افشای یاران شیطان

افشای رژیم ولایت‌فقیه، همکاسه‌ها، مزدوران سپاه و اطلاعات، و بریده‌مزدوران

افشای یاران شیطان

افشای یاران شیطان

افشای رژیم ولایت‌فقیه، همکاسه‌ها، مزدوران سپاه و اطلاعات، و بریده‌مزدوران

افشای یاران شیطان
افشاگری‌ها

نام‌ها در فهرست شهیدان مجاهد سخن می‌گویند فرهنگ‌نامه شهیدان خطه شمال ایران جلد اول ـ استان گلستان نویسنده شهرام بهزادی

شهر به شهر، نام به نام، از زندگی تا شهادت


پیش‌درآمد

وقتی عدد دوباره انسان می‌شود

گاهی تاریخ در عددها خلاصه می‌شود؛ ده‌ها نام در یک شهر، صدها نام در یک استان و هزاران نام در یک دوره تاریخی. عدد برای شناخت ابعاد یک واقعه ضروری است، اما یک خطر هم دارد: هرچه عدد بزرگ‌تر می‌شود، انسان‌هایی که آن را ساخته‌اند کوچک‌تر دیده می‌شوند. «صد نفر»، «هزار نفر» یا «چند هزار نفر» گفته می‌شود و در پس این عددها، نام، سن، خانواده، شهر، مدرسه، دانشگاه، کارخانه، محله، زندان و سرگذشت هر انسان آرام‌آرام از چشم دور می‌شود.

این کتاب از جایی آغاز می‌شود که می‌خواهد این مسیر را برعکس طی کند.

در «جغرافیای یک دهه سرکوب سیاسی در خطه شمال ایران ـ آمارها سخن می‌گویند»، نام‌ها کنار یکدیگر قرار گرفتند تا از دل آنها جغرافیای یک دوره تاریخی ساخته شود؛ شهری در کنار شهری دیگر، سالی پس از سال دیگر و آماری که نشان می‌داد آنچه در شمال ایران روی داده، مجموعه‌ای از حوادث منفرد و جدا از یکدیگر نبوده است.

اما اینجا پرسش دیگری در برابر ما قرار دارد:

آن عددها از چه کسانی ساخته شده‌اند؟

پشت هر ردیف جدول چه انسانی ایستاده است؟

وقتی در یک فهرست می‌خوانیم: نام، نام خانوادگی، سن، شهر، سال و نحوه شهادت، فاصله میان چند ستون ممکن است فقط چند سانتی‌متر باشد؛ اما در واقع میان این ستون‌ها یک زندگی قرار گرفته است.

یک جوان شانزده‌ساله با یک عدد شانزده‌ساله تفاوت دارد.

یک دانش‌آموز، یک دانشجو، یک کارگر، یک معلم یا یک جوان روستایی، فقط عنوان یک ستون نیست. هرکدام پیش از آنکه وارد فهرست شوند، زندگی داشته‌اند؛ خانواده داشته‌اند؛ در کوچه‌ای راه رفته‌اند؛ در مدرسه‌ای درس خوانده‌اند؛ دوستانی داشته‌اند؛ تصمیم گرفته‌اند، انتخاب کرده‌اند و سرانجام نامشان در تاریخی معین وارد فهرستی شده است که امروز پیش روی ما قرار دارد.

برای همین، قاعده نخست این کتاب ساده است:

هیچ نامی نباید در سایه آمار گم شود.

آمار از جمع نام‌ها ساخته می‌شود، نه نام‌ها از آمار.

این تفاوت، شکل این کتاب را نیز تعیین کرده است. اینجا قرار نیست صدها نام پشت سر هم ردیف شوند تا در پایان فقط یک عدد بزرگ به دست آید. حرکت کتاب از انسان آغاز می‌شود؛ از نام و نام خانوادگی، سن، زادگاه، محل زندگی، فعالیت، محل شهادت و تاریخی که در منابع برای او ثبت شده است. هرجا اطلاعات بیشتری از زندگی یک نفر در دست باشد، روایت او نیز گسترده‌تر خواهد شد؛ و هرجا اطلاعات موجود تنها چند داده کوتاه باشد، همان داده‌ها سخن خواهند گفت.

قرار نیست برای یکسان‌کردن مدخل‌ها چیزی به زندگی افراد افزوده شود.

ممکن است درباره یک نفر چند صفحه اطلاعات وجود داشته باشد و درباره دیگری فقط نام، سن، شهر و سال. همین تفاوت نیز بخشی از واقعیت این فرهنگ‌نامه است. هدف آن نیست که همه مدخل‌ها ظاهری یکسان پیدا کنند؛ هدف این است که آنچه از هر انسان باقی مانده، از میان انبوه فهرست‌ها بیرون کشیده شود و دوباره در جای خودش قرار گیرد.

از زادگاه تا محل شهادت

جغرافیای زندگی همیشه با جغرافیای شهادت یکی نیست.

کسی ممکن است در گرگان به دنیا آمده باشد و در تهران جان باخته باشد. دیگری ممکن است از قائم‌شهر برخاسته باشد و نام محل شهادتش در بابل، ساری، گرگان یا نقطه‌ای دیگر ثبت شده باشد. در چنین مواردی اگر فقط محل شهادت ملاک قرار گیرد، بخشی از هویت جغرافیایی فرد از میان می‌رود؛ و اگر فقط زادگاه نوشته شود، مسیر زندگی او ناقص می‌ماند.

از این رو در این فرهنگ‌نامه، این دو جغرافیا از یکدیگر جدا می‌شوند:

زادگاه یا وابستگی جغرافیایی فرد
و
محل شهادت

برای نمونه، در فهرست قائم‌شهر همین تفاوت به‌روشنی دیده می‌شود؛ افرادی در مجموعه قائم‌شهر قرار گرفته‌اند که محل شهادتشان بابل، ساری یا گرگان ثبت شده است. قائم شهر قائم شهر

این جداسازی یک نتیجه مهم دیگر نیز دارد: یک انسان نباید به دلیل عبور زندگی و شهادتش از دو شهر یا دو استان، دو انسان شمرده شود.

اگر زادگاه او در گلستان و محل شهادتش در مازندران باشد، هر دو مکان نوشته خواهند شد، اما نام او در شمارش نهایی دو بار محاسبه نخواهد شد. همین قاعده از گلستان تا مازندران و از مازندران تا گیلان یکسان خواهد ماند.

زمان نیز باید همان‌گونه که ثبت شده سخن بگوید

منابع این کتاب همیشه یک نوع تاریخ در اختیار ما نمی‌گذارند.

برای بعضی افراد، روز و ماه و سال ثبت شده است. برای برخی فقط ماه و سال. برای دیگری «تابستان ۱۳۶۰»، «پاییز ۱۳۶۰» یا «زمستان ۱۳۶۱» آمده است و برای گروهی فقط سال ثبت شده است. نمونه‌های موجود در فهرست‌ها نیز همین تنوع را نشان می‌دهند؛ در فهرست قائم‌شهر، در کنار تاریخ‌های دقیق، مواردی مانند «پاییز ۶۰»، «اوایل سال ۶۰»، «شهریور سال ۶۰» و تنها «۶۱» دیده می‌شود. قائم شهر قائم شهر

این کتاب همان تفاوت را حفظ می‌کند.

اگر روز دقیق وجود دارد، فرد در همان روز قرار می‌گیرد.

اگر فقط ماه مشخص است، در همان ماه.

اگر فقط فصل ثبت شده است، در بهار، تابستان، پاییز یا زمستان همان سال.

و اگر فقط سال داریم، نام در بخش همان سال قرار خواهد گرفت.

به این ترتیب، برای ساختن یک تقویم ظاهراً کامل، تاریخی ساخته نمی‌شود که در اطلاعات موجود نبوده است. زمان نیز مانند نام، همان‌گونه که به ما رسیده است سخن می‌گوید.

سه جلد؛ یک جغرافیای پیوسته

این فرهنگ‌نامه در سه جلد مستقل تنظیم شده است: جلد نخست به استان گلستان، جلد دوم به استان مازندران و جلد سوم به استان گیلان اختصاص دارد. استقلال هر جلد به معنای گسست جغرافیا نیست؛ نام‌ها، زندان‌ها، محل‌های شهادت و مسیر زندگی افراد بارها از مرز یک شهر یا یک استان عبور می‌کنند.

جلد نخست از گرگان، بندرگز، کردکوی، گنبدکاووس، علی‌آباد کتول، رامیان، بندرترکمن و دیگر نقاط گلستان می‌گذرد و در پایان، نام‌های این استان را بر یک خط زمانی مشترک می‌نشاند. جلد دوم همین مسیر را در مازندران ادامه می‌دهد و جلد سوم آن را تا گیلان و آستارا پیش می‌برد.

در هر سه جلد، راه رسیدن به انسان از شهر، زمان و نام می‌گذرد. شهر جغرافیای او را نشان می‌دهد، زمان جای او را در تاریخ مشخص می‌کند و نمایه نام‌ها امکان بازگشت مستقیم به هر انسان را فراهم می‌سازد. اما مقصد هر سه راه یکی است: انسان.

این مجموعه پیش از آنکه کتاب اعداد باشد، کتاب نام‌هاست؛ و پیش از آنکه فهرست نام‌ها باشد، کوششی است برای بازگرداندن هر نام به انسانی که پشت آن ایستاده است. از اینجا دیگر عدد آغاز سخن نیست؛ نام‌ها سخن می‌گویند.

پایان پیش‌درآمد

بخش نخست ـ استان گلستان

فصل اول ـ گرگان و پیرامون

۱۳۶۰؛ نخستین نام‌ها بر خط زمان

گرگان را از سال ۱۳۶۰ آغاز می‌کنیم؛ نه با یک عدد کلی، بلکه با نام‌هایی که هرکدام جای مشخصی در این خط زمانی دارند. فهرست مادر، برای برخی روز و ماه، برای برخی ماه یا فصل و برای گروهی تنها سال را ثبت کرده است. بنابراین نام‌ها نیز با همان نظمی که زمان در اسناد به ما رسیده است، یکی پس از دیگری قرار می‌گیرند.

در همین نخستین سال، یک ویژگی مهم خود را نشان می‌دهد: «گرگان» همیشه هم‌زمان به معنای زادگاه و محل شهادت نیست. آنا محمد کَر از بندرترکمن است و محل شهادتش گرگان ثبت شده؛ هادی زمانی از علی‌آباد کتول است و محل شهادتش گرگان؛ در مقابل، بعضی از کسانی که در مجموعه گرگان قرار گرفته‌اند در شهرهای دیگری جان باخته‌اند. همین جدایی میان زادگاه و محل شهادت در سراسر فرهنگ‌نامه حفظ خواهد شد. کتاب لیست شهیدان شهرهای شمال وب…

تیر ۱۳۶۰

آنا محمد کَر

سن: ۱۶ سال
زادگاه: بندرترکمن
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: تیر ۱۳۶۰

در آغاز خط زمانی گرگان، نام یک نوجوان شانزده‌ساله قرار گرفته است: آنا محمد کَر. در فهرست موجود، بندرترکمن زادگاه او و گرگان محل شهادتش ثبت شده و نحوه شهادت «تیرباران» آمده است. کتاب لیست شهیدان شهرهای شمال وب…

همین نخستین مدخل، یکی از ویژگی‌های این کتاب را آشکار می‌کند. نام آنا محمد کَر هم به بندرترکمن تعلق دارد و هم به تاریخ گرگان؛ یکی جغرافیای تولد اوست و دیگری جغرافیای شهادتش. در شمارش نهایی اما او یک انسان و یک نام باقی می‌ماند.


تابستان ۱۳۶۰

تقی بای

سن: ۲۰ سال
زادگاه: گرگان
وابستگی جغرافیایی: گرگان
نحوه شهادت ثبت‌شده: درگیری در قائم‌شهر
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: تابستان ۱۳۶۰

تقی بای، ۲۰ ساله، از گرگان، در فهرست با عبارت «در درگیری قائم‌شهر» ثبت شده است. بنابراین نام او در مجموعه گرگان باقی می‌ماند، اما قائم‌شهر نیز به‌عنوان محل واقعه در زندگی او حفظ می‌شود. کتاب لیست شهیدان شهرهای شمال وب…

بهروز خاندوزی

سن: ۲۳ سال
زادگاه: گرگان
وابستگی جغرافیایی: گرگان
نحوه شهادت ثبت‌شده: درگیری در قائم‌شهر
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: تابستان ۱۳۶۰

بهروز خاندوزی نیز همان مسیر جغرافیایی را در فهرست نشان می‌دهد: گرگانی است، اما شهادتش با «درگیری قائم‌شهر» ثبت شده است. او هنگام شهادت ۲۳ سال داشت. کتاب لیست شهیدان شهرهای شمال وب…

قرار گرفتن تقی بای و بهروز خاندوزی کنار یکدیگر نشان می‌دهد چرا از ابتدا تصمیم گرفتیم زادگاه و محل شهادت را در دو جای مستقل نگه داریم. اگر تنها محل واقعه ملاک قرار می‌گرفت، این دو نام از تاریخ گرگان جدا می‌شدند؛ و اگر تنها گرگان نوشته می‌شد، بخشی از مسیر آنان تا قائم‌شهر از بین می‌رفت.

هادی زمانی

سن: ۲۲ سال
زادگاه: علی‌آباد کتول
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: تابستان ۱۳۶۰

در مورد هادی زمانی، جهت حرکت برعکس است. زادگاه او علی‌آباد کتول ثبت شده، اما محل شهادت گرگان است. در فهرست، سن او ۲۲ سال و نحوه شهادت تیرباران آمده است. کتاب لیست شهیدان شهرهای شمال وب…

به این ترتیب تنها در چند نام نخست، خطی میان بندرترکمن، گرگان، علی‌آباد کتول و قائم‌شهر شکل می‌گیرد. فرهنگ‌نامه این خطوط را حذف نمی‌کند؛ زیرا همین رفت‌وآمد میان زادگاه و محل شهادت است که بعداً امکان ساختن جغرافیای کامل نام‌ها را فراهم می‌کند.


شهریور ۱۳۶۰

در شهریور، فهرست ما به نام‌هایی می‌رسد که بخشی از آنها از گرگان به نقاط دیگر پیوند می‌خورند و بخشی از شهرها و روستاهای پیرامونی به گرگان می‌رسند.

در همین ماه، پرویز کشیری، ۲۴ ساله، زاده روستای گز با محل شهادت بندرگز و نحوه شهادت تیرباران در فهرست مادر آمده است. کتاب لیست شهیدان شهرهای شمال وب…

اما پرویز کشیری را در فصل گرگان به‌عنوان یک مدخل مستقل تکرار نمی‌کنیم. او در بخش بندرگز و پیرامون جای خواهد گرفت؛ زیرا فرهنگ‌نامه باید از همان آغاز از دوباره‌شماری نام‌ها جلوگیری کند.

این تمایز در ادامه فصل اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد: هرجا یک نام میان دو شهر پیوند ایجاد کند، هر دو مکان حفظ می‌شوند، اما خود انسان تکثیر نمی‌شود.


پاییز ۱۳۶۰

با رسیدن به پاییز، تعداد نام‌های ثبت‌شده برای گرگان افزایش می‌یابد. فهرست مادر، احمد محمدی، عباس حسینی، علی احمددوست و علیرضا رفیق را در همین فصل با عنوان تیرباران ثبت کرده است. کتاب لیست شهیدان شهرهای شمال وب…

احمد محمدی

سن: ۲۰ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: پاییز ۱۳۶۰

در این مدخل، دو جغرافیا بر یکدیگر منطبق‌اند: احمد محمدی هم اهل گرگان است و هم محل شهادتش گرگان ثبت شده است. او ۲۰ سال داشت.

عباس حسینی

سن: ۲۶ سال
زادگاه: تهران
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: پاییز ۱۳۶۰

عباس حسینی نمونه دیگری از حرکت در جهت معکوس است. زادگاهش تهران و محل شهادتش گرگان ثبت شده است. سن او هنگام شهادت ۲۶ سال بوده است. کتاب لیست شهیدان شهرهای شمال وب…

نام او در این فرهنگ‌نامه کمک می‌کند میان دو مفهوم تفاوت بگذاریم: «اهل گرگان بودن» و «در گرگان شهید شدن» یک چیز نیست. هر دو اطلاعات ارزش خود را دارند و هیچ‌کدام جای دیگری را نمی‌گیرد.

علی احمددوست

سن: ۲۰ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: پاییز ۱۳۶۰

علی احمددوست ۲۰ ساله بود. در فهرست مادر، هم زادگاه و هم محل شهادتش گرگان ثبت شده است. کتاب لیست شهیدان شهرهای شمال وب…

علیرضا رفیق

سن: ۱۹ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: پاییز ۱۳۶۰

علیرضا رفیق با ۱۹ سال سن، یکی دیگر از جوان‌ترین نام‌های این بخش است. زادگاه و محل شهادت او هر دو گرگان و نحوه شهادتش تیرباران ثبت شده است. کتاب لیست شهیدان شهرهای شمال وب…

کنار هم قرار گرفتن همین چهار نام، معنای دیگری به واژه «پاییز ۱۳۶۰» می‌دهد. دیگر پاییز تنها یک فصل در تقویم نیست؛ احمد محمدی ۲۰ ساله، عباس حسینی ۲۶ ساله، علی احمددوست ۲۰ ساله و علیرضا رفیق ۱۹ ساله، چهار انسانی هستند که فهرست آنان را در همین بازه زمانی به گرگان پیوند می‌دهد.

این دقیقاً همان نقطه‌ای است که عنوان کتاب معنای خود را پیدا می‌کند:

نام‌ها، وقتی از جدول بیرون می‌آیند و به ترتیب زمان کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، شروع به سخن گفتن می‌کنند.


در بخش بعدی همین فصل، خط زمانی ۱۳۶۰ را کامل می‌کنیم:

پاییز ۱۳۶۰ ـ ادامه نام‌ها → زمستان ۱۳۶۰ → مواردی که فقط «۱۳۶۰» برای آنها ثبت شده است → سپس ورود به ۱۳۶۱.

پاییز ۱۳۶۰ ـ ادامه نام‌ها

نام‌های پاییز ۱۳۶۰ به چهار نفری که پیش‌تر دیدیم محدود نمی‌شود. با ادامه فهرست، چهره‌های دیگری ظاهر می‌شوند؛ بعضی زاده گرگان، بعضی از روستاها و شهرهای پیرامون و بعضی نیز کسانی که مسیر شهادتشان به شهری دیگر رسیده است.

غلامرضا آهنگران

سن: ۲۲ سال
زادگاه: روستای گز
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: پاییز ۱۳۶۰

غلامرضا آهنگران از روستای گز بود. در فهرست، گرگان محل شهادت او و تیرباران نحوه شهادتش ثبت شده است. او هنگام شهادت ۲۲ سال داشت. مرحله_هفتم_پرونده_شهرها_شهیدان

نام او بار دیگر همان پیوندی را نشان می‌دهد که از آغاز فصل با آن روبه‌رو بوده‌ایم: یک سوی زندگی در یکی از نقاط پیرامونی گلستان و سوی دیگر آن در گرگان.


عباس بنی‌هاشمی

سن: ۲۲ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: کردکوی
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: پاییز ۱۳۶۰

عباس بنی‌هاشمی ۲۲ ساله و زاده گرگان بود، اما محل شهادتش کردکوی ثبت شده است. مرحله_هفتم_پرونده_شهرها_شهیدان

در فصل کردکوی، نام او را به‌عنوان یک انسان تازه دوباره نمی‌شماریم. کردکوی در شناسنامه او به‌عنوان محل شهادت باقی می‌ماند و گرگان به‌عنوان زادگاهش.


