افشاگری‌ها

وقتی واشینگتن گفت «نه»؛ چرا ونس ناچار شد روایت رضا پهلوی را تکذیب کند؟

شهرام بهزادی

ونس گفت ترامپ هرگز نگفت هدفش گماردن پهلوی است

در سیاست، گاهی آنچه تکذیب می‌شود، به‌اندازه آنچه گفته می‌شود اهمیت دارد.

اظهارات اخیر جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، از همین جنس بود. او در حالی تأکید کرد که دونالد ترامپ هرگز نگفته است هدفش گماشتن رضا پهلوی به‌عنوان رهبر آینده ایران است که اساساً این پرسش را به میان آورد: اگر چنین تصوری وجود نداشت، چرا لازم بود آن را تکذیب کنند؟

این پرسش، نقطه آغاز یک بحث مهم سیاسی است.

چرا نام رضا پهلوی مطرح شد؟

معمولاً سیاستمداران ارشد آمریکا وقت خود را صرف پاسخ دادن به ادعاهایی نمی‌کنند که فاقد اهمیت سیاسی باشد. هنگامی که معاون رئیس‌جمهور آمریکا نام رضا پهلوی را در کنار بحث آینده ایران مطرح می‌کند و سپس انتصاب او را تکذیب می‌کند، در واقع به وجود یک روایت سیاسی پاسخ می‌دهد؛ روایتی که ماه‌ها تلاش کرده بود خود را به‌عنوان گزینه مورد حمایت واشینگتن معرفی کند.

در سال‌های اخیر، بخشی از جریان سلطنت‌طلب کوشید چنین تصویری بسازد که تحولات منطقه، فشارهای بین‌المللی بر حکومت ایران و مواضع آمریکا، همگی در نهایت به بازگشت سلطنت یا به قدرت رسیدن رضا پهلوی منتهی خواهد شد.

اما سخنان ونس نشان داد که دست‌کم در سطح رسمی دولت آمریکا، چنین برداشتی مورد تأیید نیست.

از پوشش رسانه‌ای تا واقعیت سیاسی

یکی از اشتباهات رایج در سیاست، یکسان دانستن دیده‌شدن رسانه‌ای با داشتن وزن سیاسی است.

ممکن است یک چهره در رسانه‌ها بسیار دیده شود، مصاحبه‌های فراوان داشته باشد و در شبکه‌های اجتماعی بازتاب گسترده پیدا کند. اما سؤال اصلی چیز دیگری است:

آیا آن چهره دارای سازمان سیاسی است؟

آیا در داخل کشور پایگاه اجتماعی دارد؟

آیا نیروی فعال، شبکه تشکیلاتی، برنامه مشخص و توانایی مدیریت دوران گذار را در اختیار دارد؟

تاریخ معاصر نشان داده است که میان شهرت رسانه‌ای و توانایی واقعی برای ایجاد تحول سیاسی فاصله‌ای بسیار بزرگ وجود دارد.

چرا این تکذیب اهمیت دارد؟

اهمیت سخنان ونس در این است که یکی از مهم‌ترین ستون‌های تبلیغاتی جریان سلطنت‌طلب را زیر سؤال می‌برد.

سال‌ها تلاش شد این تصور ایجاد شود که حمایت قدرت‌های غربی، مشروعیت سیاسی ایجاد می‌کند و آینده ایران از مسیر توافق قدرت‌های خارجی تعیین خواهد شد.

اما تجربه تاریخی ایران و بسیاری از کشورهای دیگر نشان داده است که مشروعیت سیاسی نه از واشینگتن می‌آید، نه از لندن و نه از هیچ پایتخت دیگری.

مشروعیت از مردم، سازمان‌یافتگی، برنامه سیاسی و توانایی پرداخت هزینه برای تغییر سرچشمه می‌گیرد.

پایان یک توهم قدیمی

اظهارات معاون رئیس‌جمهور آمریکا را می‌توان از زاویه‌ای دیگر نیز دید؛ پایان یک توهم قدیمی که گمان می‌کرد آینده ایران در اتاق‌های فکر قدرت‌های خارجی نوشته می‌شود.

واقعیت این است که هیچ دولت خارجی نمی‌تواند برای مردم ایران رهبر تعیین کند. حتی اگر بخواهد نیز تاریخ ایران بارها نشان داده که چنین پروژه‌هایی دوام نخواهند آورد.

آینده ایران نه در رسانه‌های خارجی، نه در لابی‌های سیاسی و نه در محافل قدرت رقم می‌خورد؛ بلکه در متن جامعه ایران و در نبرد سیاسی و اجتماعی نیروهایی تعیین می‌شود که برای تغییر، برنامه، سازمان و پایگاه اجتماعی دارند.

جمع‌بندی

شاید مهم‌ترین نکته در ماجرای اخیر این نباشد که آمریکا از چه کسی حمایت می‌کند یا نمی‌کند.

مسأله اصلی این است که کدام جریان سیاسی از پشتوانه اجتماعی، برنامه روشن، سازمان‌یافتگی و توانایی عبور از دیکتاتوری برخوردار است.

تکذیب ونس بیش از آن‌که درباره یک فرد باشد، درباره یک روایت بود؛ روایتی که تلاش داشت حمایت خارجی را جایگزین مشروعیت مردمی کند.

اما تاریخ بارها ثابت کرده است که هیچ قدرت خارجی نمی‌تواند جای اراده یک ملت را بگیرد و هیچ آینده‌ای بدون حضور و انتخاب مردم پایدار نخواهد ماند.

شهرام بهزادی

Leave a Reply

Discover more from افشای یاران شیطان

Subscribe now to keep reading and get access to the full archive.

Continue reading