بشارت انقلاب دموکراتیک در انتخابات مجاهدین ـ دکتر بهروز پویان
- مطالب وارده
- 1405/06/21

بشارت انقلاب دموکراتیک در انتخابات مجاهدین ـ بهروز پویان
چند روز پیش، طبق روال چندین ساله سازمان مجاهدین و بر مبنای سنت دموکراتیک سازمان، انتخابات برای تعیین مسئول اول برگزار شد. انتخاباتی تماماً دموکراتیک که همه اعضا با رأی مخفی و برابر، میتوانستند در آن شرکت کنند. بنابراین برگزاری چنین رویدادی درون سازمان چیز تازهای نبود، یک فرایند ساختاری چندین ساله است که هر بار یک نفر، نه با توصیه و سفارش کسی، یا داشتن رانت، بلکه بر مبنای صلاحیت شخصی و کسب اعتماد اکثریت اعضا، برای مدتی معین و محدود، در موقعیت مسئول اولی قرار میگیرد. برخلاف رسانههای ارتجاعی و استعماری هم که ادعا میکنند روابط درون سازمان رازآلود و مبهم است، هیچ چیز مبهم و پوشیدهای در این فرایند وجود نداشت. همچنان که در گذشته هم این مناسبات دموکراتیک کاملاً شفاف بوده است. اما به نظر میرسد، بهرغم اینکه این رویداد، پدیدهای تازه نبود، برای رژیم بسیار سخت و گران و هولناک بود، تا آنجا که تاب نیاورد و مفصل و مستقیم به این رویداد پرداخت. در یکی از این بازتابهای درون رژیم، بیان شد که انتخاب خواهر مجاهد مهناز میمنت، برای مجاهدین معنادار است. صد البته که مجاهدین کاری بیمعنا انجام نمیدهند چون زندگیشان معنادار است، اما منظور این رسانه رژیم بیان یک نگرانی و هراس جدی از فصل جدیدی است که سازمان در رویارویی با رژیم ولایت فقیه شروع کرده است. اما برای مجاهدین این انتخاب در دو سطح ایدئولوژیک و سیاسی کاملاً معنادار بود و پیام را در این دو سطح به جامعه و طرف مقابل یعنی ارتجاع و استعمار مخابره کرد.
ارزش «بینام و نشان» بودن
تا قبل از انتخاب خواهر مهناز میمنت بهعنوان مسئول اول سازمان، به غیر از اعضا، کمتر کسی ایشان را میشناخت. وقتی شمهای از سابقهاش پس از انتخابات منتشر شد، میشد فهمید اعتماد اعضا از کدام صلاحیتها ناشی میشود. اگر چه میدانیم که “بینام و نشان بودن” راه و رسم همه مجاهدین است و هر مجاهد سابقهای و کارنامهای از صلاحیتها دارد، اما هر بار که بهدلیلی بخش کوچکی از کارنامهاش منتشر میشود متحیر میشویم. در راه و رسم زندگی نمایشی و مصرفی که هر نکرده و نداشتهای را با طراری رنگ و لعاب میزنند و از آن دستآورد میسازند، دیدن کسانی که داشتهها و کردههایشان را پنهان میکنند و هیچ رغبتی به نمایش دادن ندارند، و با همه پرداخت کردنها برای جمع و جامعه پیوسته خود را بدهکار میدانند، عجیب و غریب مینماید. اما در راه و رسم مجاهدین اتفاقاً این ویژگی منشأ اعتماد است. آنچه در انتخابات مسئول اولی نمایان میشود همیشه برجسته شدن این ارزش نزد آنان است.
نفی «کرسیخواهی»
در منطق زندگی معمول حتی در جوامع دموکراتیک، کسب قدرت به هر طریق و با هر ترفند، هدف اول است. شعارهای تبلیغاتی کمپینهای انتخاباتی معمولاً ترفندی برای تحقق همان هدف است. از اینروست پیوسته بحثها و مجادلات در خصوص صحتوسقم انتخابات شکل میگیرد و ائتلافهای موقت سیاسی در لحظات آخر گسسته میشود و به رویارویی تبدیل میگردد. اما برای مجاهدین کسب قدرت هدف و ارزش نیست، کسب جایگاه و موقعیت برای آنان هیچ رنگی ندارد، از اینروست که هیچکدام از آفتهای رایج در انتخابات گریبان انتخابات مجاهدین را نمیگیرد. در انتخابات اخیر بهوضوح این جهتگیری ایدئولوژیک را دیدیم. آنجا که دو کاندیدای رقیب پس از شور اول بهنفع کاندیدای با رأی بیشتر رأی دادند و پشت سر او قرار گرفتند. و این ارزش چیزی بود که در پیام رهبر مقاومت – مسعود رجوی – هم به آن اشاره شد. این شکل از تنظیم رابطه برای مجاهدین نه یک ژست سیاسی فریبنده، بلکه عمیقاً دارای معنایی ایدئولوژیک و آرمانی است.