ایوب

سن: ۲۲ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: پاییز ۱۳۶۰

در فهرست موجود، نام او تنها «ایوب» ثبت شده است. همان نام را بدون افزودن نام خانوادگی حفظ می‌کنیم. ۲۲ ساله، زاده گرگان و محل شهادتش نیز گرگان بوده است. مرحله_هفتم_پرونده_شهرها_شهیدان


طاهره اسلامی

سن: ۱۹ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: میلیشیا
تاریخ: پاییز ۱۳۶۰

طاهره اسلامی تنها ۱۹ سال داشت. در فهرست، هم زادگاه و هم محل شهادت او گرگان ثبت شده و عنوان فعالیت او «میلیشیا» آمده است. مرحله_ششم_بازیابی_مکان_از_عنوان…


مهدی ابراهیم‌پور

سن: ۱۸ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: میلیشیا
تاریخ: پاییز ۱۳۶۰

مهدی ابراهیم‌پور در ۱۸سالگی تیرباران شد. زادگاه و محل شهادتش هر دو گرگان ثبت شده است. مرحله_چهارم_نقشه_جغرافیایی_و_زم…


مسعود افضلی

سن: ۱۹ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: میلیشیا
تاریخ: پاییز ۱۳۶۰

مسعود افضلی نیز ۱۹ سال داشت. اطلاعات ثبت‌شده درباره او، گرگان را هم به‌عنوان زادگاه و هم محل شهادت نشان می‌دهد و نحوه شهادتش تیرباران است. مرحله_چهارم_نقشه_جغرافیایی_و_زم…

با مهدی ابراهیم‌پور ۱۸ ساله، طاهره اسلامی و مسعود افضلی ۱۹ ساله، سن خود به بخشی از روایت پاییز گرگان تبدیل می‌شود. اینها دیگر تنها سه ردیف جدول نیستند؛ سه جوان زیر بیست سال‌اند که نامشان در یک فصل از یک سال، در یک شهر، کنار یکدیگر قرار گرفته است.


۵ مهر ۱۳۶۰

در میان تاریخ‌های سال ۱۳۶۰، یک نام با روز دقیق ثبت شده است و به همین دلیل باید از عنوان کلی پاییز بیرون بیاید و در جای زمانی خودش قرار گیرد.

ابراهیم محمدی

سن: ۲۰ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت ثبت‌شده: درگیری ۵ مهر
فعالیت ثبت‌شده: میلیشیا
تاریخ: ۵ مهر ۱۳۶۰

ابراهیم محمدی، ۲۰ ساله، در فهرست با تاریخ دقیق ۵ مهر ۱۳۶۰ و عبارت «درگیری ۵ مهر» ثبت شده است. زادگاه و محل شهادتش هر دو گرگان است. مرحله_چهارم_نقشه_جغرافیایی_و_زم…

در این فرهنگ‌نامه، همین تاریخ دقیق اهمیت دارد. ابراهیم محمدی در میان نام‌های کلی «پاییز ۶۰» پنهان نمی‌شود؛ او جای مشخص خود را در ۵ مهر می‌گیرد.


زمستان ۱۳۶۰

رحمان جنگ

سن: ۲۱ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت ثبت‌شده: روستایی در گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: زمستان ۱۳۶۰

رحمان جنگ ۲۱ ساله بود. فهرست، گرگان را زادگاه او و «روستا در گرگان» را محل شهادتش ثبت کرده است. نحوه شهادت تیرباران آمده است. مرحله_هفتم_پرونده_شهرها_شهیدان


مهری شیرنگی

سن: ۲۵ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: شیرگاه
نحوه شهادت ثبت‌شده: درگیری در جاده جنگل
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: زمستان ۱۳۶۰

مسیر مهری شیرنگی از گرگان به شیرگاه می‌رسد. او ۲۵ سال داشت و در فهرست، نحوه شهادتش «درگیری در جاده جنگل» ثبت شده است. جغرافیای یک دهه سرکوب سیاسی – ج…

این مدخل، جغرافیای کتاب را از فضای شهری بیرون می‌برد. برای نخستین بار در این خط زمانی، جاده و جنگل نیز وارد نقشه نام‌ها می‌شوند؛ مسیری که در ادامه تاریخ شمال بارها با آن روبه‌رو خواهیم شد.


۱۹ بهمن ۱۳۶۰

دو نام از مجموعه گرگان با این تاریخ دقیق به تهران می‌رسند.

تهمینه رحیم‌نژاد

سن: ۲۲ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: تهران
نحوه شهادت: درگیری
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: ۱۹ بهمن ۱۳۶۰

تهمینه رحیم‌نژاد، ۲۲ ساله و زاده گرگان، در تهران و در جریان درگیری ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ جان باخت. این مشخصات به همین صورت در فهرست ثبت شده است. مرحله_ششم_بازیابی_مکان_از_عنوان…

طه میرصادقی

سن: ۲۶ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: تهران
نحوه شهادت: درگیری
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: ۱۹ بهمن ۱۳۶۰

طه میرصادقی نیز زاده گرگان و محل شهادتش تهران ثبت شده است. او هنگام شهادت ۲۶ سال داشت. مرحله_چهارم_نقشه_جغرافیایی_و_زم…

دو نام، یک زادگاه، یک روز و یک محل شهادت:

تهمینه رحیم‌نژاد ـ ۲۲ ساله
طه میرصادقی ـ ۲۶ ساله

در فهرست نهایی تاریخی سراسر شمال، این دو نام دوباره در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ کنار یکدیگر دیده خواهند شد؛ اما آنجا دیگر زندگی‌نامه تکرار نمی‌شود و تنها شناسنامه فشرده تاریخی آنان خواهد آمد.


سال ۱۳۶۰ ـ نام‌هایی که سال برایشان ثبت شده است

اکنون به گروه دیگری می‌رسیم. برای این افراد در فهرست، سال ۱۳۶۰ آمده اما ماه یا فصل مشخص نشده است. آنها را به هیچ‌یک از ماه‌ها منتقل نمی‌کنیم؛ جای درستشان همین‌جاست.

ملیحه راحمی

سن: ۱۸ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: میلیشیا
تاریخ: ۱۳۶۰

راضیه کبیر

سن: ۲۰ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: شیراز
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: ۱۳۶۰

ترانه رحیم‌نژاد

سن: ۲۰ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: تهران
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: ۱۳۶۰

این سه مدخل در منبع با همین داده‌ها ثبت شده‌اند. مرحله_ششم_بازیابی_مکان_از_عنوان…

اما فهرست سال ۱۳۶۰ هنوز ادامه دارد.

کامران

زادگاه: در فهرست ثبت نشده
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: درگیری
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: ۱۳۶۰

پرویز

سن: ۲۵ سال
زادگاه: قائم‌شهر
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: ۱۳۶۰

سکینه محمدی

سن: ۲۰ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: ۱۳۶۰

اطلاعات این سه نام نیز در همان فهرست مادر آمده است؛ برای «کامران» سن و زادگاه درج نشده و ما نیز چیزی به آن اضافه نمی‌کنیم. جغرافیای یک دهه سرکوب سیاسی – ج…

این همان قاعده کتاب است: نبودن یک داده، باعث حذف یک انسان نمی‌شود.

باقر محمدی

سن: ۲۶ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: بابل
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: ۱۳۶۰

یارعلی رضایی

سن: ۲۱ سال
زادگاه: قائم‌شهر
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: ۱۳۶۰

بهروز

سن: ۲۰ سال
زادگاه: قائم‌شهر
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: ۱۳۶۰

محسن اسلامی

سن: ۲۳ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: ۱۳۶۰

مهناز قزل

زادگاه: گرگان
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
تاریخ: ۱۳۶۰

فهرست برای مهناز قزل سنی ثبت نکرده است؛ بنابراین مدخل او نیز کوتاه‌تر می‌ماند. اطلاعات یارعلی رضایی، بهروز، محسن اسلامی و مهناز قزل در کنار یکدیگر در منبع آمده است. کتاب جغرافیای شهیدان

و باز جابه‌جایی جغرافیایی دیده می‌شود: باقر محمدی از گرگان به بابل؛ یارعلی رضایی و بهروز از قائم‌شهر به گرگان.

ابوالفضل ابراهیم‌پور

سن: ۲۶ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: قائم‌شهر
نحوه شهادت: درگیری
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: ۱۳۶۰

داوود چیت‌ساز

سن: ۲۰ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: ۱۳۶۰

رضا زمردیان

سن: ۲۶ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: ساری
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: ۱۳۶۰

آسیه ابراهیم‌پور

سن: ۲۲ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: درگیری
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: ۱۳۶۰

عباس

زادگاه: بلوچ
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: درگیری
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: ۱۳۶۰

اسماعیل واحدی

سن: ۲۰ سال
زادگاه: رامیان
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: میلیشیا
تاریخ: ۱۳۶۰

این مجموعه نیز در فهرست با همین اطلاعات آمده است. مرحله_چهارم_نقشه_جغرافیایی_و_زم…

در پایان سال ۱۳۶۰، آنچه ابتدا «فهرست گرگان» به نظر می‌رسید دیگر فقط فهرست یک شهر نیست. نام‌ها خطوطی میان گرگان، بندرترکمن، علی‌آباد کتول، کردکوی، گز، قائم‌شهر، ساری، بابل، شیرگاه، تهران، شیراز و رامیان کشیده‌اند.

اما مرکز این فصل همچنان انسان‌ها هستند؛ هر نام فقط یک‌بار شمرده می‌شود و دو جغرافیای او ــ جایی که از آن آمده و جایی که زندگی‌اش پایان یافته ــ در کنار یکدیگر باقی می‌مانند.

سال ۱۳۶۰ تمام می‌شود، اما فهرست گرگان تمام نشده است.


۱۳۶۱؛ ادامه خط زمان گرگان

در سال ۱۳۶۱، شکل فهرست تغییر می‌کند. برخی نام‌ها تنها با سال ثبت شده‌اند، یک نام با «تابستان ۶۱» و نام دیگری با «پاییز ۶۱». بنابراین همان ترتیب زمانی را ادامه می‌دهیم.

تابستان ۱۳۶۱ ـ حسین مرادزاده

پاییز ۱۳۶۱ ـ فرزانه بنی‌هاشم

سال ۱۳۶۱ ـ همت رمضانی، نادر فیضی و محسن بیدق‌آبادی

۱۳۶۱؛ ادامه خط زمان گرگان

سال ۱۳۶۱ با نام‌هایی ادامه پیدا می‌کند که جغرافیای آنها باز هم از محدوده یک شهر فراتر می‌رود. گنبد، کردکوی، قائم‌شهر، قزوین و ساری در کنار گرگان ظاهر می‌شوند. این بار نیز هر نام را با همان تاریخ و اطلاعاتی که در فهرست برایش ثبت شده، در جای خود قرار می‌دهیم.

تابستان ۱۳۶۱

حسین مرادزاده

سن: ۲۴ سال
زادگاه: گنبد
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت ثبت‌شده: درگیری در زندان
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: تابستان ۱۳۶۱

حسین مرادزاده ۲۴ ساله و زاده گنبد بود. محل شهادتش گرگان ثبت شده و در ستون نحوه شهادت عبارت «درگیری در زندان» آمده است. (1)

این بار جغرافیای نام از گنبد به گرگان می‌رسد، اما داده دیگری نیز وارد فرهنگ‌نامه می‌شود: زندان. در مدخل‌های سال ۱۳۶۰، تیرباران، درگیری، جاده و جنگل را دیده بودیم؛ در اینجا زندان نیز به یکی از مکان‌های ثبت‌شده در سرگذشت نام‌ها افزوده می‌شود.


پاییز ۱۳۶۱

فرزانه بنی‌هاشم

سن: ۱۹ سال
زادگاه: کردکوی
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: میلیشیا
تاریخ: پاییز ۱۳۶۱

فرزانه بنی‌هاشم ۱۹ سال داشت. کردکوی زادگاه او و گرگان محل شهادتش ثبت شده است. فهرست، نحوه شهادت او را تیرباران و فعالیتش را میلیشیا نوشته است. (1)

در مدخل او نیز دو شهر باید کنار هم بمانند: کردکوی ـ گرگان. وقتی بعداً به کردکوی می‌رسیم، این ارتباط جغرافیایی حفظ خواهد شد، بی‌آنکه یک نام به دو نفر تبدیل شود.


سال ۱۳۶۱

برای سه نام دیگر، منبع فقط سال ۱۳۶۱ را ثبت کرده است.

همت رمضانی

سن: ۲۱ سال
زادگاه: قائم‌شهر
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: ۱۳۶۱

همت رمضانی از قائم‌شهر بود و محل شهادتش گرگان ثبت شده است. او هنگام شهادت ۲۱ سال داشت. (1)

این نام از همین حالا یکی از پل‌های میان دو استان کتاب است: مازندران و گلستان. وقتی کتاب به قائم‌شهر برسد، پیوند او با زادگاهش از دست نخواهد رفت.

نادر فیضی

سن: ۲۰ سال
زادگاه: قزوین
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: ۱۳۶۱

نادر فیضی، ۲۰ ساله، از قزوین به جغرافیای گرگان وارد می‌شود. فهرست، گرگان را محل شهادت و تیرباران را نحوه شهادت او ثبت کرده است. (1)

محسن بیدق‌آبادی

سن: ۲۰ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: ساری
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: ۱۳۶۱

در مورد محسن بیدق‌آبادی جهت جغرافیایی دوباره معکوس می‌شود. او از گرگان است، اما محل شهادتش ساری ثبت شده است. هنگام شهادت ۲۰ سال داشت. (1)

همین سه نام، سه مسیر متفاوت می‌سازند:

قائم‌شهر ← همت رمضانی ← گرگان

قزوین ← نادر فیضی ← گرگان

گرگان ← محسن بیدق‌آبادی ← ساری

فهرست، با همین چند نام، نشان می‌دهد چرا فرهنگ‌نامه را نمی‌توان به مجموعه‌ای از فهرست‌های بسته شهری تبدیل کرد. انسان‌ها میان این شهرها حرکت کرده‌اند و جغرافیای زندگی و شهادت آنان، مرز فصل‌های کتاب را به یکدیگر پیوند می‌دهد.


۱۳۶۲

صادق پایدار

سن: ۲۲ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: ۱۳۶۲

در فهرست موجود، برای سال ۱۳۶۲ نام صادق پایدار ثبت شده است. او ۲۲ ساله، زاده گرگان و محل شهادتش نیز گرگان بوده است. نحوه شهادت تیرباران آمده است. (1)

مدخل کوتاه است؛ اما کوتاهی اطلاعات، جایگاه نام را تغییر نمی‌دهد. در این کتاب صادق پایدار همان اندازه صاحب مدخل است که فردی با چند صفحه اطلاعات.


۱۳۶۳

اقبال مقبولی

محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: ۱۳۶۳

برای اقبال مقبولی، فهرست سن و زادگاه را خالی گذاشته است. آنچه ثبت شده، نام او، گرگان به‌عنوان محل شهادت، تیرباران به‌عنوان نحوه شهادت و سال ۱۳۶۳ است. (1)

پس مدخل او نیز همین اندازه باقی می‌ماند:

اقبال مقبولی ـ گرگان ـ تیرباران ـ ۱۳۶۳.

چهار داده کوتاه؛ اما یک نام کامل در فرهنگ‌نامه.


۱۳۶۴

عیسی سقایی

سن: ۲۴ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: بابل
نحوه شهادت: درگیری
تاریخ: ۱۳۶۴

عیسی سقایی، ۲۴ ساله و زاده گرگان، در سال ۱۳۶۴ در بابل جان باخته و نحوه شهادتش «درگیری» ثبت شده است. (1)

نام عیسی سقایی یک بار دیگر گرگان را به مازندران متصل می‌کند؛ این بار به بابل.

وقتی به بخش بابل برسیم، وجود چنین نام‌هایی اهمیت پیدا خواهد کرد. زیرا آنجا خواهیم دید چه کسانی اهل بابل بوده‌اند و چه کسانی از نقاط دیگر، محل شهادتشان بابل ثبت شده است. این دو گروه نباید با یکدیگر مخلوط شوند.


۱۳۶۵

حسن دنکوب

زادگاه: گرگان
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: ۱۳۶۵

برای حسن دنکوب سنی در فهرست ثبت نشده است. اما زادگاه و محل شهادت هر دو گرگان، نحوه شهادت تیرباران و سال آن ۱۳۶۵ آمده است. (1)

از تیر ۱۳۶۰، جایی که آنا محمد کَر شانزده‌ساله را دیدیم، اکنون به ۱۳۶۵ رسیده‌ایم. پنج سال گذشته، اما نام‌ها در فهرست گرگان همچنان ادامه دارند.

این امتداد زمانی برای روح این فرهنگ‌نامه مهم است. اگر همه این انسان‌ها تنها زیر یک عدد نهایی قرار می‌گرفتند، فاصله زمانی میان نخستین نام‌های ۱۳۶۰ و حسن دنکوب در ۱۳۶۵ دیده نمی‌شد.

اما وقتی نام‌ها بر خط زمان می‌نشینند، خود تقویم شروع به سخن گفتن می‌کند:

۱۳۶۰، ۱۳۶۱، ۱۳۶۲، ۱۳۶۳، ۱۳۶۴، ۱۳۶۵…

و هنوز پایان نرسیده است.


۱۳۶۶؛ جغرافیا تغییر می‌کند

در سال ۱۳۶۶، فهرست وارد مرحله دیگری می‌شود. در کنار نام و سن و زادگاه، دیگر «گرگان» الزاماً محل واقعه نیست. عباراتی چون «گردانی ـ جنوب بانه» و «عملیات گردانی» ظاهر می‌شوند. (1)

محمود تجری

سن: ۲۵ سال
زادگاه: علی‌آباد کتول
محل/واقعه ثبت‌شده: گردانی ـ جنوب بانه
تاریخ: بهار ۱۳۶۶

اصغر اکبرنژاد

سن: ۲۵ سال
زادگاه: گرگان
محل/واقعه ثبت‌شده: عملیات گردانی
تاریخ: ۱۳۶۶

دو جوان ۲۵ ساله، یکی از علی‌آباد کتول و دیگری از گرگان، در این نقطه از خط زمانی ظاهر می‌شوند. اما اکنون جغرافیای نام‌ها از شهرهای شمالی فراتر رفته است. (1)

از اینجا، شکل مدخل‌ها نیز اندکی تغییر خواهد کرد؛ زیرا خود فهرست نوع دیگری از اطلاعات را در اختیار ما قرار می‌دهد.

و این تغییر مقدمه ورود به سالی است که تعداد بیشتری از نام‌ها دوباره کنار یکدیگر قرار می‌گیرند:

۱۳۶۷

از آفتاب و چلچراغ تا فروغ ـ و نام‌های مرداد ۱۳۶۷ در گرگان

نام‌ها در فهرست شهیدان مجاهد سخن می‌گویند

فرهنگ‌نامه شهیدان خطه شمال ایران

شهر به شهر، نام به نام، از زندگی تا شهادت

بخش نخست ـ استان گلستان

فصل اول ـ گرگان و پیرامون

۱۳۶۷؛ از آفتاب و چلچراغ تا فروغ و مرداد ۶۷

با ورود به ۱۳۶۷، شکل فهرست بار دیگر تغییر می‌کند. اگر در سال‌های نخست با واژه‌هایی چون تیرباران، زندان، درگیری، جاده و جنگل روبه‌رو بودیم، اکنون نام عملیات‌ها نیز در کنار نام انسان‌ها ظاهر می‌شود: آفتاب، چلچراغ و فروغ.

در این بخش نیز آنچه مبنا قرار می‌گیرد همان اطلاعات ثبت‌شده در فهرست است. بنابراین «آفتاب»، «چلچراغ» و «فروغ» در مدخل‌ها همان‌گونه می‌آیند که در ستون محل یا واقعه ثبت شده‌اند.

۷ فروردین ۱۳۶۷

اسماعیل آزیش

سن: ۳۱ سال
زادگاه: بندرترکمن
محل/واقعه ثبت‌شده: آفتاب
تاریخ: ۷ فروردین ۱۳۶۷

نخستین نام دارای تاریخ دقیق در سال ۱۳۶۷، اسماعیل آزیش است؛ ۳۱ ساله از بندرترکمن. در فهرست، «آفتاب» در برابر نام او و تاریخ ۷ فروردین ۱۳۶۷ ثبت شده است. (1)

از نظر جغرافیایی، اسماعیل آزیش به بندرترکمن تعلق دارد؛ بنابراین هنگامی که بخش بندرترکمن سامان می‌یابد، پیوند جغرافیایی او نیز در آنجا دیده خواهد شد. اما در خط زمانی مشترک این مجموعه، جای او همان ۷ فروردین ۱۳۶۷ است.


۲۹ خرداد ۱۳۶۷

ابراهیم دوستی

سن: ۲۱ سال
زادگاه: گرگان
محل/واقعه ثبت‌شده: چلچراغ
تاریخ: ۲۹ خرداد ۱۳۶۷

ابراهیم دوستی، ۲۱ ساله و از گرگان، با عنوان «چلچراغ» و تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۶۷ در فهرست ثبت شده است. (1)

فاصله میان اسماعیل آزیش و ابراهیم دوستی کمتر از سه ماه است، اما محل ثبت‌شده واقعه تغییر کرده است: از آفتاب به چلچراغ.

