده بود.
شکست پروژه «میانهروها»
یکی از مهمترین ابزارهای جنگ روایتها، پروژه «میانهروها» بود.
سالها گفته شد:
- اگر فشار کم شود،
- اگر مذاکره ادامه یابد،
- اگر برجام حفظ شود،
رژیم بهسمت اعتدال حرکت خواهد کرد.
اما آنچه در عمل دیده شد چیز دیگری بود:
- افزایش سرکوب،
- گسترش اعدامها،
- تشدید بحران اقتصادی،
- توسعه برنامه موشکی،
- و ادامه نفوذ منطقهای.
حتی بسیاری از سیاستمداران غربی نیز بهتدریج دریافتند که:
«میانهرو» و «تندرو» در ساختار اصلی قدرت رژیم، اغلب دو چهره از یک سیستم هستند.
افشای اسناد؛ ضربهای به اعتبار شبکه نفوذ
افشای ایمیلها و اسناد پروژه IEI، فقط یک رسوایی سیاسی نبود؛
بلکه اعتبار بخشی از شبکه «کارشناسان مستقل» را زیر سؤال برد.
زیرا برای نخستینبار:
- هماهنگیها،
- ارتباطات،
- و مدیریت روایتها
در قالب اسناد واقعی دیده شد.
این افشاگریها نشان داد که:
برخی روایتهایی که سالها بهعنوان تحلیل بیطرفانه عرضه میشد،
در عمل با منافع استراتژیک رژیم همراستا بوده است.
چرا این پروژه امروز آسیبپذیرتر شده است؟
زیرا شرایط جهان و ایران تغییر کرده است.
امروز:
- بحران مشروعیت رژیم عمیقتر شده،
- شکاف اجتماعی گستردهتر شده،
- نسل جدید کمتر تحتتأثیر تبلیغات رسمی قرار میگیرد،
- و شبکههای اجتماعی انحصار روایت را شکستهاند.
در گذشته، چند اندیشکده و رسانه بزرگ میتوانستند روایت غالب را بسازند.
اما امروز:
- تصاویر سرکوب،
- اعتراضات،
- و واقعیت خیابان
مستقیماً به جهان منتقل میشود.
به همین دلیل، مهندسی روایتها سختتر از گذشته شده است.
مقاومت؛ حلقهای که حذف نشد
یکی از مهمترین واقعیتهایی که پروژه لابی رژیم نتوانست از بین ببرد، استمرار مقاومت سازمانیافته بود.
طی دههها:
- تخریب،
- demonize کردن،
- سانسور،
- و حملات تبلیغاتی
علیه مقاومت ایران ادامه داشت.
اما خود این حجم از تمرکز، یک واقعیت را آشکار میکند:
رژیم، خطر را جدی میداند.
زیرا اگر آلترناتیوی وجود نداشت،
نیازی به این سطح از عملیات رسانهای، لابیگری و جنگ روانی نبود.
غرب در برابر یک انتخاب تاریخی
امروز بخشی از سیاست غرب نیز در حال بازنگری است.
سؤال اصلی دیگر فقط این نیست که:
«چگونه باید با رژیم تعامل کرد؟»
بلکه این است:
- آیا سیاست مماشات شکست خورده؟
- آیا سرمایهگذاری روی «اصلاح درون رژیم» به بنبست رسیده؟
- و آیا زمان شنیدن صدای واقعی جامعه ایران فرا نرسیده است؟
این همان نقطهای است که پروژه «هیچ آلترناتیوی وجود ندارد» با بحران روبهرو میشود.
جمعبندی نهایی
افشای پروژه «Iran Experts Initiative» فقط پردهبرداری از چند ایمیل یا چند ارتباط سیاسی نیست.
این پرونده، بخشی از معماری بزرگتری را آشکار میکند:
معماری بقای رژیمی که همزمان:
- از سرکوب داخلی،
- دیپلماسی خارجی،
- لابیگری،
- جنگ روانی،
- و مهندسی افکار عمومی
برای ادامه حیات خود استفاده کرده است.
اما امروز، این معماری با شکافهای جدی روبهرو شده است.
قیامها،
بحران مشروعیت،
فرسایش منطقهای،
و افشای شبکههای نفوذ،
همگی نشان میدهند که جنگ روایتها وارد مرحله تازهای شده است.
مرحلهای که در آن، دیگر فقط رژیم روایتساز نیست.
مردم ایران نیز روایت خود را به جهان رساندهاند.
شهرام بهزادی