باز هم رهبری زن ذیصلاح
قرار گیری یک زن ذیصلاح در موقعیت مسؤل اولی در سازمان سابقهای نزدیک به ۴۰ سال دارد و چیز تازهای نیست. بهجرأت میتوان گفت که این شکل از تهاجم به ساختار کهنه چند هزار ساله مردسالاری و جنسیتزدگی، برای اولین بار در دنیا، تنها در میان جامعهای از ایرانیان، یعنی سازمان مجاهدین خلق ایران، با جدیت فرمولبندی و اجرا شد. قصد ندارم جنبشهای جدی و پیگیر حقوق زنان طی صد سال گذشته را انکار کنم، هرگز. اما اجرای مناسبات عاری از بهرهکشی جنسیتی و برانداختن نگرش مردسالارانه، تنها در این تشکیلات تحقق پیدا کرده است و این البته یک دستاورد تاریخی نه فقط برای ایرانیان بلکه برای همه جهان بهویژه جنبشهای حقوق زنان است. برای مجاهدین بحث برابری زن و مرد و حضور زنان در کادر رهبری سیاسی و ایدئولوژیک، یک نمایش سیاسی و ژست فریبکارانه مد روز نیست، این بخشی از آرمان مجاهدین است. اما آنها آنرا در چشمانداز و آرزوهایشان محصور نکردند، بلکه همه مناسبات فردی و جمعیشان را از جنسیتزدگی پاک کردند و در تنظیم رابطه درونی و بیرونیشان آن را اجرا کردند.
این چیزی است که آنرا به یک دستاورد تاریخی برای بشریت تبدیل کرده است. اما این دستاورد بیش از همه برای رژیم زنستیز ولایت فقیه از هر سلاحی مرگبارتر است، و از اینروست که انتخابات مجاهدین که در آن لاجرم یک زن ذیصلاح مسئولیت سازمان را برعهده میگیرد، مثل تیری است که بر قلب ارتجاع آخوندی شلیک میشود.
پیام سیاسی انتخاب مهناز میمنت
از منظر سیاسی، هر انتخابات مجاهدین یک سرفصل در روند مبارزه برای سرنگونی رژیم ولایت فقیه بهشمار میرود. اما چرا اینبار رژیم واکنشی هیستریک و هراسآلود نشان میدهد؟ در بازتابهای درون رژیم نسبت به انتخاب خواهر مهناز میمنت، روی مسئولیت ایشان بهویژه در عملیات کبیر فروغ جاویدان تأکیدگذاری میشود. جان کلام آنها این است که انتخاب کسی که در آن عملیات که هنوز رژیم از خاطره آن میلرزد، مسئولیت و فرماندهی داشته، رویکرد تهاجمیتر مجاهدین را نشان میدهد. باید گفت رویکرد مجاهدین از پس ۳۰ خرداد سال ۶۰ همیشه تهاجمی بوده است و استراتژی سازمان اساساً بر تهاجم و سرنگونی بنا شده است. تشکیل ارتش آزادیبخش ملی ایران و کانونهای شورشی در راستای همین استراتژی تهاجمی بوده است. اما چرا رژیم اینبار نسبت به این انتخاب اینقدر حساس شده است و گویی که ناقوس مرگ و سرنگونی را از آن میشنود؟ به نظر میآید باید آنرا در چارچوب موقعیت کنونی رژیم چه داخلی و چه خارجی و بینالمللی دید. و صد البته بیش از هر تهدید خارجی رژیم همچنانکه خودش مدام تکرار میکند و انذار میدهد، از قیام و انقلاب هراس دارد. برای رژیم چیزی که بیش از همه کابوسزاست، وجود شبکه سازماندهیشده انقلابی کانونهای شورشی است که هر قیامی را به یک انقلاب تمامعیار تبدیل میکند. اکنون رژیم در این موقعیت متزلزل انتخاب خواهر مهناز میمنت را در این چارچوب میبیند و از اینروست که ناگزیر به واکنش نسبت به آن شده است. برای همه مجاهدین و کانونهای شورشی، انتخاب مسؤل اول جدید، یک پیام روشن دارد و آن بهقول فرمانده ارتش آزادیبخش ملی ایران – مسعود رجوی – آتشباری سیاسی و اجتماعی است. همچنان که رژیم هم غریزی آنرا درک کرده، انتخاب خواهر میمنت، برای ما با آتشباری همهجانبه، بشارت سرنگونی و انقلاب دموکراتیک است. تا باد چنین بادا!
بهروز پويان – كارشناس علوم سياسی – تهران