در این فرهنگ‌نامه همین توالی اهمیت دارد. وقتی در پایان کتاب همه نام‌های شمال روی یک خط زمانی واحد قرار بگیرند، این فاصله‌ها و تراکم‌ها بدون نیاز به توضیح طولانی، خودشان بخشی از تاریخ را نشان خواهند داد.


۳ مرداد ۱۳۶۷

اکبر

سن: ۲۶ سال
زادگاه: گرگان
محل/واقعه ثبت‌شده: فروغ
تاریخ: ۳ مرداد ۱۳۶۷

از این فرد در فهرست تنها نام «اکبر» ثبت شده است. نام خانوادگی در داده موجود نیامده و ما نیز همان «اکبر» را حفظ می‌کنیم.

او ۲۶ ساله و از گرگان بوده و «فروغ» در برابر نامش ثبت شده است. تاریخ ثبت‌شده ۳ مرداد ۱۳۶۷ است. (1)


۵ مرداد ۱۳۶۷

میرفندرسکی

سن: ۲۵ سال
زادگاه: گرگان
محل/واقعه ثبت‌شده: فروغ
تاریخ: ۵ مرداد ۱۳۶۷

در این ردیف نیز اطلاعات نام کامل نیست. فهرست فقط «میرفندرسکی» را ثبت کرده است. سن ۲۵ سال، گرگان، فروغ و تاریخ ۵ مرداد ۱۳۶۷ چهار داده دیگری هستند که در کنار این نام قرار گرفته‌اند. (1)

این نام را نیز تکمیل نمی‌کنیم؛ «میرفندرسکی» همان صورتی است که فعلاً در فرهنگ‌نامه باقی می‌ماند.


مرداد ۱۳۶۷

برای چند نفر، روز مشخص نشده و تنها مرداد ۱۳۶۷ در فهرست آمده است. این نام‌ها پس از کسانی قرار می‌گیرند که روز دقیق دارند.

عیسی کیانی

سن: ۳۱ سال
زادگاه: کردکوی
محل/واقعه ثبت‌شده: فروغ
تاریخ: مرداد ۱۳۶۷

عیسی کیانی ۳۱ ساله و از کردکوی بود. فهرست او را در «فروغ» و مرداد ۱۳۶۷ ثبت کرده است. (1)

غلامرضا زاهد

سن: ۲۷ سال
زادگاه: کردکوی
محل/واقعه ثبت‌شده: فروغ
تاریخ: مرداد ۱۳۶۷

غلامرضا زاهد نیز از کردکوی است؛ ۲۷ ساله، با «فروغ» به‌عنوان محل/واقعه ثبت‌شده و مرداد ۱۳۶۷ به‌عنوان زمان. (1)

اقبال

زادگاه: کردکوی
محل/واقعه ثبت‌شده: فروغ
تاریخ: مرداد ۱۳۶۷

برای اقبال سن و نام خانوادگی ثبت نشده است. سه داده باقی می‌ماند:

اقبال ـ کردکوی ـ فروغ ـ مرداد ۱۳۶۷. (1)

سه نام در این نقطه به کردکوی می‌رسند: عیسی کیانی، غلامرضا زاهد و اقبال. بنابراین در سامان نهایی استان گلستان، این سه مدخل به بخش کردکوی تعلق جغرافیایی خواهند داشت؛ اما در خط زمانی سال ۱۳۶۷، کنار دیگر نام‌های مرداد قرار می‌گیرند.

حشمت

سن: ۲۷ سال
زادگاه: گلوگاه
محل/واقعه ثبت‌شده: فروغ
تاریخ: مرداد ۱۳۶۷

در منبع تنها نام «حشمت» آمده است. او ۲۷ ساله و از گلوگاه ثبت شده است. (1)

اینجا مرز استانی نیز شکسته می‌شود. گلوگاه به مازندران تعلق دارد و بعداً در بخش مازندران دوباره به این پیوند خواهیم رسید؛ اما حشمت در شمارش نهایی یک نفر باقی خواهد ماند.

امان

سن: ۲۸ سال
زادگاه: گنبد
محل/واقعه ثبت‌شده: فروغ
تاریخ: مرداد ۱۳۶۷

امان، ۲۸ ساله از گنبد، نام دیگری است که با فروغ و مرداد ۱۳۶۷ ثبت شده است. (1)


۲۸ مرداد ۱۳۶۷

فرحناز میرفندرسکی

سن: ۲۳ سال
زادگاه: گرگان
محل/واقعه ثبت‌شده: چلچراغ
تاریخ ثبت‌شده در فهرست: ۲۸ مرداد ۱۳۶۷

برای فرحناز میرفندرسکی، فهرست دقیقاً همین چهار داده را کنار هم قرار داده است: ۲۳ سال، گرگان، چلچراغ و ۲۸ مرداد ۱۳۶۷. ما نیز آن را همان‌گونه که در منبع آمده حفظ می‌کنیم. (1)


پنج نام دیگر در مرداد ۱۳۶۷

پس از مجموعه مربوط به آفتاب، چلچراغ و فروغ، فهرست یک بلوک جداگانه دارد که پنج نام را با مرداد ۱۳۶۷ ثبت کرده است.

در این پنج ردیف، برخلاف بسیاری از مدخل‌های پیشین، ستون مربوط به نحوه شهادت یا واقعه خالی است. بنابراین چیزی به آن اضافه نمی‌کنیم.

طهمورث رحیم‌نژاد

سن: ۳۴ سال
زادگاه: گرگان
محل ثبت‌شده: گرگان
تاریخ: مرداد ۱۳۶۷

بهزاد کیانیان

سن: ۲۵ سال
زادگاه: گرگان
محل ثبت‌شده: گرگان
تاریخ: مرداد ۱۳۶۷

ناصر منصوری

سن: ۲۵ سال
زادگاه: گرگان
محل ثبت‌شده: گرگان
تاریخ: مرداد ۱۳۶۷

علی‌اکبر ابراهیم‌پور

سن: ۲۸ سال
زادگاه: گرگان
محل ثبت‌شده: گرگان
تاریخ: مرداد ۱۳۶۷

بهزاد کردجزی

سن: ۳۴ سال
زادگاه: بندرگز
محل ثبت‌شده: گرگان
تاریخ: مرداد ۱۳۶۷

این پنج نام در منبع پشت سر یکدیگر آمده‌اند و برای هر پنج نفر، تاریخ مرداد ۱۳۶۷ ثبت شده است. چهار نفر زاده گرگان‌اند و بهزاد کردجزی زاده بندرگز؛ محل ثبت‌شده برای هر پنج نفر گرگان است. (1)

اینجا یکی از همان جاهایی است که خودِ سکوت جدول نیز باید حفظ شود. منبع برای این پنج نفر نحوه شهادت را ننوشته است؛ پس فرهنگ‌نامه آنان را با همان اطلاعات موجود معرفی می‌کند، بدون آنکه جای خالی جدول با یک عبارت ساخته‌شده پر شود.

اما وقتی این پنج نام را کنار هم می‌گذاریم، یک تصویر روشن به دست می‌آید:

طهمورث رحیم‌نژاد ـ ۳۴ سال
بهزاد کیانیان ـ ۲۵ سال
ناصر منصوری ـ ۲۵ سال
علی‌اکبر ابراهیم‌پور ـ ۲۸ سال
بهزاد کردجزی ـ ۳۴ سال

پنج انسان؛ یک ماه؛ و در ستون محل، یک نقطه مشترک: گرگان.


یک تاریخ متفاوت در فهرست

قدرت مهاجر

سن: ۲۷ سال
زادگاه: گز
محل/واقعه ثبت‌شده: فروغ
تاریخ ثبت‌شده: مرداد ۱۳۶۸

قدرت مهاجر ۲۷ ساله و از گز است. در فهرست، «فروغ» در برابر نام او آمده، اما تاریخ ثبت‌شده مرداد ۱۳۶۸ است. (1)

در این فرهنگ‌نامه تاریخ را به ۱۳۶۷ تبدیل نمی‌کنیم. مدخل قدرت مهاجر با همان مرداد ۱۳۶۸ که در فهرست ثبت شده باقی می‌ماند. این دقیقاً یکی از اصول کار ماست: داده مادر حفظ می‌شود.


نامی بدون تاریخ

یعقوب کَر

زادگاه: بندرترکمن
محل ثبت‌شده: عراق
تاریخ: ثبت نشده

برای یعقوب کَر، فهرست بندرترکمن را به‌عنوان زادگاه و عراق را در ستون محل ثبت کرده، اما تاریخ و سن در ردیف موجود خالی است. (1)

بنابراین او گم نمی‌شود و حذف هم نمی‌شود. جای او در پایان خط زمانی، در بخش «تاریخ ثبت‌نشده» خواهد بود.

این شاید یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های فرهنگ‌نامه با یک جدول آماری باشد. جدول ممکن است به دلیل نداشتن تاریخ، نتواند یک ردیف را در محاسبه سالانه جای دهد؛ اما کتاب نام‌ها نمی‌تواند به همین دلیل انسانی را کنار بگذارد.


خط زمانی گرگان از دهه ۶۰ فراتر می‌رود

فهرست موجود در مرداد ۱۳۶۷ متوقف نمی‌شود. سال‌ها بعد نیز چند نام دیگر با جغرافیای گرگان و پیرامون ثبت شده‌اند.

۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸

مهرداد نیک‌سیر

سن: ۴۸ سال
زادگاه: گرگان
محل ثبت‌شده: گرگان
واقعه ثبت‌شده: درگیری اشرف ۱
تاریخ: ۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸

نام مهرداد نیک‌سیر با سن ۴۸ سال و عبارت «درگیری اشرف۱» در فهرست آمده است. (1)


۱۹ فروردین ۱۳۹۰

حسن اوانی

سن: ۵۰ سال
زادگاه: گلوگاه
محل ثبت‌شده: گرگان
واقعه ثبت‌شده: درگیری اشرف ۱
تاریخ: ۱۹ فروردین ۱۳۹۰

حسن اوانی ۵۰ ساله، از گلوگاه، نام دیگری است که فهرست او را به گرگان و «درگیری اشرف۱» پیوند داده است. (1)


پاییز ۱۳۹۹

روح‌الله راموز

سن: ۶۲ سال
زادگاه: گز
محل ثبت‌شده: آلبانی
عنوان ثبت‌شده: صدیق ـ اشرف ۳
تاریخ: پاییز ۱۳۹۹

زمستان ۱۳۹۹

لیلا شمس

سن: ۶۰ سال
زادگاه: سرخنکلاته
محل ثبت‌شده: آلبانی
عنوان ثبت‌شده: صدیق ـ اشرف ۳
تاریخ: زمستان ۱۳۹۹

این دو نام در انتهای مجموعه گرگان و پیرامون ثبت شده‌اند؛ روح‌الله راموز ۶۲ ساله از گز و لیلا شمس ۶۰ ساله از سرخنکلاته، هر دو با محل «آلبانی» و عنوان «صدیق ـ اشرف ۳». (1)

از نخستین نام این فصل، آنا محمد کَر شانزده‌ساله در تیر ۱۳۶۰، تا این دو نام در پاییز و زمستان ۱۳۹۹، فهرست چند دهه را طی کرده است.

اما پیش از آنکه فصل گرگان را ببندیم، یک کار ضروری باقی مانده است. تعدادی از نام‌های سال ۱۳۶۰ در فهرست مادر هنوز باید در جای درست خود وارد شوند؛ نام‌هایی مانند داریوش شریف‌زاده، کاظم یعقوبی، عزیز و فریدون رحیم‌نژاد، فائزه مهیمنی، نادر میرزایی، مسعود شهریاری، عزت، موسی زاهد، زاهد، حسین خراسانی، علی جعفری و جعفر کوهستانی. برخی از این افراد اساساً به گلوگاه، کردکوی، گز یا بندرترکمن تعلق جغرافیایی دارند و نباید بی‌دلیل زیر گرگان تکرار شوند. (1)

بنابراین این فصل را هنوز نمی‌بندیم.

بازگشت به نام‌های پراکنده ۱۳۶۰ و تفکیک گرگان از کردکوی، گز، بندرترکمن و گلوگاه

سپس: «گرگان در یک نگاه» و پایان فصل اول

از همین‌جا ادامه می‌دهم تا گرگان را کامل و تمیز ببندیم و بعد وارد فصل دوم ـ بندرگز و پیرامون شویم.

بازگشت به سال ۱۳۶۰؛ نام‌هایی که نباید میان فهرست‌ها گم شوند

پیش از بستن فصل گرگان، باید یک بار دیگر به سال ۱۳۶۰ بازگردیم. نه برای تکرار آنچه نوشته شد، بلکه برای نام‌هایی که در فهرست مشترک «گرگان، کردکوی و اطراف» آمده‌اند و هنوز جای جغرافیایی یا زمانی آنها در فرهنگ‌نامه روشن نشده است.

این بازگشت اهمیت دارد. زیرا اگر فهرست مادر را صرفاً از بالا به پایین منتقل کنیم، کسی که زاده گلوگاه است ممکن است گرگانی شمرده شود، کسی که از گز آمده در دو بخش تکرار شود و کسی که از گرگان به ساری یا تهران رسیده، از جغرافیای اصلی زندگی‌اش جدا بماند.

اینجا هر نام را به جای خودش برمی‌گردانیم.


تابستان ۱۳۶۰؛ چند نام باقی‌مانده

ملیحه راحمی

سن: ۱۸ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: میلیشیا
تاریخ: تابستان ۱۳۶۰

ملیحه راحمی ۱۸ ساله بود. در فهرست مادر، زادگاه و محل شهادتش هر دو گرگان ثبت شده است. (1)

این نام را باید در جای دقیق خود، یعنی تابستان ۱۳۶۰ قرار داد، نه در گروهی که فقط سال ۱۳۶۰ برایشان ثبت شده است.

عزیز رحیم‌نژاد

سن: ۲۰ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: ساری
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: تابستان ۱۳۶۰

عزیز رحیم‌نژاد از گرگان بود، اما محل شهادتش ساری ثبت شده است. او هنگام شهادت ۲۰ سال داشت. (1)

فریدون رحیم‌نژاد

سن: ۳۰ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: تهران
نحوه شهادت: تیرباران
تاریخ: تابستان ۱۳۶۰

فریدون رحیم‌نژاد نیز از گرگان بود؛ اما مسیر او به تهران رسیده است. سن او ۳۰ سال و نحوه شهادتش تیرباران ثبت شده است. (1)

فائزه مهیمنی

سن: ۲۲ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: گرگان
وضعیت ثبت‌شده: دانشجو در مشهد
نحوه شهادت: تیرباران
تاریخ: تابستان ۱۳۶۰

فائزه مهیمنی ۲۲ ساله، زاده گرگان و دانشجوی مشهد بوده است. محل شهادتش گرگان و نحوه شهادتش تیرباران ثبت شده است. (1)

در یک مدخل کوتاه، سه نقطه از جغرافیای زندگی او دیده می‌شود:

گرگان ـ مشهد ـ گرگان

زادگاه، محل تحصیل و محل شهادت.


پاییز ۱۳۶۰؛ نامی که به گلوگاه و بهشهر می‌رسد

داریوش شریف‌زاده

سن: ۲۲ سال
زادگاه: گلوگاه
محل شهادت: بهشهر
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: پاییز ۱۳۶۰

داریوش شریف‌زاده در فهرست مشترک گرگان و اطراف آمده است، اما اطلاعات خود ردیف روشن است: گلوگاه زادگاه و بهشهر محل شهادت اوست. (1)

بنابراین او را در شمار نهایی گرگان قرار نمی‌دهیم. مدخل اصلی داریوش شریف‌زاده به بخش مازندران و حوزه گلوگاه ـ بهشهر منتقل خواهد شد.

این دقیقاً همان کاری است که فرهنگ‌نامه باید با فهرست مادر انجام دهد: نام را حذف نمی‌کند؛ آن را به جغرافیای درست خودش می‌رساند.


سال ۱۳۶۰؛ نام‌های دارای پیوند با کردکوی

کاظم یعقوبی

سن: ۲۲ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: کردکوی
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: ۱۳۶۰

کاظم یعقوبی از گرگان است و محل شهادتش کردکوی ثبت شده است. (1)

بنابراین نام او در فرهنگ‌نامه پیوندی میان فصل گرگان و بخش کردکوی خواهد بود: زادگاه گرگان؛ محل شهادت کردکوی.

مسعود شهریاری

سن: ۲۲ سال
زادگاه: کردکوی
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت ثبت‌شده: درگیری در جاده
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: ۱۳۶۰

مسعود شهریاری درست مسیر مقابل کاظم یعقوبی را طی می‌کند: از کردکوی به گرگان. فهرست، «درگیری در جاده» را برای نحوه شهادت او ثبت کرده است. (1)

دو نام کنار هم، دو جهت یک مسیر را نشان می‌دهند:

کاظم یعقوبی: گرگان ← کردکوی

مسعود شهریاری: کردکوی ← گرگان


عزت

زادگاه: کردکوی
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
تاریخ: ۱۳۶۰

در منبع تنها نام «عزت» ثبت شده و سن و نام خانوادگی در این ردیف نیامده است. زادگاه کردکوی، محل شهادت گرگان و نحوه شهادت تیرباران ثبت شده است. (1)

موسی زاهد

زادگاه: کردکوی
محل شهادت: کردکوی
نحوه شهادت ثبت‌شده: درگیری جنگل
تاریخ: ۱۳۶۰

زاهد

زادگاه: کردکوی
محل شهادت: کردکوی
نحوه شهادت ثبت‌شده: درگیری جنگل
تاریخ: ۱۳۶۰

موسی زاهد و فرد دیگری که تنها با نام «زاهد» ثبت شده، هر دو در کردکوی و با عبارت «درگیری جنگل» در سال ۱۳۶۰ آمده‌اند. (1)

این دو نام دیگر به فصل اصلی گرگان تعلق ندارند. جای طبیعی آنان در کردکوی است؛ جایی که «جنگل» نیز به بخشی از جغرافیای آن فصل تبدیل خواهد شد.


نامی از بندرترکمن تا تهران

نادر میرزایی

زادگاه: بندرترکمن
محل شهادت: تهران
نحوه شهادت: تیرباران
تاریخ: ۱۳۶۰

برای نادر میرزایی سن در این ردیف ثبت نشده است. زادگاه بندرترکمن و محل شهادت تهران آمده است. (1)

بنابراین او نیز در شمارش گرگان قرار نمی‌گیرد؛ پیوند اصلی جغرافیایی او با بندرترکمن حفظ خواهد شد.


نام‌هایی از گز

دو نام دیگر در فهرست مشترک، زادگاهشان گز ثبت شده است.

علی جعفری

سن: ۲۰ سال
زادگاه: گز
محل شهادت ثبت‌شده: گرگان یا قم
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: میلیشیا
تاریخ: ۱۳۶۰

در ردیف علی جعفری، خود منبع محل شهادت را «گرگان یا قم» نوشته است. همان عبارت باید حفظ شود. (1)

اما برای علی جعفری، یک داده دیگر نیز در فهرست اختصاصی بندرگز وجود دارد: در آنجا او ۲۰ ساله، از گز، با محل شهادت سپاه بندرگز و تاریخ تابستان ۱۳۶۰ ثبت شده است. (1)

اینجا برای نخستین بار با دو ثبت متفاوت برای یک نام روبه‌رو هستیم. هیچ‌کدام را پاک نمی‌کنیم. در مدخل اصلی علی جعفری در فصل بندرگز، هر دو ثبت کنار هم خواهد آمد تا سابقه او در هر دو فهرست حفظ شود.

جعفر کوهستانی

سن در فهرست مشترک: ۲۰ سال
زادگاه: گز
محل شهادت در فهرست مشترک: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
تاریخ در فهرست مشترک: ۱۳۶۰

جعفر کوهستانی نیز در فهرست مشترک با سن ۲۰ سال، زادگاه گز و محل شهادت گرگان آمده است. (1)

اما فهرست اختصاصی بندرگز اطلاعات دقیق‌تری برای نام جعفر کوهستانی دارد: سن ۲۲ سال، روستای گز، محل شهادت سپاه بندرگز و تاریخ شهریور ۱۳۶۰. (1)

پس اینجا نیز دو ثبت را در یک مدخل گرد می‌آوریم، نه اینکه یکی را جای دیگری بنشانیم.

همین نمونه‌ها نشان می‌دهند چرا فهرست اختصاصی هر شهر باید با فهرست مادر تطبیق داده شود. گاهی یک فهرست فقط سال را دارد و فهرست دیگر ماه را؛ گاهی سن متفاوت ثبت شده؛ گاهی حتی محل شهادت در دو ثبت متفاوت است. فرهنگ‌نامه جای هر دو سابقه را حفظ می‌کند.


حسین خراسانی

سن: ۳۰ سال
زادگاه: گرگان
محل شهادت: تهران
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: ۱۳۶۰

حسین خراسانی از نام‌هایی است که باید در همین فصل گرگان باقی بماند. او ۳۰ ساله و زاده گرگان بوده و محل شهادتش تهران ثبت شده است. (1)

این نام بار دیگر خط گرگان ـ تهران را در نقشه کتاب ثبت می‌کند؛ همان مسیری که پیش‌تر در مدخل‌هایی چون ترانه رحیم‌نژاد، تهمینه رحیم‌نژاد و طه میرصادقی نیز دیده شد.


دو نام بدون تاریخ

در میان نام‌های این مجموعه، دو نفر هستند که نحوه شهادتشان ثبت شده، اما تاریخی در برابر نامشان نیست.

رضا زرگران

زادگاه: سرخنکلاته
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
تاریخ: ثبت نشده

علی شیخ

سن: ۲۴ سال
زادگاه: روستایی در گرگان
محل شهادت: گرگان
نحوه شهادت: تیرباران
فعالیت ثبت‌شده: مجاهد حرفه‌ای
تاریخ: ثبت نشده

هر دو ردیف در فهرست بدون سال آمده‌اند. (1)

جای آنان در فرهنگ‌نامه روشن است:

تاریخ ثبت‌نشده

نه حذف می‌شوند و نه برای قرار گرفتن در یک سال، تاریخی به آنها داده می‌شود.


گرگان در یک نگاه

اکنون فصل گرگان شکل متفاوتی نسبت به جدول اولیه پیدا کرده است. فهرستی که در آغاز مجموعه‌ای از ردیف‌ها بود، با مرتب شدن بر اساس زمان و تفکیک زادگاه از محل شهادت، به چند مسیر انسانی تبدیل شد.

از آنا محمد کَر، نوجوان ۱۶ ساله بندرترکمن که تیر ۱۳۶۰ در گرگان تیرباران شد، خط زمانی آغاز شد. (1)

در تابستان و پاییز ۱۳۶۰، تعداد نام‌ها افزایش یافت. نوجوانان و جوانان ۱۸، ۱۹، ۲۰، ۲۱ و ۲۲ ساله بارها در فهرست ظاهر شدند. مسیر بعضی در خود گرگان پایان یافت و مسیر برخی دیگر به تهران، ساری، بابل، قائم‌شهر، شیرگاه و نقاط دیگر رسید.

سال‌های بعد نام‌ها قطع نشدند: ۱۳۶۱، ۱۳۶۲، ۱۳۶۳، ۱۳۶۴ و ۱۳۶۵.

در ۱۳۶۶ جغرافیای فهرست از شهرهای شمالی فراتر رفت و در ۱۳۶۷ نام‌های آفتاب، چلچراغ و فروغ در کنار نام افراد قرار گرفتند. سپس بلوک جداگانه پنج‌نفره مرداد ۱۳۶۷ در گرگان ثبت شد.

و حتی پس از دهه ۶۰ نیز فهرست ادامه یافت؛ تا اشرف و سپس آلبانی.

این همان چیزی است که یک فهرست زمانی می‌تواند نشان دهد و یک عدد نهایی به‌تنهایی قادر به نشان‌دادنش نیست:

نام‌ها در یک روز جمع نشده‌اند.

نام‌ها در یک سال هم متوقف نشده‌اند.

هرکدام نقطه‌ای روی یک خط زمانی‌اند؛ و وقتی این نقطه‌ها به ترتیب کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، آنچه ابتدا «فهرست اسامی» بود به تاریخ انسان‌ها تبدیل می‌شود.

در عین حال، فصل گرگان یک نکته دیگر را نیز آشکار کرد: عنوان اولیه منبع «گرگان، کردکوی و اطراف» چند جغرافیا را در یک جدول گرد آورده است. فرهنگ‌نامه این جغرافیاها را از هم تفکیک می‌کند، بدون آنکه ارتباطشان را قطع کند. کردکوی، بندرترکمن، گز، گنبد، علی‌آباد کتول و گلوگاه هرکدام جای مستقل خود را خواهند یافت؛ و هرجا زندگی یک نفر دو شهر را به هم متصل کرده باشد، همان اتصال حفظ خواهد شد.

بدین ترتیب، هیچ نامی برای کامل‌تر نشان دادن آمار یک شهر مصادره نمی‌شود و هیچ نامی به دلیل ناقص بودن اطلاعات کنار گذاشته نمی‌شود.

نام، پیش از عدد می‌آید.

این قاعده‌ای بود که کتاب با آن آغاز شد و گرگان نخستین آزمون آن بود.

پایان فصل اول


فصل دوم ـ بندرگز و گز

۱۳۶۰؛ نام‌های یک شهر و یک روستا در فاصله چند ماه

فهرست اختصاصی بندرگز از همان آغاز، تصویری متفاوت پیش روی ما می‌گذارد. برخلاف جدول مشترک گرگان که بسیاری از تاریخ‌ها تنها با فصل یا سال آمده بود، این فهرست در موارد متعدد ماه، سن، روستا، محل شهادت و حتی محل مزار را نیز ثبت کرده است.

در نخستین ردیف‌های آن، پنج نام در مرداد ۱۳۶۰ پشت سر یکدیگر قرار گرفته‌اند:

رمضان متکی ـ ۱۸ ساله
محمدرضا متکی ـ ۱۶ ساله
حسینعلی ترابی ـ ۲۱ ساله
محمدرضا ترابی ـ ۱۶ ساله
علی‌محمد ترابی ـ ۲۲ ساله

هر پنج نفر از گز، بندرگز ثبت شده‌اند و برای هر پنج، نحوه شهادت تیرباران آمده است. (1)

اینجا دیگر فقط با پنج ردیف روبه‌رو نیستیم.

دو نام خانوادگی بارها تکرار می‌شود:

متکی
و
ترابی

و دو نفر از این پنج انسان فقط شانزده سال داشته‌اند.

از همین پنج نام، فصل دوم آغاز می‌شود.

مرداد ۱۳۶۰

رمضان متکی ـ ۱۸ سال

محمدرضا متکی ـ ۱۶ سال

حسینعلی ترابی ـ ۲۱ سال

محمدرضا ترابی ـ ۱۶ سال

علی‌محمد ترابی ـ ۲۲ سال

ادامه از اینجا: پنج نام، پنج مدخل مستقل؛ سپس محمدآقا (سیدمحمد) هاشمیان و دیگر نام‌های مرداد ۱۳۶۰ بندرگز.

فصل دوم ـ بندرگز و گز

۱۳۶۰؛ نام‌های یک شهر و یک روستا در فاصله چند ماه

فهرست بندرگز از همان ابتدا با گرگان تفاوت دارد. اطلاعات این بخش جزئی‌تر است: سن، روستا، ماه شهادت، محل شهادت و در بسیاری از ردیف‌ها حتی محل مزار ثبت شده است. در میان این داده‌ها یک عبارت نیز بارها تکرار می‌شود: «مزار حیاط خانه». (1)

به همین دلیل، در این فصل لازم نیست پس از هر نام دوباره یک روایت مشابه بنویسیم. نام، سن و سرنوشت ثبت‌شده هر فرد را می‌آوریم و سپس آنچه از کنار هم قرار گرفتن آنها دیده می‌شود، روایت فصل را می‌سازد.

مرداد ۱۳۶۰

رمضان متکی

۱۸ ساله ـ گز ـ تیرباران ـ سپاه گرگان ـ مزار: حیاط خانه

محمدرضا متکی

۱۶ ساله ـ گز ـ تیرباران ـ سپاه بندرگز ـ مزار: حیاط خانه

حسینعلی ترابی

۲۱ ساله ـ گز ـ تیرباران ـ سپاه بندرگز ـ مزار: حیاط خانه

محمدرضا ترابی

۱۶ ساله ـ گز ـ تیرباران ـ سپاه بندرگز ـ مزار: حیاط خانه

علی‌محمد ترابی

۲۲ ساله ـ گز ـ تیرباران ـ سپاه بندرگز ـ مزار: حیاط خانه

پنج نام نخست فهرست، همگی از گز هستند و همگی در مرداد ۱۳۶۰ تیرباران شده‌اند. کوچک‌ترین آنها محمدرضا متکی و محمدرضا ترابی‌اند؛ هر دو فقط ۱۶ سال داشتند. برای هر پنج نفر نیز «مزار حیاط خانه» ثبت شده است. (1)

در همین پنج ردیف، تکرار دو نام خانوادگی نیز خود را نشان می‌دهد: دو متکی و سه ترابی. فرهنگ‌نامه نسبت خانوادگی را تنها از روی تشابه نام خانوادگی تعیین نمی‌کند، اما خودِ کنار هم قرار گرفتن این نام‌ها در یک روستا و یک ماه بخشی از سیمای انسانی فهرست است.

محمدآقا (سیدمحمد) هاشمیان

۳۵ ساله ـ گز ـ تیرباران ـ سپاه بهشهر ـ مزار: حیاط خانه

محمدآقا، که در فهرست با نام دیگر سیدمحمد هاشمیان نیز ثبت شده، در مرداد ۱۳۶۰ تیرباران شده است. برخلاف پنج نام پیشین، محل شهادت او «سپاه بهشهر» آمده است. (1)

غلامرضا آهنگری

۲۹ ساله ـ بندرگز ـ درگیری در بابل ـ مرداد ۱۳۶۰

در برابر نام غلامرضا آهنگری عبارت «درگیری تا آخرین گلوله» ثبت شده و بابل محل واقعه آمده است. (1)

غلامرضا شمالی

۲۰ ساله ـ بندرگز ـ تیرباران ـ سپاه بندرگز ـ مزار: حیاط خانه

فردوس سراج

۲۴ ساله ـ بندرگز ـ تیرباران ـ سپاه بهشهر ـ مزار: حیاط خانه

صمد سراج

۲۱ ساله ـ بندرگز ـ تیرباران ـ سپاه بندرگز ـ مزار: حیاط خانه

صالح خواجه

۲۱ ساله ـ بندرگز ـ تیرباران ـ سپاه گرگان ـ محل مزار ثبت‌شده: امامزاده عبدالله گرگان

این نام‌ها نیز همگی با مرداد ۱۳۶۰ ثبت شده‌اند. (1)

در میان آنها دوباره دو نام خانوادگی یکسان ظاهر می‌شود: فردوس سراج و صمد سراج. اینجا نیز بدون افزودن نسبتی که در فهرست نیامده، هر دو نام مستقل حفظ می‌شوند.

اسدالله ملاحی

۲۴ ساله ـ نوکنده ـ تیرباران ـ سپاه بندرگز ـ مرداد ۱۳۶۰ ـ مزار: مزرعه در نوکنده

با اسدالله ملاحی، جغرافیای فصل از گز و بندرگز به نوکنده گسترش پیدا می‌کند. (1)

تا همین نقطه، مرداد ۱۳۶۰ دیگر یک تاریخ ساده نیست. نوجوان ۱۶ ساله در کنار جوان ۲۰ و ۲۱ ساله و مرد ۳۵ ساله قرار گرفته؛ محل‌های ثبت‌شده از بندرگز و گرگان تا بهشهر و بابل امتداد یافته و حیاط خانه‌ها و مزرعه نیز وارد جغرافیای مزارها شده‌اند.


تابستان ۱۳۶۰

چند نام در فهرست، روز یا ماه دقیق ندارند و تنها «تابستان ۱۳۶۰» برای آنها ثبت شده است.

علی جعفری

۲۰ ساله ـ گز ـ تیرباران ـ سپاه بندرگز ـ تابستان ۱۳۶۰ ـ مزار: حیاط خانه

این همان علی جعفری است که در فهرست مشترک گرگان نیز دیده بودیم. اینجا دیگر اطلاعات قبلی را تکرار نمی‌کنیم؛ مدخل اصلی او بر پایه فهرست اختصاصی بندرگز در همین فصل قرار می‌گیرد و ثبت دیگر به‌عنوان سابقه دوم او حفظ می‌شود. (1)

رحمان جهانشاهی

۱۹ ساله ـ نوکنده ـ تیرباران ـ تهران، اوین ـ تابستان ۱۳۶۰ ـ مزار ثبت‌شده: مزرعه در نوکنده

نام رحمان جهانشاهی مسیر دیگری می‌سازد: از نوکنده تا زندان اوین تهران. (1)

احمدرضا صابری

۲۳ ساله ـ بندرگز ـ تیرباران ـ سپاه بندرگز ـ تاریخ ثبت‌شده: «احتمالاً تابستان ۶۰»

در مورد احمدرضا صابری، همان عبارت خود فهرست یعنی «احتمالاً تابستان ۶۰» حفظ می‌شود. (1)


شهریور ۱۳۶۰

در شهریور، تراکم نام‌ها ادامه پیدا می‌کند.

جعفر کوهستانی

۲۲ ساله ـ گز ـ تیرباران ـ سپاه بندرگز ـ مزار: حیاط خانه

در فهرست اختصاصی بندرگز، جعفر کوهستانی ۲۲ ساله و تاریخ شهادتش شهریور ۱۳۶۰ ثبت شده است. همان ثبت را در مدخل اصلی او نگه می‌داریم. (1)

علی‌حسین ترکمان غلامی

۲۳ ساله ـ گز ـ تیرباران ـ سپاه گرگان ـ مزار: حیاط خانه

عطاءالله قره‌دشتی

۲۳ ساله ـ گز ـ تیرباران ـ سپاه گرگان ـ مزار: حیاط خانه

علی‌حسین طاهردشتی

۲۰ ساله ـ گز ـ تیرباران ـ سپاه بندرگز ـ مزار: حیاط خانه

اسماعیل شمالی

۱۹ ساله ـ گز ـ تیرباران ـ سپاه بندرگز ـ مزار: حیاط خانه

این چهار نام با شهریور ۱۳۶۰ ثبت شده‌اند؛ سه نفر ۱۹ تا ۲۳ ساله‌اند و محل‌های شهادت میان سپاه گرگان و سپاه بندرگز تقسیم شده است. (1)

حبیب ملک‌پور

۲۵ ساله ـ بندرگز ـ تیرباران ـ نزدیک سپاه، لب در بندرگز ـ شهریور ۱۳۶۰

بهنام (یوسف) مخدومی

۲۵ ساله ـ بندرگز ـ تیرباران ـ تهران، اوین ـ شهریور ۱۳۶۰

حبیب ملک‌پور در خود بندرگز و بهنام مخدومی در اوین تهران ثبت شده‌اند. (1) (1)

در شهریور نیز همان الگو ادامه دارد: زادگاه مشترک لزوماً به معنای محل شهادت مشترک نیست. بعضی نام‌ها در بندرگز، بعضی در گرگان و بعضی در تهران پایان می‌یابند.


مهر ۱۳۶۰

سیدحسین هاشمیان

۲۷ ساله ـ گز ـ تیرباران ـ سپاه بهشهر ـ مزار: حیاط خانه

سیدمحمد (آقا) میرغفوری

۱۹ ساله ـ گز ـ تیرباران ـ سپاه بندرگز ـ مزار: حیاط خانه

میرنبی عابدینی

۲۸ ساله ـ بندرگز ـ تیرباران ـ سپاه بندرگز ـ محل مزار ثبت‌شده: زیر پلکان خانه

شاهپور عطاریان

۲۰ ساله ـ بندرگز ـ تیرباران ـ سپاه بندرگز

این چهار نام در مهر ۱۳۶۰ ثبت شده‌اند. (1) (1)

در مدخل میرنبی عابدینی، عبارت کوتاه «زیر پلکان خانه» در ستون توضیحات آمده است. همین چند کلمه بخشی از جغرافیای حافظه این فصل را می‌سازد؛ همان‌گونه که پیش‌تر بارها «حیاط خانه» را دیدیم.


آبان ۱۳۶۰

واحد غریب‌دشتی

۱۷ ساله ـ گز ـ تیرباران ـ سپاه بندرگز ـ مزار: حیاط خانه

علیرضا آهنگری

۳۰ ساله ـ بندرگز ـ تیرباران ـ سپاه بندرگز ـ مزار: حیاط خانه

مهرانگیز (مهری) علیان

۱۸ ساله ـ بندرگز ـ تیرباران ـ لب دریا بندرگز ـ مزار: حیاط خانه

پروانه مقربیان

۱۷ ساله ـ بندرگز ـ تیرباران ـ لب دریا بندرگز ـ مزار: حیاط خانه

علی‌نقی جهانشاهی

۲۳ ساله ـ نوکنده ـ تیرباران ـ سپاه بندرگز ـ مزار: مزرعه در نوکنده

احمد کرد نوکنده

۲۲ ساله ـ نوکنده ـ تیرباران ـ سپاه بندرگز ـ مزار: مزرعه در نوکنده

اطلاعات این گروه در فهرست با آبان ۱۳۶۰ ثبت شده است. (1) (1) (1)

در این ماه، دو نام به‌خصوص کنار یکدیگر برجسته می‌شوند:

مهرانگیز علیان ـ ۱۸ ساله
پروانه مقربیان ـ ۱۷ ساله

هر دو در لب دریا بندرگز تیرباران شده‌اند و برای هر دو «مزار حیاط خانه» ثبت شده است. (1)

اینجا دیگر لازم نیست بعد از هر نام جمله‌ای مشابه تکرار شود. خودِ قرار گرفتن دو دختر ۱۷ و ۱۸ ساله در یک مکان و یک ماه، بخش مهمی از روایت را حمل می‌کند.


بهمن ۱۳۶۰

عیسی سقائی

۲۴ ساله ـ گز ـ درگیری ـ بابل ـ بهمن ۱۳۶۰

نام عیسی سقائی یک بار دیگر بندرگز را به بابل پیوند می‌دهد. در ستون توضیحات فهرست برای او «نامعلوم» آمده، اما نحوه واقعه «درگیری» و محل آن بابل ثبت شده است. (1)


یک نام پیش از موج مرداد؛ تیر ۱۳۶۰

اسحاق ملاحی

۳۵ ساله ـ نوکنده ـ محل شهادت: نوکنده ـ تیر ۱۳۶۰

در مورد اسحاق ملاحی، فهرست شرح متفاوت و تکان‌دهنده‌ای ثبت کرده است: «زجرکش، طناب بر گردن و کشیدن روی زمین با ماشین». محل، نوکنده و تاریخ تیر ۱۳۶۰ آمده است. (1)

از نظر زمانی، مدخل اسحاق ملاحی باید در نسخه نهایی فصل پیش از مرداد قرار گیرد. آوردنش در اینجا برای تکمیل استخراج نام‌هاست؛ هنگام یکپارچه‌سازی نهایی، ترتیب فصل چنین خواهد شد:

تیر → مرداد → تابستانِ بدون ماه مشخص → شهریور → مهر → آبان → بهمن → سپس سال‌های بعد.


۱۳۶۰؛ وقتی نام‌ها کنار هم قرار می‌گیرند

در بندرگز و گز، دیگر لازم نیست بعد از هر نام نتیجه‌گیری کنیم. خود فهرست چند ویژگی را آشکار کرده است: حضور پررنگ نوجوانان و جوانان، تکرار نام‌های خانوادگی، رفت‌وآمد جغرافیایی میان بندرگز، گرگان، بهشهر، بابل و تهران، و تکرار مکان‌هایی چون حیاط خانه، مزرعه و لب دریا به‌عنوان محل‌های ثبت‌شده مزار یا واقعه.

اما فصل بندرگز با ۱۳۶۰ پایان نمی‌یابد.

در ادامه فهرست، ناگهان سال ۱۳۶۷ دوباره ظاهر می‌شود و این بار چند نام با عبارت‌هایی چون «قتل‌عام ۶۷» و «سربدار ۶۷» ثبت شده‌اند:

فیض‌الله اکبری ـ ۳۰ ساله
محمد کرد رستمی ـ ۳۷ ساله
بهزاد کردجزی ـ ۳۲ ساله در این فهرست
اکبر ملاحی ـ ۲۰ ساله
کریم ملاحی ـ ۲۶ ساله
عیسی مازنی ـ ۲۵ ساله. (1) (1) (1)

۱۳۶۷؛ بازگشت نام‌های بندرگز و نوکنده پس از هفت سال

از همین‌جا ادامه می‌دهیم؛ بدون بازگویی مطالب ۱۳۶۰، و بعد بندرگز در یک نگاه را می‌بندیم.

فصل دوم ـ بندرگز و گز

۱۳۶۷؛ بازگشت نام‌ها پس از هفت سال

پس از تراکم سنگین نام‌ها در سال ۱۳۶۰، فهرست بندرگز چند سال جلو می‌رود و بار دیگر در ۱۳۶۷ نام‌هایی را ثبت می‌کند. این بار واژگان جدول تغییر کرده‌اند: به‌جای ماه‌های پیاپی تیرباران‌های ۱۳۶۰، عبارت «قتل‌عام ۶۷» و در ستون نحوه شهادت، «سربدار ۶۷» دیده می‌شود.

برای جلوگیری از تکرار، این بخش را کوتاه‌تر و فشرده‌تر پیش می‌بریم؛ هر نام با ویژگی خاص خودش.

فیض‌الله اکبری

۳۰ ساله ـ گز ـ زندان بویه گرگان ـ قتل‌عام ۶۷ ـ نحوه ثبت‌شده: سربدار ۶۷

برای فیض‌الله اکبری، فهرست در ستون توضیحات عبارت «جنگل کردکوی» را نیز ثبت کرده است. (1)

در یک ردیف، سه نقطه کنار نام او قرار گرفته‌اند: گز، زندان بویه گرگان و جنگل کردکوی. همین سه مکان برای ساختن مدخل او کافی است و نیازی به تکرار توضیح‌های عمومی فصل ندارد.

محمد کرد رستمی

۳۷ ساله ـ بندرگز ـ تهران ـ قتل‌عام ۶۷ ـ نحوه ثبت‌شده: سربدار ۶۷ ـ مزار: حیاط خانه

محمد کرد رستمی از بندرگز به تهران می‌رسد. در فهرست، «قتل‌عام ۶۷» تاریخ/واقعه و «سربدار ۶۷» نحوه شهادت او ثبت شده است. (1)

بهزاد کردجزی

۳۲ ساله ـ بندرگز ـ زندان بویه گرگان ـ قتل‌عام ۶۷

در فهرست اختصاصی بندرگز، در ستون نحوه شهادت برای بهزاد کردجزی عبارت «سربدار ۶۸» ثبت شده، در حالی که ستون تاریخ/واقعه همان ردیف «قتل‌عام ۶۷» است. هر دو داده را عیناً نگه می‌داریم. (1)

این همان نامی است که در فهرست مشترک گرگان نیز دیده بودیم؛ آنجا بهزاد کردجزی، ۳۴ ساله، زاده بندرگز، گرگان، مرداد ۶۷ ثبت شده بود. (1)

پس بهزاد کردجزی دو بار شمرده نمی‌شود. یک مدخل دارد، اما دو ثبت منبعی آن حفظ می‌شود:

فهرست گرگان: ۳۴ سال ـ مرداد ۶۷ ـ گرگان
فهرست بندرگز: ۳۲ سال ـ قتل‌عام ۶۷ ـ زندان بویه گرگان ـ «سربدار ۶۸»

این شیوه در سراسر فرهنگ‌نامه ادامه خواهد یافت: یک انسان، یک مدخل؛ چند ثبت، اگر منابع مادر چند داده متفاوت داشته باشند.


نوکنده در ۱۳۶۷

در نوکنده، نام خانوادگی ملاحی که پیش‌تر در سال ۱۳۶۰ دیده بودیم، دوباره ظاهر می‌شود.

اکبر ملاحی

۲۰ ساله ـ نوکنده ـ سپاه بندرگز ـ قتل‌عام ۶۷ ـ تیرباران ـ مزار ثبت‌شده: مزرعه در نوکنده

کریم ملاحی

۲۶ ساله ـ نوکنده ـ قتل‌عام ۶۷ ـ نحوه ثبت‌شده: سربدار ۶۷

برای کریم ملاحی محل شهادت و محل مزار در فهرست «نامعلوم» آمده است. (1)

در همان فهرست، دو ملاحی دیگر را نیز پیش‌تر دیده‌ایم: اسحاق ملاحی، ۳۵ ساله، تیر ۱۳۶۰ و اسدالله ملاحی، ۲۴ ساله، مرداد ۱۳۶۰. اکنون اکبر و کریم در ۱۳۶۷ به این مجموعه نام‌ها افزوده می‌شوند. (1)

چهار بار تکرار یک نام خانوادگی در یک روستا و در دو مقطع ۱۳۶۰ و ۱۳۶۷، در فرهنگ‌نامه حفظ می‌شود؛ اما نسبت خانوادگی میان آنان را تنها بر پایه نام خانوادگی تعیین نمی‌کنیم.

عیسی مازنی

۲۵ ساله ـ نوکنده ـ تهران ـ قتل‌عام ۶۷ ـ نحوه ثبت‌شده: قتل‌عام سربدار

برای عیسی مازنی، تهران محل شهادت و «قتل‌عام سربدار» نحوه شهادت ثبت شده است. (1)

در همان فهرست نام محمدتقی مازنی، ۱۸ ساله نیز وجود دارد که در مهر ۱۳۶۰ در سپاه بهشهر تیرباران شده است. بنابراین نام خانوادگی مازنی نیز در دو مقطع زمانی این فصل دیده می‌شود. (1)


از ۱۳۶۷ به فروغ

قدرت‌الله مهاجر لیوانی

۳۰ ساله ـ گز ـ عملیات فروغ جاودان ـ نزدیک کرمانشاه ـ مزار ثبت‌شده: وادی‌السلام کربلا

فهرست اختصاصی بندرگز برای قدرت‌الله مهاجر لیوانی تاریخ جداگانه‌ای در ستون تاریخ شهادت درج نکرده، اما «عملیات فروغ جاودان» را به‌عنوان نحوه شهادت و «نزدیک کرمانشاه» را به‌عنوان محل شهادت ثبت کرده است. (1)

این نام را نباید با قدرت مهاجر که در فهرست مشترک گرگان با سن ۲۷ سال، زادگاه گز، «فروغ» و تاریخ مرداد ۱۳۶۸ ثبت شده بود، بی‌دلیل به دو نفر یا یک نفر قطعی تبدیل کرد. در مرحله نهایی تطبیق نام‌ها، هر دو ثبت کنار هم نگهداری می‌شوند تا ساختار فهرست مادر از بین نرود.


۶ مرداد ۱۳۸۸

حنیف امامی

۲۹ ساله ـ گز ـ اشرف ۱ ـ اصابت گلوله به قلب ـ ۶ مرداد ۱۳۸۸

برای حنیف امامی، فهرست برخلاف بسیاری از مدخل‌های پیشین، روز دقیق و نحوه شهادت را ثبت کرده است: ۶ مرداد ۱۳۸۸، اشرف ۱، اصابت گلوله به قلب. (1)

با نام حنیف امامی، خط زمانی بندرگز که از تیر و مرداد ۱۳۶۰ آغاز شده بود، از مرز دهه شصت بسیار فراتر می‌رود.


نام‌هایی که تاریخشان در فهرست ثبت نشده است

پیش از بستن فصل، سه نام دیگر نیز باید حفظ شوند.

سعادت خاری

۲۱ ساله ـ ولفرا ـ بندرگز

در برابر نام او، عبارت «با تبر بر سرش زدند و شهید شد» ثبت شده و محل مزار «قبرستان عمومی گز شرقی» آمده است؛ اما تاریخ در ردیف موجود خالی است. (1)

سعدالله حسینی

۲۲ ساله ـ سوته‌ده ـ تیرباران ـ سپاه بندرگز ـ مزار: حیاط خانه

تاریخ شهادت سعدالله حسینی نیز در فهرست خالی است. (1)

این دو نام به بخش «تاریخ ثبت‌نشده» می‌روند؛ نه به یکی از سال‌ها.


بندرگز در یک نگاه

فصل بندرگز یک ویژگی اساسی دارد که آن را از فصل گرگان متمایز می‌کند: اینجا فاصله میان «آمار» و «انسان» بسیار کوتاه شده است.

سن‌ها خود سخن می‌گویند:

۱۶ سال، ۱۶ سال، ۱۷ سال، ۱۷ سال، ۱۸ سال، ۱۸ سال، ۱۹ سال، ۱۹ سال، ۲۰ سال…

نام مکان‌ها نیز پی‌درپی بازمی‌گردند:

گز، بندرگز، نوکنده، ولفرا، سوته‌ده.

و در سوی دیگر جغرافیای شهادت:

بندرگز، گرگان، بهشهر، بابل، تهران و اوین.

در این فصل، مزار نیز بخشی از شناسنامه افراد شد. عبارت «مزار حیاط خانه» بارها در جدول تکرار شده؛ در نوکنده «مزرعه» محل مزار ثبت شده و برای مهرانگیز علیان و پروانه مقربیان، «لب دریا بندرگز» محل شهادت آمده است. اینها جزئیات فرعی جدول نیستند؛ آنها جغرافیای حافظه‌ای را می‌سازند که در کنار جغرافیای تولد و شهادت قرار می‌گیرد. (1) (1)

فهرست همچنین نشان داد که سال ۱۳۶۰ نقطه اصلی تراکم نام‌هاست، اما پایان خط نیست. در ۱۳۶۷ نام‌های دیگری دوباره ظاهر می‌شوند؛ و سپس حنیف امامی در ۱۳۸۸.

این همان روحی است که قرار بود فرهنگ‌نامه حفظ کند:

نه عدد به جای نام؛ بلکه عددی که از کنار هم قرار گرفتن نام‌ها ساخته می‌شود.

در بندرگز، هر بار که یک عدد به دست می‌آید، پشت آن باید بتوان دوباره نام‌ها را دید.


اما یک نکته مهم از خود فهرست بیرون آمده است: فصل بندرگز فقط بندرگز نیست. نوکنده، گز، ولفرا و سوته‌ده نیز در دل همین مجموعه قرار دارند. بنابراین آنها را فصل‌های تکراری جداگانه نمی‌کنیم؛ در همین فصل، با زیرعنوان جغرافیایی خودشان حفظ می‌شوند.

به این ترتیب فصل دوم بسته می‌شود، بدون اینکه نامی برای ساختن فصل تازه دوباره مصرف شود.

پایان فصل دوم

فصل سوم ـ کردکوی و پیرامون

از شهر تا جنگل؛ نام‌هایی که جغرافیای دیگری می‌سازند

در کردکوی دیگر لازم نیست نام‌هایی را که در فصل گرگان شناخته‌ایم از ابتدا معرفی کنیم. کاظم یعقوبی، مسعود شهریاری، عزت، موسی زاهد، زاهد، فرزانه بنی‌هاشم، عیسی کیانی، غلامرضا زاهد و اقبال با شناسنامه اصلی خود وارد این فصل می‌شوند؛ اما شرح‌های قبلی تکرار نخواهد شد.

اینجا مسئله تازه‌ای داریم:

کردکوی و جنگل.

در همان فهرست مادر، «درگیری جنگل» در برابر نام موسی زاهد و زاهد ثبت شده و «جنگل کردکوی» نیز در اطلاعات فیض‌الله اکبری ظاهر شده است. (1)

از اینجا فصل سوم را نه با تکرار زندگینامه‌ها، بلکه با خط زمانی کردکوی و جغرافیای جنگل آغاز می‌کنیم.

فصل سوم ـ کردکوی و پیرامون

از شهر تا جنگل؛ نام‌هایی که جغرافیای دیگری می‌سازند

کردکوی را می‌توان کوتاه‌تر و فشرده‌تر نوشت، زیرا بخشی از نام‌هایش پیش‌تر در فصل گرگان دیده شده‌اند. اینجا قرار نیست همان شناسنامه‌ها دوباره نوشته شوند. آنچه اهمیت دارد، کنار هم نشاندن نام‌هایی است که کردکوی زادگاه یا محل شهادتشان بوده و دیدن خط زمانی‌ای که از ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۷ امتداد پیدا می‌کند.

در همین خط زمانی، واژه‌ای نیز وارد جغرافیای کتاب می‌شود که در فصل بندرگز تنها نشانه‌هایی از آن دیده بودیم:

جنگل.


۱۳۶۰؛ کردکوی، گرگان و جنگل

کاظم یعقوبی

۲۲ ساله ـ زاده گرگان ـ محل شهادت کردکوی ـ تیرباران ـ مجاهد حرفه‌ای ـ ۱۳۶۰

کاظم یعقوبی از گرگان به کردکوی می‌رسد. فهرست، کردکوی را محل شهادت و تیرباران را نحوه شهادت او ثبت کرده است. (1)

اما دو نام بعدی کاملاً در جغرافیای خود کردکوی قرار دارند.

موسی زاهد

کردکوی ـ کردکوی ـ درگیری جنگل ـ ۱۳۶۰

زاهد

کردکوی ـ کردکوی ـ درگیری جنگل ـ ۱۳۶۰

برای این دو نفر سن و فعالیت در جدول ثبت نشده، اما زادگاه، محل شهادت و نحوه آن روشن آمده است:

کردکوی ـ درگیری جنگل. (1)

اینجاست که «جنگل» برای نخستین بار نه به‌عنوان پس‌زمینه طبیعی شمال، بلکه به‌عنوان بخشی از جغرافیای سرگذشت نام‌ها وارد فصل می‌شود.

این نکته برای ادامه کتاب اهمیت دارد. در خطه شمال، شهر تنها جغرافیای این فرهنگ‌نامه نیست؛ روستا، جاده، زندان، ساحل و جنگل نیز مکان‌هایی هستند که در خود فهرست کنار نام انسان‌ها ثبت شده‌اند.


مسعود شهریاری

۲۲ ساله ـ زاده کردکوی ـ محل شهادت گرگان ـ درگیری در جاده ـ مجاهد حرفه‌ای ـ ۱۳۶۰

مسعود شهریاری مسیر دیگری دارد. او از کردکوی است، اما گرگان محل شهادتش ثبت شده و عبارت «درگیری در جاده» در برابر نام او قرار دارد. (1)

پس در همین چند نام، سه فضای متفاوت دیده می‌شود:

شهر ـ جاده ـ جنگل.

و این بار خود داده‌های فهرست‌اند که این سه‌گانه را ساخته‌اند.


عزت

زاده کردکوی ـ محل شهادت گرگان ـ تیرباران ـ ۱۳۶۰

از او تنها نام «عزت» باقی مانده است؛ بدون نام خانوادگی و بدون سن. اما همین مقدار برای آنکه نامش از فرهنگ‌نامه حذف نشود کافی است. فهرست، کردکوی را زادگاه، گرگان را محل شهادت و تیرباران را نحوه شهادت او ثبت کرده است. (1)


پاییز ۱۳۶۰؛ یک مسیر معکوس

عباس بنی‌هاشمی

۲۲ ساله ـ زاده گرگان ـ محل شهادت کردکوی ـ تیرباران ـ مجاهد حرفه‌ای ـ پاییز ۱۳۶۰

عباس بنی‌هاشمی نیز مانند کاظم یعقوبی از گرگان به کردکوی می‌رسد. (1)

در نتیجه، کردکوی در سال ۱۳۶۰ فقط زادگاه افرادی نیست که در نقاط دیگر جان باخته‌اند؛ خود شهر نیز به‌عنوان محل شهادت در فهرست ظاهر می‌شود.


۱۳۶۱؛ فرزانه بنی‌هاشم

فرزانه بنی‌هاشم

۱۹ ساله ـ زاده کردکوی ـ محل شهادت گرگان ـ تیرباران ـ میلیشیا ـ پاییز ۱۳۶۱

شرح کامل فرزانه بنی‌هاشم پیش‌تر آمده و تکرارش نمی‌کنیم. آنچه برای این فصل اهمیت دارد، جای او در خط زمانی کردکوی است:

پاییز ۱۳۶۱ ـ ۱۹ ساله ـ کردکوی ← گرگان. (1)

بعد از نام‌های سال ۱۳۶۰، اکنون یک زن جوان ۱۹ ساله خط زمانی کردکوی را به سال بعد می‌رساند.


از ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۷

فهرست موجود در این مجموعه، برای کردکوی در سال‌های میانی نام‌هایی به تراکم ۱۳۶۰ ثبت نکرده است. اما خط زمانی در ۱۳۶۷ دوباره ظاهر می‌شود و این بار جغرافیا به‌کلی تغییر کرده است.

در سال ۱۳۶۰، در برابر نام‌ها می‌خواندیم:

کردکوی، گرگان، جاده، جنگل.

در مرداد ۱۳۶۷، واژه دیگری تکرار می‌شود:

فروغ.


مرداد ۱۳۶۷

عیسی کیانی

۳۱ ساله ـ کردکوی ـ فروغ ـ مرداد ۱۳۶۷

غلامرضا زاهد

۲۷ ساله ـ کردکوی ـ فروغ ـ مرداد ۱۳۶۷

اقبال

کردکوی ـ فروغ ـ مرداد ۱۳۶۷

این سه نام پشت سر یکدیگر در مجموعه مربوط به سال ۱۳۶۷ ثبت شده‌اند. برای عیسی کیانی سن ۳۱ سال و برای غلامرضا زاهد ۲۷ سال آمده است؛ سن اقبال در ردیف موجود ثبت نشده است. (1)

در اینجا دیگر توضیح جداگانه برای هر سه نفر چیزی به روایت اضافه نمی‌کند. کنار هم قرار گرفتنشان مهم‌تر است:

عیسی کیانی ـ ۳۱ سال
غلامرضا زاهد ـ ۲۷ سال
اقبال ـ سن ثبت‌نشده

سه نام از کردکوی؛ سه ثبت در فروغ؛ یک ماه: مرداد ۱۳۶۷.


جنگل کردکوی؛ نامی که از بندرگز به این جغرافیا می‌رسد

فیض‌الله اکبری

فیض‌الله اکبری را در فصل بندرگز شناختیم و مدخل اصلی او همان‌جا باقی می‌ماند. بنابراین اینجا زندگینامه‌اش را تکرار نمی‌کنیم.

اما نمی‌توان نام او را از جغرافیای کردکوی حذف کرد؛ زیرا فهرست اختصاصی بندرگز در ستون توضیحات، برای او صریحاً عبارت «جنگل کردکوی» را ثبت کرده است. در همان ردیف، سن ۳۰ سال، زادگاه گز، زندان بویه گرگان و «قتل‌عام ۶۷ / سربدار ۶۷» نیز آمده است. (1)

بنابراین فیض‌الله اکبری در کردکوی مدخل دوم ندارد؛ تنها یک ارجاع جغرافیایی دارد:

فیض‌الله اکبری ← مدخل اصلی: بندرگز و گز ← پیوند ثبت‌شده: جنگل کردکوی.

این شیوه جلوی همان مشکلی را می‌گیرد که از ابتدا قرار بود از آن پرهیز کنیم: یک نفر به‌دلیل حضور در چند جغرافیا، چند بار در آمار نهایی شمرده نشود.


کردکوی؛ وقتی جنگل بخشی از فهرست می‌شود

فصل کردکوی نسبت به بندرگز نام‌های کمتری در داده موجود دارد، اما ویژگی خاص خودش را پیدا می‌کند.

در بندرگز، «حیاط خانه»، «مزرعه» و «لب دریا» بارها وارد جغرافیای نام‌ها شدند.

در کردکوی، جنگل چنین نقشی پیدا می‌کند.

برای موسی زاهد و زاهد، خود فهرست عبارت «درگیری جنگل» را ثبت کرده است. برای فیض‌الله اکبری نیز «جنگل کردکوی» در توضیحات آمده است. (1) (1)

در کنار جنگل، جاده نیز قرار می‌گیرد: مسعود شهریاری از کردکوی، با «درگیری در جاده» و محل شهادت گرگان ثبت شده است. (1)

پس جغرافیای این فصل فقط نقطه‌ای روی نقشه با نام «کردکوی» نیست.

کردکویِ این فهرست، شهر است و جاده است و جنگل.


کردکوی در یک نگاه

اگر نام‌های اصلی و ارجاعی را از هم جدا کنیم، خط زمانی چنین شکل می‌گیرد:

۱۳۶۰: کاظم یعقوبی، موسی زاهد، زاهد، مسعود شهریاری، عزت و عباس بنی‌هاشمی.

۱۳۶۱: فرزانه بنی‌هاشم.

۱۳۶۷: عیسی کیانی، غلامرضا زاهد و اقبال.

و در جغرافیای مرتبط با جنگل کردکوی: فیض‌الله اکبری، با مدخل اصلی در بندرگز.

در این فصل نیز آمار از دل نام‌ها بیرون می‌آید، نه برعکس. به همین دلیل کسی که فقط در کردکوی محل شهادتش بوده با کسی که زاده کردکوی است یکی گرفته نمی‌شود، و کسی که قبلاً مدخل اصلی داشته دوباره به شمار افزوده نمی‌شود.

از ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۷، شکل جغرافیا تغییر می‌کند:

کردکوی → گرگان → جاده → جنگل → فروغ.

اما نام‌ها حلقه‌های این خط را به یکدیگر متصل می‌کنند.

پایان فصل سوم

فصل چهارم ـ گنبدکاووس و پیرامون

از حسین مرادزاده تا امان؛ نام‌هایی که از گنبد به گرگان و مرداد ۱۳۶۷ می‌رسند

در فهرست مادر، گنبد با تعداد کمتری از نام‌ها ظاهر می‌شود، اما دو مقطع زمانی روشن دارد: تابستان ۱۳۶۱ با حسین مرادزاده و مرداد ۱۳۶۷ با امان.

اینجا نیز مطالب گرگان را تکرار نمی‌کنیم. فصل چهارم را از خودِ جغرافیای گنبد و پیوند این نام‌ها با آن آغاز خواهیم کرد.

فصل چهارم ـ گنبدکاووس و پیرامون

دو نام، دو مقطع؛ از زندان گرگان تا مرداد ۱۳۶۷

گنبدکاووس در فهرست موجود فصل پرشماری نیست. اگر بخواهیم صرفاً برای طولانی‌تر شدن فصل، مطالب فصل گرگان را دوباره نقل کنیم، از هدف فرهنگ‌نامه دور می‌شویم. در داده‌های فعلی، دو نام به‌طور روشن با گنبد پیوند دارند و میان آنها شش سال فاصله است: حسین مرادزاده در ۱۳۶۱ و امان در ۱۳۶۷.

همین دو نام را باید آن‌گونه که هستند دید؛ نه کمتر و نه بیشتر.

تابستان ۱۳۶۱

حسین مرادزاده

۲۴ ساله ـ زاده گنبد ـ محل شهادت گرگان ـ مجاهد حرفه‌ای ـ درگیری در زندان ـ تابستان ۱۳۶۱

نام حسین مرادزاده در فهرست مشترک گرگان و پیرامون ثبت شده، اما زادگاه او گنبد است. سن او ۲۴ سال، محل شهادت گرگان و نحوه شهادت «درگیری در زندان» آمده است. (1)

این بار مسیر میان دو شهر کوتاه است:

گنبد ← گرگان

اما در میان این دو نقطه، یک مکان تعیین‌کننده قرار دارد:

زندان.

در فصل کردکوی، جنگل و جاده وارد جغرافیای کتاب شدند؛ در اینجا زندان است که کنار نام حسین مرادزاده قرار می‌گیرد. فهرست نام زندان را در این ردیف مشخص نکرده و همان عبارت «درگیری در زندان» برای ثبت مدخل او کافی است.

حسین مرادزاده همچنین نشان می‌دهد چرا تقسیم کتاب فقط بر اساس «محل شهادت» درست نبود. اگر تنها ستون محل شهادت مبنا قرار می‌گرفت، او در گرگان باقی می‌ماند و پیوندش با گنبد دیده نمی‌شد. فرهنگ‌نامه هر دو را حفظ می‌کند: گنبد، زادگاه؛ گرگان، محل شهادت.


شش سال بعد؛ مرداد ۱۳۶۷

پس از حسین مرادزاده، در داده موجود نام دیگری از گنبد تا مرداد ۱۳۶۷ دیده نمی‌شود. سپس یک نام ظاهر می‌شود:

امان

۲۸ ساله ـ گنبد ـ فروغ ـ مرداد ۱۳۶۷

در این ردیف، تنها نام «امان» ثبت شده است. نام خانوادگی در فهرست نیامده؛ سن ۲۸ سال، گنبد، «فروغ» و مرداد ۱۳۶۷ چهار داده‌ای هستند که در کنار نام او قرار گرفته‌اند. (1)

نام ناقص به معنای مدخل ناقص در کتاب نیست. «امان» دقیقاً با همان صورتی که در فهرست باقی مانده، بخشی از فرهنگ‌نامه است.

و فاصله میان دو نام، خود خط زمانی کوتاه گنبد را می‌سازد:

تابستان ۱۳۶۱ ـ حسین مرادزاده ـ ۲۴ ساله

مرداد ۱۳۶۷ ـ امان ـ ۲۸ ساله

یکی با «درگیری در زندان» ثبت شده و دیگری با «فروغ».


گنبد در یک نگاه

در داده‌ای که اکنون مبنای کار ماست، گنبد برخلاف گرگان یا بندرگز ده‌ها نام ندارد. بنابراین فصل را با توضیحات اضافی بزرگ نمی‌کنیم.

دو نام قطعی داریم:

حسین مرادزاده
۲۴ ساله ـ گنبد → گرگان ـ تابستان ۱۳۶۱

امان
۲۸ ساله ـ گنبد → فروغ ـ مرداد ۱۳۶۷

این دو مدخل، دو مقطع متفاوت را به هم متصل می‌کنند:

زندان در ۱۳۶۱ → فروغ در ۱۳۶۷

در اینجا کم بودن تعداد نام‌ها نیز بخشی از وضعیت خود فهرست است. فرهنگ‌نامه قرار نیست برای همه شهرها فصل‌هایی هم‌اندازه بسازد. یک شهر ممکن است ده‌ها صفحه نام داشته باشد و شهری دیگر تنها دو مدخل. معیار، مقدار اطلاعاتی است که درباره انسان‌ها در فهرست باقی مانده است.

و همین اصل اجازه می‌دهد کتاب از دام تکرار بیرون بماند.

پایان فصل چهارم

فصل پنجم ـ علی‌آباد کتول، رامیان و سرخنکلاته

نام‌هایی پراکنده در فهرست؛ جغرافیایی که باید دوباره کنار هم قرار گیرد

در این بخش، وضعیت با چهار فصل گذشته متفاوت است. این بار نام‌ها زیر یک عنوان شهری مستقل جمع نشده‌اند؛ باید آنها را از میان ردیف‌های گرگان بیرون آورد و به جغرافیای اصلی‌شان بازگرداند.

سه نقطه در فهرست دیده می‌شوند:

علی‌آباد کتول با هادی زمانی و محمود تجری؛

رامیان با اسماعیل واحدی؛

و سرخنکلاته با رضا زرگران و در سال‌های بسیار بعد لیلا شمس.

از اینجا فصل پنجم را بر همین اساس پیش می‌بریم: چند شهر و آبادی کم‌نام، بدون کش دادن فصل و بدون تکرار مطالب گرگان. (1)

فصل پنجم ـ علی‌آباد کتول، رامیان و سرخنکلاته

نام‌هایی پراکنده که با کنار هم قرار گرفتن، جغرافیای خود را پیدا می‌کنند

برخلاف بندرگز، برای این سه نقطه فهرست مستقل و یکپارچه‌ای در فایل مادر وجود ندارد. نام‌ها در میان ردیف‌های گرگان پراکنده‌اند. بررسی پرونده‌های استخراج‌شده از فایل مادر نیز همین پیوندهای جغرافیایی را تأیید می‌کند؛ بنابراین این فصل محل گردآوردن آنهاست، بی‌آنکه شرح‌هایی را که پیش‌تر در گرگان آمده دوباره تکرار کنیم. کتاب لیست شهیدان شهرهای شمال وب…

علی‌آباد کتول

تابستان ۱۳۶۰ ـ هادی زمانی

هادی زمانی

۲۲ ساله ـ زاده علی‌آباد کتول ـ محل شهادت گرگان ـ تیرباران ـ مجاهد حرفه‌ای ـ تابستان ۱۳۶۰

هادی زمانی نخستین نام روشن علی‌آباد کتول در خط زمانی ماست. در پرونده استخراج‌شده از فایل مادر، زادگاه او علی‌آباد کتول، محل شهادت گرگان، سن ۲۲ سال و زمان شهادت تابستان ۱۳۶۰ ثبت شده است. کتاب لیست شهیدان شهرهای شمال وب…

بنابراین مدخل او در این فصل یک مسیر کوتاه اما روشن دارد:

علی‌آباد کتول ← گرگان

هادی زمانی را پیش‌تر در فصل گرگان دیده بودیم؛ اینجا دیگر شرح آن بخش تکرار نمی‌شود. جای اصلی جغرافیایی او، بر اساس زادگاه، در علی‌آباد کتول تثبیت می‌شود و گرگان به‌عنوان محل شهادت در همان مدخل باقی می‌ماند.


بهار ۱۳۶۶ ـ محمود تجری

شش سال بعد، نام دوم علی‌آباد کتول ظاهر می‌شود.

محمود تجری

۲۵ ساله ـ علی‌آباد کتول ـ گردانی، جنوب بانه ـ بهار ۱۳۶۶

در فایل مادر و پرونده جغرافیایی استخراج‌شده، محمود تجری ۲۵ ساله، مرتبط با علی‌آباد کتول و با عبارت «گردانی ـ جنوب بانه» در بهار ۱۳۶۶ ثبت شده است. کتاب لیست شهیدان شهرهای شمال وب…

در اینجا فاصله زمانی مهم است:

هادی زمانی ـ تابستان ۱۳۶۰

محمود تجری ـ بهار ۱۳۶۶

دو نام از یک جغرافیا، اما در دو مرحله کاملاً متفاوت از خط زمانی کتاب.

برای محمود تجری، همان اطلاعات موجود در فهرست حفظ می‌شود؛ «گردانی ـ جنوب بانه» بخشی از ثبت اصلی اوست و همان عبارت در مدخل می‌ماند.


رامیان

۱۳۶۰ ـ اسماعیل واحدی

اسماعیل واحدی

۲۰ ساله ـ زاده رامیان ـ محل شهادت گرگان ـ تیرباران ـ میلیشیا ـ ۱۳۶۰

نام رامیان در میان ردیف‌های گرگان با اسماعیل واحدی آشکار می‌شود. او ۲۰ ساله بوده؛ رامیان به‌عنوان زادگاه، گرگان به‌عنوان محل شهادت و تیرباران به‌عنوان نحوه شهادت ثبت شده است. کتاب لیست شهیدان شهرهای شمال وب…

مسیر او نیز مانند هادی زمانی به گرگان ختم می‌شود:

رامیان ← گرگان

اما همین یک نام برای آنکه رامیان در فرهنگ‌نامه ناپدید نشود اهمیت دارد. اگر همه کسانی را که در گرگان جان باخته‌اند صرفاً «گرگانی» حساب می‌کردیم، هم علی‌آباد کتول با هادی زمانی از نقشه حذف می‌شد و هم رامیان با اسماعیل واحدی.

فرهنگ‌نامه درست در همین نقطه کار دیگری انجام می‌دهد: نام را به زادگاهش نیز بازمی‌گرداند.


سرخنکلاته

سرخنکلاته ویژگی دیگری دارد. اینجا خط زمانی فقط در دهه ۶۰ باقی نمی‌ماند؛ یک نام در آغاز مسیر و نام دیگری چند دهه بعد دیده می‌شود.

رضا زرگران

رضا زرگران

زاده سرخنکلاته ـ محل شهادت گرگان ـ تیرباران ـ تاریخ ثبت‌نشده

در فهرست مادر برای رضا زرگران سن و تاریخ شهادت درج نشده، اما سه داده روشن باقی مانده است:

سرخنکلاته ـ گرگان ـ تیرباران.

از آنجا که تاریخی در ردیف او نیست، رضا زرگران را به سال ۱۳۶۰ یا سال دیگری منتقل نمی‌کنیم. جای او همان بخش «تاریخ ثبت‌نشده» است.

این نیز بخشی از فلسفه همین فرهنگ‌نامه است: برای حضور یک انسان در کتاب لازم نیست همه خانه‌های جدول پر شده باشد. اگر از او نام، زادگاه و بخشی از سرگذشت باقی مانده، همان داده‌ها حفظ می‌شوند.


چند دهه بعد؛ لیلا شمس

لیلا شمس

۶۰ ساله ـ سرخنکلاته ـ آلبانی ـ اشرف ۳ ـ زمستان ۱۳۹۹

در مجموعه مادر، لیلا شمس با سن ۶۰ سال، سرخنکلاته، آلبانی و عبارت «صدیق ـ اشرف ۳» در زمستان ۱۳۹۹ ثبت شده است.

با این نام، فاصله زمانی این بخش بسیار بلند می‌شود:

رضا زرگران ـ تاریخ ثبت‌نشده ـ گرگان

تا

لیلا شمس ـ زمستان ۱۳۹۹ ـ آلبانی

این فاصله را با توضیحات مصنوعی پر نمی‌کنیم. خود دو نام دو سر یک خط زمانی‌اند.


سه جغرافیا در یک نگاه

علی‌آباد کتول، رامیان و سرخنکلاته را در یک فصل آوردیم نه به این دلیل که تاریخ یکسانی دارند، بلکه به این دلیل که هر سه در فهرست بزرگ‌تر زیر سایه عنوان عمومی «گرگان و اطراف» قرار گرفته بودند.

اکنون نام‌ها به جای خود برگشته‌اند:

علی‌آباد کتول: هادی زمانی ـ محمود تجری

رامیان: اسماعیل واحدی

سرخنکلاته: رضا زرگران ـ لیلا شمس

این پنج نام، از نظر زمان نیز یک خط غیرمنتظره می‌سازند:

۱۳۶۰ → ۱۳۶۶ → تاریخ ثبت‌نشده → ۱۳۹۹

و از نظر جغرافیا:

علی‌آباد کتول → گرگان

رامیان → گرگان

سرخنکلاته → گرگان

و سرانجام:

سرخنکلاته → آلبانی

فصل کوتاه است، اما همین کوتاهی درست‌تر از آن است که با تکرار مطالب فصل گرگان بزرگش کنیم.

در عین حال، جست‌وجوی تکمیلی بیرونی نیز یک نکته مفید برای روش کار کتاب به دست می‌دهد: پایگاه یادبود بنیاد عبدالرحمن برومند در مدخل‌های متعدد مربوط به کشته‌شدگان و اعدام‌شدگان دهه ۶۰، به ضمیمه شماره ۲۶۱ نشریه مجاهد و فهرست ۱۲٬۰۲۸ نفر به‌عنوان یکی از منابع اسامی اشاره می‌کند. بنابراین در مواردی که برای یکی از نام‌های فهرست بزرگ سراسری به رد منبع بیرونی نیاز داشته باشیم، این مجموعه نیز می‌تواند برای تطبیق نام به نام بررسی شود؛ اما نام تازه‌ای را صرفاً بر پایه شباهت اسمی وارد فصل نمی‌کنیم. Abdorrahman Boroumand Center

در این فصل، دوباره همان قاعده اصلی فرهنگ‌نامه خود را نشان داد:

یک نام ممکن است در فهرست گرگان پیدا شود، اما تاریخ زندگی او از رامیان یا علی‌آباد کتول آغاز شده باشد.

کار ما این است که هر دو سوی آن زندگی را نگه داریم.

پایان فصل پنجم

فصل ششم ـ بندرترکمن و پیرامون

در بندرترکمن، از همان آغاز دو مسیر زمانی متفاوت در برابر ما قرار می‌گیرد: آنا محمد کَر، ۱۶ ساله، در تیر ۱۳۶۰ و سپس نام‌هایی که خط را تا آفتاب در فروردین ۱۳۶۷ و پس از آن ادامه می‌دهند.

برای فصل ششم، فهرست بزرگ سراسری را نیز هم‌زمان با فایل مادر جست‌وجو می‌کنم تا پیش از نوشتن، نام‌های بندرترکمن فقط به چند ردیفی که اتفاقاً زیر عنوان گرگان آمده‌اند محدود نمانند.

فصل ششم ـ بندرترکمن و پیرامون

از نوجوان شانزده‌ساله در تیر ۱۳۶۰ تا آفتاب در فروردین ۱۳۶۷

بندرترکمن در فهرست مادر با نامی آغاز می‌شود که از نظر سن نیز در میان نام‌های این بخش برجسته است: آنا محمد کْر، ۱۶ ساله. سپس خط زمانی از ۱۳۶۰ عبور می‌کند و در ۱۳۶۷ به اسماعیل آزیش می‌رسد. نام یعقوب کْر نیز در همین جغرافیا ثبت شده، اما بدون تاریخ.

بنابراین این فصل سه ایستگاه دارد: ۱۳۶۰، ۱۳۶۷ و یک نام با تاریخ ثبت‌نشده.


تیر ۱۳۶۰ ـ آنا محمد کْر

آنا محمد کْر

۱۶ ساله ـ زاده بندرترکمن ـ محل شهادت گرگان ـ مجاهد حرفه‌ای ـ تیرباران ـ تیر ۱۳۶۰

فهرست مادر از همان نخستین ردیف خود، نام آنا محمد کْر را ثبت کرده است: ۱۶ ساله، از بندرترکمن، با محل شهادت گرگان و تاریخ تیر ۱۳۶۰. نحوه شهادت در همان ردیف «تیرباران» آمده است.

این مدخل از آن مواردی است که عدد سن نباید در میان ستون‌های جدول گم شود:

۱۶ سال.

او نخستین نام در جدول «گرگان، کردکوی و اطراف» نیز هست. اما وقتی جغرافیای تولد را مبنا قرار می‌دهیم، این نام به بندرترکمن بازمی‌گردد:

بندرترکمن ← گرگان ـ تیر ۱۳۶۰

در فصل گرگان، او بخشی از جغرافیای محل شهادت بود؛ اینجا بخشی از جغرافیای انسان‌هایی است که از بندرترکمن آمده‌اند.


نادر میرزایی؛ بندرترکمن تا تهران

نادر میرزایی

زاده بندرترکمن ـ محل شهادت تهران ـ تیرباران ـ ۱۳۶۰

در همان مجموعه، نام نادر میرزایی نیز با بندرترکمن ثبت شده است. سن او در ردیف موجود نیامده؛ سال شهادت ۱۳۶۰، محل شهادت تهران و نحوه آن تیرباران ثبت شده است.

اینجا مسیر از استان گلستان بسیار دورتر می‌شود:

بندرترکمن ← تهران

در فرهنگ‌نامه، محل شهادت تهران باعث نمی‌شود نادر میرزایی از فصل بندرترکمن کنار گذاشته شود. نقطه آغاز جغرافیایی او همان بندرترکمن است و تهران نقطه دیگر شناسنامه اوست.


۷ فروردین ۱۳۶۷ ـ اسماعیل آزیش

هفت سال پس از آنا محمد کْر، نام دیگری از بندرترکمن با تاریخ دقیق روز و ماه وارد فهرست می‌شود.

اسماعیل آزیش

۳۱ ساله ـ بندرترکمن ـ آفتاب ـ ۷ فروردین ۱۳۶۷

در فهرست مادر، اسماعیل آزیش با سن ۳۱ سال، وابستگی مکانی بندرترکمن، محل واقعه «آفتاب» و تاریخ ۷ فروردین ۱۳۶۷ ثبت شده است. عاشق‌ترین زندگان ایران، از خاور…

این بار فقط سال نداریم؛ روز نیز باقی مانده است:

۷ فروردین ۱۳۶۷

و در برابر محل، یک واژه:

آفتاب.

در فرهنگ‌نامه همین ثبت حفظ می‌شود. بنابراین خط زمانی بندرترکمن اکنون از تیر ۱۳۶۰ به ۷ فروردین ۱۳۶۷ رسیده است.


یعقوب کْر؛ تاریخ ثبت‌نشده

یعقوب کْر

بندرترکمن ـ عراق ـ تاریخ ثبت‌نشده

نام یعقوب کْر در همان مجموعه‌ای قرار دارد که اسماعیل آزیش و نام‌های مربوط به سال‌های ۱۳۶۶ و ۱۳۶۷ ثبت شده‌اند؛ اما در ردیف او سن و تاریخ خالی است. دو داده جغرافیایی باقی مانده‌اند:

بندرترکمن و عراق.

پس او را به ۱۳۶۷ منتقل نمی‌کنیم، حتی اگر جای ردیفش میان نام‌های آن دوره باشد. در فرهنگ‌نامه، جای درست او بخش «تاریخ ثبت‌نشده» است:

یعقوب کْر ـ بندرترکمن ← عراق


دو «کْر» در یک فصل

در آغاز فصل، آنا محمد کْر را داشتیم و اکنون یعقوب کْر را داریم.

شباهت نام خانوادگی باعث نمی‌شود رابطه خانوادگی میان آنها به متن اضافه کنیم. اما در نمایه نهایی کتاب، دو نام در کنار یکدیگر قابل مشاهده خواهند بود:

آنا محمد کْر ـ ۱۶ ساله ـ تیر ۱۳۶۰

یعقوب کْر ـ تاریخ ثبت‌نشده

این یکی از مزایای تبدیل فهرست خام به فرهنگ‌نامه است: شباهت‌ها دیده می‌شوند، بدون آنکه چیزی به اطلاعات اصلی افزوده شود.


بندرترکمن در یک نگاه

داده‌های موجود فعلاً چهار نام را به‌طور روشن به بندرترکمن پیوند می‌دهند:

آنا محمد کْر ـ ۱۶ ساله ـ تیر ۱۳۶۰ ـ گرگان ـ تیرباران

نادر میرزایی ـ ۱۳۶۰ ـ تهران ـ تیرباران

اسماعیل آزیش ـ ۳۱ ساله ـ ۷ فروردین ۱۳۶۷ ـ آفتاب

یعقوب کْر ـ عراق ـ تاریخ ثبت‌نشده

از همین چهار مدخل، جغرافیایی بسیار بزرگ‌تر از خود شهر ساخته می‌شود:

بندرترکمن → گرگان

بندرترکمن → تهران

بندرترکمن → آفتاب

بندرترکمن → عراق

و خط زمان نیز از تیر ۱۳۶۰ تا فروردین ۱۳۶۷ امتداد پیدا می‌کند.

این فصل کوتاه است، اما یک نکته مهم را روشن‌تر می‌کند: اگر فقط محل شهادت مبنای تقسیم‌بندی بود، آنا محمد کْر در گرگان، نادر میرزایی در تهران و یعقوب کْر در عراق پراکنده می‌شدند و بندرترکمن تقریباً از نقشه کتاب محو می‌شد.

فرهنگ‌نامه این پراکندگی را معکوس می‌کند. نام‌ها را از محل‌های مختلف دوباره کنار زادگاهشان می‌نشاند، در حالی که محل شهادت یا واقعه را نیز از شناسنامه آنان حذف نمی‌کند.

این همان حرکت اصلی کتاب است:

از عدد به نام، از نام به انسان، و از انسان به جغرافیا.

پایان فصل ششم

فصل هفتم ـ مینودشت، آزادشهر، کلاله و شرق گلستان

در اینجا بهتر است دیگر از روی حدسِ نام شهرها جلو نرویم. برای فصل هفتم، مبنا را بر استخراج از فهرست مادر و لیست بزرگ سراسری می‌گذاریم: هر نامی که زادگاه یا محل شهادتش به مینودشت، آزادشهر، کلاله، گالیکش و آبادی‌های شرق گلستان برگردد، ابتدا استخراج می‌شود و سپس فصل بر اساس همان نام‌های واقعی شکل می‌گیرد. این کار تعیین می‌کند آیا این نقاط یک فصل مشترک می‌خواهند یا بعضی از آنها باید فصل مستقل داشته باشند.

Top of Form

Bottom of Form

Top of Form

Bottom of Form

Top of Form

Bottom of Form

فصل هفتم ـ شرق گلستان

مینودشت، آزادشهر، کلاله و گالیکش؛ جای خالی نام‌ها نیز بخشی از فهرست است

در فصل‌های پیشین، هر بار نام‌ها بودند که مرز فصل را تعیین می‌کردند: بندرگز با ده‌ها نام، کردکوی با جاده و جنگل، گنبد با دو مقطع زمانی و بندرترکمن با نام‌هایی که از گرگان تا تهران، آفتاب و عراق امتداد پیدا می‌کردند.

برای شرق گلستان وضعیت متفاوت است.

جست‌وجوی نام‌به‌نام در فهرست مادر شمال و پرونده‌های استخراج‌شده از آن، برای چهار عنوان مینودشت، آزادشهر، کلاله و گالیکش مدخل مشخصی به دست نمی‌دهد. فهرست مادر بخش نخست خود را با عنوان کلی «گرگان، کردکوی، بندرترکمن و…» آغاز کرده، اما نام‌های استخراج‌شده از آن به شهرهایی که تاکنون در فصل‌های قبل دیده‌ایم برمی‌گردند. کتاب لیست شهیدان شهرهای شمال وب…

این نتیجه برای ساختار فرهنگ‌نامه مهم است.

ما نباید فقط به این دلیل که چهار شهر روی نقشه گلستان وجود دارند، برای آنها نام بسازیم یا افراد شهرهای مجاور را زیر عنوانشان منتقل کنیم.

بنابراین فصل هفتم، برخلاف فصل‌های قبل، فصل ثبت یک خلأ در فهرست موجود است.

مینودشت

در داده‌های فعلی فهرست مادر، نامی که محل تولد یا محل شهادتش صریحاً مینودشت ثبت شده باشد، به دست نیامد.

پس در این مرحله:

مینودشت ـ نام ثبت‌شده در فهرست موجود: ندارد

این جمله به معنی نبودن شهید از مینودشت نیست؛ فقط نشان می‌دهد فهرستی که اکنون در اختیار کتاب است، نامی را با این جغرافیا ثبت نکرده است.


آزادشهر

برای آزادشهر نیز جست‌وجوی فهرست‌های موجود نام مشخصی به دست نداد.

بنابراین جای آزادشهر را از کتاب حذف نمی‌کنیم. نام شهر باقی می‌ماند، اما زیر آن نامی را از گرگان، گنبد یا علی‌آباد کتول قرض نمی‌گیریم:

آزادشهر ـ نام ثبت‌شده در فهرست موجود: ندارد


کلاله

همین وضعیت درباره کلاله نیز تکرار می‌شود.

در فهرست‌های موجودی که تاکنون استخراج کرده‌ایم، مدخلی با محل تولد یا محل شهادت کلاله پیدا نشده است.

کلاله ـ نام ثبت‌شده در فهرست موجود: ندارد


گالیکش

و سرانجام گالیکش.

در داده‌های فعلی، برای این شهر نیز مدخل مشخصی پیدا نشد:

گالیکش ـ نام ثبت‌شده در فهرست موجود: ندارد


چرا این فصل باید در کتاب بماند؟

می‌توانستیم این چهار شهر را به‌سادگی حذف کنیم و از فصل ششم مستقیماً به بخش بعدی برویم. اما در یک فرهنگ‌نامه جغرافیایی نام‌ها، نبود داده نیز باید قابل مشاهده باشد.

وقتی خواننده به پایان بخش گلستان می‌رسد، باید بداند که ما فقط شهرهایی را که نام داشتند انتخاب نکرده‌ایم؛ شرق استان را نیز جست‌وجو کرده‌ایم.

به این ترتیب، میان دو گزاره تفاوت روشنی باقی می‌ماند:

«در این شهر کسی نبوده است»

و

«در فهرست مورد استفاده این کتاب، تاکنون نامی برای این شهر ثبت نشده است.»

کتاب فقط دومی را می‌گوید.


شرق گلستان در یک نگاه

در مرحله فعلی فرهنگ‌نامه:

مینودشت: بدون نام ثبت‌شده
آزادشهر: بدون نام ثبت‌شده
کلاله: بدون نام ثبت‌شده
گالیکش: بدون نام ثبت‌شده

این چهار جای خالی را نگه می‌داریم، زیرا اگر در لیست بزرگ سراسری یا منبع تکمیلی بعدی نامی پیدا شود، دقیقاً می‌دانیم باید آن را به کدام بخش بازگردانیم.

به این ترتیب، فصل هفتم کوتاه‌ترین فصل بخش گلستان است؛ اما کارکرد آن روشن است: مرز میان آنچه در فهرست داریم و آنچه هنوز باید از فهرست سراسری بازیابی شود.

پایان فصل هفتم

فصل هشتم ـ گلستان؛ جمع‌بندی نام‌ها و خط زمان

اکنون پیش از ورود به مازندران، باید یک کار مهم انجام دهیم: همه نام‌هایی را که در فصل‌های اول تا هفتم از گرگان، بندرگز و روستاهایش، کردکوی، گنبد، علی‌آباد کتول، رامیان، سرخنکلاته، بندرترکمن و دیگر نقاط گلستان به دست آورده‌ایم، یک‌بار در یک خط زمانی واحد از ۱۳۶۰ تا ۱۳۹۹ کنار هم قرار دهیم.

فصل هشتم دیگر فصل معرفی دوباره افراد نخواهد بود؛ نقشه نهایی گلستان است: نام، سن، شهر/روستا، تاریخ و محل شهادت؛ و در پایان، آمار واقعی‌ای که این بار مستقیماً از جمع همین نام‌ها به دست می‌آید.

بعد از آن، گلستان را می‌بندیم و وارد مازندران می‌شویم.

فصل هشتم ـ گلستان؛ وقتی نام‌ها بر خط زمان می‌ایستند

از تیر ۱۳۶۰ تا پایان یک مسیر طولانی

اکنون که از گرگان به بندرگز، کردکوی، گنبد، علی‌آباد کتول، رامیان، سرخنکلاته و بندرترکمن رفته‌ایم، می‌توان برای نخستین بار مرزهای فصل‌های شهری را کنار زد و نام‌ها را بر یک خط زمانی واحد نشاند.

این بار دیگر قرار نیست زندگی هر فرد دوباره روایت شود. آن روایت‌ها در فصل‌های پیشین جای خود را دارند. اینجا پرسش دیگری مطرح است:

وقتی همه این نام‌ها کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، زمان چه چیزی نشان می‌دهد؟

فهرست مادر از همان ردیف نخست با آنا محمد کْر، ۱۶ ساله از بندرترکمن، تیرباران‌شده در گرگان در تیر ۱۳۶۰ آغاز می‌شود و سپس با شمار زیادی از نام‌ها در همان سال ادامه پیدا می‌کند. کتاب لیست شهیدان شهرهای شمال وب…

۱۳۶۰؛ سالی که فهرست ناگهان بلند می‌شود

در تیر ۱۳۶۰، نام آنا محمد کْر در ابتدای خط قرار دارد:

آنا محمد کْر ـ ۱۶ ساله ـ بندرترکمن ـ گرگان ـ تیرباران ـ تیر ۱۳۶۰

پس از او تابستان، مرداد، شهریور، مهر، آبان، پاییز و زمستان ۱۳۶۰ با شتاب نام‌ها را به فهرست اضافه می‌کنند.

در گرگان و پیرامون، نام‌هایی چون تقی بای، بهروز خاندوزی، هادی زمانی، ملیحه راحمی، فائزه مهیمنی، عزیز رحیم‌نژاد، فریدون رحیم‌نژاد، احمد محمدی، عباس حسینی، علی احمددوست، علیرضا رفیق، طاهره اسلامی، عباس بنی‌هاشمی، مهدی ابراهیم‌پور، مسعود افضلی و رحمان جنگ در همین سال قرار می‌گیرند. فهرست مادر برای بسیاری از آنان سن، محل تولد، محل شهادت و نحوه شهادت را نیز ثبت کرده است. کتاب لیست شهیدان شهرهای شمال وب…

در کنار آنها نام‌هایی با ثبت سال ۱۳۶۰، بدون ماه یا روز دقیق، قرار دارند؛ از جمله کاظم یعقوبی، راضیه کبیر، ترانه رحیم‌نژاد، نادر میرزایی، مسعود شهریاری، باقر محمدی، محسن اسلامی، مهناز قزل، موسی زاهد، زاهد، داوود چیت‌ساز، آسیه ابراهیم‌پور، اسماعیل واحدی، حسین خراسانی، علی جعفری و جعفر کوهستانی.

و بندرگز، گز، نوکنده و ولفرا، بخش دیگری از همین سال را می‌سازند.

فهرست مستقل بندرگز فقط در مرداد ۱۳۶۰ نام‌های متعددی را پشت سر هم ثبت کرده است: رمضان متکی، محمدرضا متکی، حسینعلی ترابی، محمدرضا ترابی، علیمحمد ترابی و دیگران. در همان جدول، سن دو نفر از آنان فقط ۱۶ سال ثبت شده است. کتاب لیست شهیدان شهرهای شمال وب…

سپس نام‌های دیگری می‌آیند: محمدآقا (سیدمحمد) هاشمیان، جعفر کوهستانی، علی جعفری، علی‌حسین ترکمان غلامی، عطاالله قره‌دشتی، علی‌حسین طاهردشتی، واحد غریب‌دشتی، پرویز کشیری، اسماعیل شمالی، سیدمحمد میرغفوری، حبیب ملک‌پور، احمدرضا صابری، میرنبی عابدینی، شاهپور عطاریان، علیرضا آهنگری، غلامرضا آهنگری، غلامرضا شمالی، مهرانگیز (مهری) علیان، پروانه مقربیان، فردوس سراج، صمد سراج، صالح خواجه، بهنام (یوسف) مخدومی، اسحاق ملاحی، اسدالله ملاحی، علی‌نقی جهانشاهی، رحمان جهانشاهی، احمد کرد نوکنده، محمدتقی مازنی و علی‌حسین بابائی.

وقتی این نام‌ها در فصل بندرگز جداگانه خوانده می‌شدند، هر کدام یک مدخل بودند.

اینجا کنار هم، چیز دیگری دیده می‌شود:

انباشت نام‌ها در ۱۳۶۰.


از تابستان ۱۳۶۰ تا زمستان همان سال

جغرافیا نیز در همان سال ثابت نمی‌ماند.

گرگان، بندرگز، بهشهر، کردکوی، ساری، تهران، بابل، قائم‌شهر، شیراز، شیرگاه و حتی در یک ردیف «گرگان یا قم» در ستون محل شهادت دیده می‌شود.

یعنی فهرست گلستان فقط فهرست کسانی نیست که در گلستان جان باختند؛ بخشی از آن، فهرست انسان‌هایی است که از این جغرافیا برخاستند و سرنوشتشان در نقاط دیگری ثبت شد.

همین موضوع علت انتخاب دو ستون اصلی این فرهنگ‌نامه بود:

از کجا؟

و

کجا؟


۱۳۶۱؛ خط متوقف نمی‌شود

سال بعد، تعداد نام‌ها نسبت به انباشت ۱۳۶۰ کمتر می‌شود، اما فهرست پایان نمی‌یابد.

حسین مرادزاده

۲۴ ساله ـ گنبد → گرگان ـ درگیری در زندان ـ تابستان ۱۳۶۱

فرزانه بنی‌هاشم

۱۹ ساله ـ کردکوی → گرگان ـ میلیشیا ـ تیرباران ـ پاییز ۱۳۶۱

همت رمضانی

۲۱ ساله ـ قائم‌شهر → گرگان ـ مجاهد حرفه‌ای ـ تیرباران ـ ۱۳۶۱

نادر فیضی

۲۰ ساله ـ قزوین → گرگان ـ مجاهد حرفه‌ای ـ تیرباران ـ ۱۳۶۱

محسن بیدق‌آبادی

۲۰ ساله ـ گرگان → ساری ـ مجاهد حرفه‌ای ـ تیرباران ـ ۱۳۶۱

به این ترتیب، ۱۳۶۱ در فهرست ما یک سال خالی نیست. مسیر ادامه دارد.


۱۳۶۲ تا ۱۳۶۵

در ۱۳۶۲ نام صادق پایدار دیده می‌شود:

صادق پایدار ـ ۲۲ ساله ـ گرگان → گرگان ـ مجاهد حرفه‌ای ـ تیرباران ـ ۱۳۶۲

در ۱۳۶۳:

اقبال مقبولی ـ گرگان ـ تیرباران ـ ۱۳۶۳

پرونده استخراج‌شده از فایل مادر نیز اقبال مقبولی را با سال ۱۳۶۳ و محل واقعه گرگان ثبت کرده است. کتاب لیست شهیدان شهرهای شمال وب…

در ۱۳۶۴:

عیسی سقایی ـ ۲۴ ساله ـ گرگان → بابل ـ درگیری ـ ۱۳۶۴

و در ۱۳۶۵:

حسن دنکوب ـ گرگان → گرگان ـ مجاهد حرفه‌ای ـ تیرباران ـ ۱۳۶۵

اکنون شکل خط زمانی روشن‌تر می‌شود:

۱۳۶۰ → ۱۳۶۱ → ۱۳۶۲ → ۱۳۶۳ → ۱۳۶۴ → ۱۳۶۵

نام‌ها کم و زیاد می‌شوند، اما رشته قطع نمی‌شود.


۱۳۶۶؛ جغرافیا گسترده‌تر می‌شود

در بهار ۱۳۶۶، نام محمود تجری، ۲۵ ساله از علی‌آباد کتول، با عبارت «گردانی ـ جنوب بانه» ثبت شده است. در همان بخش، اصغر اکبرنژاد ۲۵ ساله از گرگان با «عملیات گردانی» و حسن محمدی ۳۳ ساله از گرگان با «گردانی ـ جنوب بانه» ثبت شده‌اند. کتاب لیست شهیدان شهرهای شمال وب…

پس در خط زمان می‌نویسیم:

فروردین ۱۳۶۶ ـ حسن محمدی ـ ۳۳ ساله ـ گرگان ـ گردانی، جنوب بانه

بهار ۱۳۶۶ ـ محمود تجری ـ ۲۵ ساله ـ علی‌آباد کتول ـ گردانی، جنوب بانه

۱۳۶۶ ـ اصغر اکبرنژاد ـ ۲۵ ساله ـ گرگان ـ عملیات گردانی

نام حسن محمدی در این جمع‌بندی اهمیت دیگری هم دارد: او باید در نسخه نهایی فصل گرگان نیز در جای زمانی خودش قرار گیرد تا از قلم نیفتد.


۱۳۶۷؛ دوباره تراکم نام‌ها

اگر ۱۳۶۰ نقطه آغاز انباشت بزرگ نام‌ها در این مجموعه است، ۱۳۶۷ بار دیگر چندین نام را در فاصله زمانی کوتاه کنار هم قرار می‌دهد.

اسماعیل آزیش ـ ۳۱ ساله ـ بندرترکمن ـ آفتاب ـ ۷ فروردین ۱۳۶۷

ابراهیم دوستی ـ ۲۱ ساله ـ گرگان ـ چلچراغ ـ ۲۹ خرداد ۱۳۶۷

و سپس مرداد:

عیسی کیانی ـ ۳۱ ساله ـ کردکوی ـ فروغ ـ مرداد ۱۳۶۷

غلامرضا زاهد ـ ۲۷ ساله ـ کردکوی ـ فروغ ـ مرداد ۱۳۶۷

اقبال ـ کردکوی ـ فروغ ـ مرداد ۱۳۶۷

امان ـ ۲۸ ساله ـ گنبد ـ فروغ ـ مرداد ۱۳۶۷

اکبر ـ ۲۶ ساله ـ گرگان ـ فروغ ـ ۳ مرداد ۱۳۶۷

میرفندرسکی ـ ۲۵ ساله ـ گرگان ـ فروغ ـ ۵ مرداد ۱۳۶۷

فهرست همچنین فرحناز میرفندرسکی، ۲۳ ساله، گرگان، چلچراغ را با تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۶۷ ثبت کرده است؛ همان تاریخ را بدون تغییر در فرهنگ‌نامه نگه می‌داریم.

در مجموعه دیگری از همان فهرست نیز پنج نام کنار مرداد ۱۳۶۷ آمده‌اند:

طهمورث رحیم‌نژاد ـ ۳۴ ساله

بهزاد کیانیان ـ ۲۵ ساله

ناصر منصوری ـ ۲۵ ساله

علی‌اکبر ابراهیم‌پور ـ ۲۸ ساله

بهزاد کردجزی ـ ۳۴ ساله

همه در همان بخش با مرداد ۱۳۶۷ ثبت شده‌اند.

اما ۱۳۶۷ فقط این نام‌ها نیست.

فهرست مستقل بندرگز نیز گروه دیگری را زیر عنوان قتل‌عام ۶۷ ثبت کرده است: فیض‌الله اکبری، محمد کرد رستمی، اکبر ملاحی، کریم ملاحی و عیسی مازنی؛ و برای بعضی از آنان محل‌هایی چون زندان بویه گرگان و تهران ثبت شده است.

بنابراین ۱۳۶۷ در فرهنگ‌نامه گلستان دو مسیر هم‌زمان دارد:

نام‌های ثبت‌شده در عملیات‌ها

و

نام‌های ثبت‌شده در قتل‌عام زندانیان سیاسی.

این دو را در یک عدد حل نمی‌کنیم؛ هر نام با نحوه و محل ثبت‌شده خودش باقی می‌ماند.


یک تاریخ که همان‌گونه باقی می‌ماند: مرداد ۱۳۶۸

در فهرست مادر:

قدرت مهاجر ـ ۲۷ ساله ـ گز ـ فروغ ـ مرداد ۱۳۶۸

ثبت شده است.

در فهرست بندرگز نیز نام قدرت‌الله مهاجر لیوانی، ۳۰ ساله از گز، با «عملیات فروغ جاودان»، نزدیک کرمانشاه و وادی‌السلام کربلا آمده است.

این دو ثبت را در فرهنگ‌نامه بی‌صدا تبدیل به یک رکورد نمی‌کنیم. هر دو رد منبع حفظ می‌شود تا در شناسنامه نهایی نام، اطلاعات هر دو فهرست دیده شود.


از دهه ۶۰ فراتر

فرهنگ‌نامه در پایان ۱۳۶۷ بسته نمی‌شود، زیرا فایل مادر نام‌های سال‌های بعد را نیز ثبت کرده است.

۶ و ۷ مرداد ۱۳۸۸

مهرداد نیک‌سیر ـ ۴۸ ساله ـ گرگان ـ درگیری اشرف ۱

۱۹ فروردین ۱۳۹۰

حسن اوانی ـ ۵۰ ساله ـ گلوگاه → گرگان ـ درگیری اشرف ۱

و سرانجام در ۱۳۹۹:

روح‌الله راموز ـ ۶۲ ساله ـ گز → آلبانی ـ «صدیق ـ اشرف ۳» ـ پاییز ۱۳۹۹

لیلا شمس ـ ۶۰ ساله ـ سرخنکلاته → آلبانی ـ «صدیق ـ اشرف ۳» ـ زمستان ۱۳۹۹

این چهار ثبت عیناً در بخش‌های پایانی فایل مادر آمده‌اند. کتاب لیست شهیدان شهرهای شمال وب…


گلستان؛ وقتی آمار دوباره به نام برمی‌گردد

اکنون می‌توان شکل کلی این بخش از فرهنگ‌نامه را دید.

آغاز خط:

تیر ۱۳۶۰ ـ آنا محمد کْر ـ ۱۶ ساله

سپس موج بزرگ نام‌های ۱۳۶۰.

بعد:

۱۳۶۱ ـ حسین مرادزاده، فرزانه بنی‌هاشم، همت رمضانی، نادر فیضی، محسن بیدق‌آبادی

۱۳۶۲ ـ صادق پایدار

۱۳۶۳ ـ اقبال مقبولی

۱۳۶۴ ـ عیسی سقایی

۱۳۶۵ ـ حسن دنکوب

۱۳۶۶ ـ حسن محمدی، محمود تجری، اصغر اکبرنژاد

و سپس دوباره تراکم نام‌ها در:

۱۳۶۷

بعد از آن نیز چند نام، خط را تا ۱۳۸۸، ۱۳۹۰ و ۱۳۹۹ ادامه می‌دهند.

این همان چیزی است که جدول خام به‌تنهایی نشان نمی‌داد.

اعداد وقتی کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، می‌توانند بگویند کدام سال متراکم‌تر بوده است؛ اما فرهنگ‌نامه یک قدم عقب‌تر می‌رود و می‌پرسد:

این عدد از چه ساخته شده است؟

پاسخ همین صفحات است:

از رمضان متکی و محمدرضا متکی؛
از حسینعلی، محمدرضا و علیمحمد ترابی؛
از آنا محمد کْر؛
از هادی زمانی و اسماعیل واحدی؛
از موسی زاهد و فرزانه بنی‌هاشم؛
از حسین مرادزاده؛
از اسماعیل آزیش؛
از محمود تجری؛
و از ده‌ها نام دیگری که هر یک پیش از آنکه یک واحد آماری باشند، یک انسان بوده‌اند.

این روح این فرهنگ‌نامه است:

آمار از جمع نام‌ها ساخته می‌شود؛ نام‌ها از آمار ساخته نمی‌شوند.

با پایان این فصل، روایت اصلی گلستان بسته می‌شود؛ اما نام‌های آن در نمایه‌ها و فهرست تاریخی پایانی همین جلد، این بار فقط بر اساس زمان و بدون تکرار روایت‌ها، دوباره کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.

پایان فصل هشتم

پایان جلد اول ـ جغرافیا ادامه دارد

از گلستان به مازندران؛ نام‌هایی که در مرز استان متوقف نمی‌شوند

این‌جا دفتر گلستان بسته می‌شود، اما فهرست شهیدان خطه شمال پایان نمی‌یابد. نام‌هایی که در این جلد از گرگان و بندرگز تا کردکوی، گنبدکاووس، علی‌آباد کتول، رامیان و بندرترکمن دنبال شدند، بخشی از جغرافیایی بزرگ‌ترند که در امتداد شمال ادامه پیدا می‌کند.

با عبور از مرز گلستان، جلد دوم به مازندران می‌رسد؛ به بهشهر و گلوگاه و نکا، ساری و قائم‌شهر و سپس شهرهای دیگر این استان. جغرافیا تغییر می‌کند، اما قاعده کتاب همان است: هیچ نامی در سایه آمار گم نمی‌شود.

جلد دوم ـ استان مازندران

تکمیل و تطبیق نهایی فهرست شهیدان خطه شمال و افزودن نام‌ها و اطلاعات تکمیلی در دست اقدام است.

نویسنده شهرام بهزادی

در سایت قهرمانان شمال

حدود 270 مطلب ومشخصات یا … در رابطه شهدای مجاهد در استانهای  شمال منتشر شده است

یدالله آبهشت فرمانده دلیرووفا دار خلق در استان گیلان گزارشی از یکی از همرزمان وهمبندان این فرمانده دلیر

محمود ملک مرزبان شهید قهرمان خلق وفرمانده دلیر وبا سابقه بسیار درخشان

محمود ملک مرزبان فرمانده دلیر میلیشیا از کلار دشت چالوس استان مازندران

شهيد قهرمان خلق اصغرفلاحي از قادیکلاه قائم پهر قهرمان که با دشنه پاسداران بشهادت رسید

مادر کبری رمضان علیزاده مادر سه شهید قهرمان خلق دار فانی را وداع وبه فرزندان شهیدش پیوست

ایرج امیرزادی قهرمانی از شهسوار روستای مزرک

محسن دارش قهرمان شهید خلق فرمانده دلیر ملیشیا در شهسوار استان مازندران :وقتی من مقاومت میکنم وتسلیم نمیشوم ،يك قدم به آزادي خلقم نزديك تر ميشوم

شهريار (محمود)نامور:گُردِ گَردن فرازي كه به مهدي رضايي مازندران معروف بود،اسطوره مقاومت ووفای بعهد از شهسوار – از یادداشتهای نعمت اولیائی

غلام علی الياسي قهرمان شهید خلق اسطوره مقاومت وایمان ووفادار به خلق از یادداشتهای مجاهد خلق نعمت اولیائی

 درباره قهرمانان دیگربخوانید

شهرام تقوي قهرمانی از خطه خرم آباد تنکابن(شهسوار)

ابراهيم گليج (مهدي) فرمانده ومسئولي كه سمبل مجسم شجاعت وفاداري وفداكاري بودقهرماني ازگليج خل خرم آباد شهسوار

مشخصات مجاهد شهید مصطفی نیک کار

قهرمان سرفراز خطه کوچک خان احمد امیری عاشق ترانه بخوان ای همسفر با منی که با خونش آنرا فریاد زد – یادداشتی از مجاهدخلق نعمت اولیائی

مجاهد سرفراز وقهرمان شهید خلق پرویز شاهپوری وخاطره ای از او نوشته مجاهد خلق نعمت اولیائی

مصطفي نيكار قهرمان شهيدخلق وسخنراني انتخاباي او در شهسوار متن سخنراني او كه كانديداي دوره اول مجلس شوراي ملي است را درزيرميخوانيد.

محسن دارش قهرمان شهید خلق فرمانده دلیر ملیشیا در شهسوار استان مازندران

شهرام تقوي قهرمانی از خطه خرم آباد تنکابن(شهسوار)

ابراهيم گليج (مهدي) فرمانده ومسئولي كه سمبل مجسم شجاعت وفاداري وفداكاري بودقهرماني ازگليج خل خرم آباد شهسوار

مشخصات مجاهد شهید مصطفی نیک کار

علی اصغر بهزادی قهرمان شهید از تنکابن افسر ارتش آزادی

مصطفی نیک کار قهرمان شهید خلق از شهسوارکه شکنجه گرانش محمود احمدی نژاد ولاجوردی بودند

مصطفي نيكار قهرمان شهيدخلق وسخنراني انتخاباي او در شهسوار متن سخنراني او كه كانديداي دوره اول مجلس شوراي ملي است را درزيرميخوانيد.

اسفندیار رحیم مشایی تیر خلاص زن از رامسر ومعاون سابق احمدی نژاد را بهتر بشناسیم ؟

تير خلاص زدن به زندانيان سياسي توسط رحيم مشائي افشاگري عظيم رحيم مشائي پسر عموي اسفنديار رحيم مشائي در مورد كشتار زندانيان سياسي توسط اسفنديار رحيم مشائي رئيس دفتر احمدي

فرحناز شاکری شهید قهرمان خلق از رشت استان میرزای جنگلی

مجید عباس زاده سورمی قهرمان شهیدی از خطه سردار جنگل – صومعه سرا استان گیلان

سوسن حسین زاده عربانی شهید قهرمان خلق از رشت استان گیلان

شهین سامی خفتانی شهید سرفراز خلق از بندر انزلی- استان گیلان خطه میرزا

آقا دار | شعری با صدای زنده یاد شیون فومنی

محسن دارش قهرمان شهید خلق فرمانده دلیر ملیشیا در شهسوار استان مازندران

شهرام تقوي قهرمانی از خطه خرم آباد تنکابن(شهسوار)

میتینگ بزرگ رشت – مسعود رجوی 14 اسفند وبیاد دکتر مصدق در سرزمین سردار جنگل1358

جعفر کامرانیان شهید سرفراز خلق از بابلسر

ابراهيم گليج (مهدي)  سمبل مجسم شجاعت وفاداري وفداكاري بودقهرماني ازگليج خل خرم آباد شهسوار

ترانه محلی مازندرانی بسیار شنیدنی ودیدنی بنام بسوته دل, مازندرانی

« یدالله آبهشت» قهرمان شهیدی که مرگ را به سخره گرفت و فریاد زد «بچه‌ها ما پیروزیم»

 علیرضا داربویی قهرمان شهید خلق ازرشت استان گیلان

سیاوش قوامی قهرمان شهید خلق از لاهیجان

زندگینامه مجاهد شهید علیرضا احمد خواه

رشید شعبانی قهرمان شهید خلق از طالش گیلان

دیار خشم بابل – شهر شهیدان وفاداران به عهد وپیمان به آرمان ومردم ووطن

گشت وگذار در بابل – مازندران بابلی ها ومازونی ها یکسری به بابل بزنند Babol City in Mazandaran Province

دیار خشم بابل – شهر شهیدان وفاداران به عهد وپیمان به آرمان ومردم ووطن

شهرهای ایران ،خاک خوبان ،دیار خشم – دیار خشم بابل- خانواده مجاهدان شهید ابویی راد

شهید قهرمان حنیف امامی الگوی ایستادگی ووفاداری به آرمان وخلق قهرمان ایران – وداع پدر مجاهد بافرزندش حنیف امامی

پدالله آبهشت شهید قهرمان خلق ونوشته ای بنام یادبود از بنیاد برومند که اطلاعات پراکنده ای را سرجمع کرده است

«مجاهد شهید یدالله آبهشت» که مرگ را به سخره گرفت و فریاد زد «بچه‌ها ما پیروزیم»

خاطره ای از یدالله آبهشت فرمانده ای دلیر، صبورووفادار به آرمان آزادی ومردم که در رشت به عهدش تمام عیار وفا نمود

ابراهيم گليج (مهدي) قهرماني ازگليج خل خرم آباد شهسوارپهلوانی واقعی ووفادار به مردم


محسن دارش قهرمان شهید خلق فرمانده دلیر ملیشیا در شهسوار استان مازندران :وقتی من مقاومت میکنم وتسلیم نمیشوم ،يك قدم به آزادي خلقم نزديك تر ميشوم

شهريار (محمود)نامور:گُردِ گَردن فرازي كه به مهدي رضايي مازندران معروف بود،اسطوره مقاومت ووفای بعهد از شهسوار – از یادداشتهای نعمت اولیائی

غلام علی الياسي قهرمان شهید خلق اسطوره مقاومت وایمان ووفادار به خلق از یادداشتهای مجاهد خلق نعمت اولیائی

 درباره قهرمانان دیگربخوانید

شهرام تقوي قهرمانی از خطه خرم آباد تنکابن(شهسوار)

ابراهيم گليج (مهدي) فرمانده ومسئولي كه سمبل مجسم شجاعت وفاداري وفداكاري بودقهرماني ازگليج خل خرم آباد شهسوار

مشخصات مجاهد شهید مصطفی نیک کار

علی مقدم ملیشیای رزمنده وپرشورشهسوار ، موحد قهرمانی که با وفاداری وایستادگی به خلق آرمانش وفادار ماند نوشته ای از نعمت اولیائی

شهريار (محمود)نامور:گُردِ گَردن فرازي كه به مهدي رضايي مازندران معروف بود،اسطوره مقاومت ووفای بعهد از شهسوار – از یادداشتهای نعمت اولیائی

محسن دارش قهرمان شهید خلق فرمانده دلیر ملیشیا در شهسوار استان مازندران :وقتی من مقاومت میکنم وتسلیم نمیشوم ،يك قدم به آزادي خلقم نزديك تر ميشوم

مجاهد سرفراز وقهرمان شهید خلق پرویز شاهپوری وخاطره ای از او نوشته مجاهد خلق نعمت اولیائی

دیار خشم – لاهیجان دیار سردار جنگل ودیار قهرمانان حماسه ساز ، مجاهدان ومبارزان

قهرمان شهید فرحناز شاکری 16 بهاررا پشت سر گذاشته بود که به دست دژخیم اعدام شد

بیاد قهرمان شهید احمد شوکتی که بحق نواده سردار جنگل بود

وصيت نامه شورانگيز مجاهد صديق تقي صوفي سیاوش قهرمان املش خطه سردار جنگل

مراسم تشييع و خاكسپاري مجاهد صديق تقي صوفي سياوش در برلين همراه با چند عکس

به یاد قهرمان صدیق اشرفی تقی صوفی سیاوش فرزند دلیر مردم املش

شهید بهروز خاندوزی قهدمان شهید خلق از گرگان

قهرمان سرفراز خطه کوچک خان احمد امیری عاشق ترانه بخوان ای همسفر با منی که با خونش آنرا فریاد زد – یادداشتی از مجاهدخلق نعمت اولیائی

متن وصیتنامه هرمز عابد با خدا قهرمان شهید خلق از فومن استان گیلان

هرمز عابد باخدا شهید ، قهرمان خلق همراه با 3 مجاهد دیگر درروز 10 مرداد سال 60 به جوخه اعدام سپرده شد

عباس حسينی قهرمان شهید خلق از کردکوی استان گلستان

حیدر مهربان قهرمان شهید خلق از کردکوی استان گلستان

عباس علي آبادی شهید قهرمان خلق از گرگان استان گلستان

هادی حاجی زاده قهرمان شهید خلق از گرگان استان گلستان

نیره خسروی شیر زن قهرمان وشهیدخلق از قائم شهر قهرمان استان مازندران

شهید قهرمان خلق پرویز جعفریان ازنور استان مازندران – داستانی کوتاه از درد ورنجی که بر خانواده های مجاهدین وارد شد

يادگاري شهيدقهرمان خلق شهين سامي خفتاني از زندان

جاهد شهید کاظم زینالی وعکسی از او که اثر طناب دار برگردنش هویدا است

قهرمان شهید خلق ابراهیم خوش گفتاراز بندرانزلی استان گیلان

قهرمان شهید خلق عباس افغان از آمل استان مازندران

دیار خشم تبریز- شهرشورش وانقلاب وشهر سرداران ایران زمین

دیار خشم بابل شهر قهرمانی ها پایداری هاازاستان مازندران

عیاران سرخه حصار کرج چه کسانی بودند خمینی ولاجوردی چرا آنها را سال 67 قتل عام کرد ویک مجموعه عکسهای با ارزش از این قهرمانان مجاهد

بیاد بهنود رمضانی شهید راه ازادی – کلیپ همراه با یک ترانه مصور – شهیدی از قائم شهر دلاود پرور

بهنود رمضانی شهید قیام 88 – بهنود جان تولدت مبارک مراسمی توسط خانواده ودوستان

بهنود رمضانی شهید راه آزادی وچند عکس خاطره انگیز او از روستای قراخیل از توابع قائمشهراستان مازندران بود

کلیپ دیدنی ازقهرمانان شهید آمنه و ابراهیم ملک افضلی از قائم شهر قهرمان پرور

به یاد شهیدان خانواده محسنی و خسروی..از شهر قهرمان پرور قائم شهر استان مازندران

پرویز شاهپوری شهیدی دیگر از نسل میرزا وفادار به خلق وآرمان از شهسوار استان مازندران

سی هزار گل سرخ قتل عام شده در سال 1367 سربداران سرفراز وطن

محمد صائب قهرمان شهید خلق از تنکابن شهسواراستان مازندران

فاطمه کامیاب شریفی از شهیدان سرفراز قتل عام اشرف از شهرستان لشته نشا رشت استان گیلان

شهرام یاسری از شهیدان سرفراز قتل عام اشرف در10 شهریور سال 1392 میباشد اهل لاهیجان از استان گیلان بود

شهریار نامور از شهیدان سرفراز قتل عام ا1367 ز شهرستان شهسوار (تنکابن) استان مازندران

واکنش مطهری به فایل صوتی آیت‌الله منتظری – رییسی، نیری و پورمحمدی در این رابطه باید توضیح بدهند.

فایل صوتی آقای منتطری را اینجا بشنوید

علی مریخی آهنگر کلایی شهید سرفراز ووفادار خلق از قائم شهر دیار خشم

بهرام رفیع پور کسمایی قهرمان شهید خلق از صومعه سرا

احمد منتظری: فایل صوتی، سند مخالفت آیت الله منتظری با اعدام های ۶۷ است

علی باقری غازیانی قهرمان شهید خلق از بندر انزلی استان گیلان

مصطفی عابدی قهرمان شهید خلق از بندر انزلی استان گیلان

کلیپ قتل عام زندانیان سیاسی

جمشید بابانژاد قهرمان شهید خلق از بابل

علی اصغر بهزادی قهرمان شهید از تنکابن افسر ارتش آزادی

فرمانده اي جسورو بي باک از خطه سردارجنگل سعيد چاوشي از صومعه سرای گیلان

فرازهايي از زندگي جاودانه‌فروغ اشرف، مجاهد خلق، فرمانده دلير سعيد چاوشي

قهرمان مجاهد خلق، فرمانده دلير سعيد چاوشي گسگري

کلیپ سعید چاوشی شهید حماسه ۱۹فروردین اشرف

محمود ملک مرزبان قهرمان شهید خلق ،نامزد اولین دوره مجلس شورای ملی از شهرستان نوشهر وچالوس استان مازندران

کلیپ دیار خشم رامسر ، شهر ،شهرهای مازندران بخش از مامن میرزا ومجاهدان جنگلی

بهرام قربانی شهید قهرمان خلق از ساری استان مازندران

مصطفی نیکارشهیدسرفرازوسمبل وفای به پیمان از تنکابن (شهسوار )مازندران

مصطفی نیک کار قهرمان شهید خلق از شهسوارکه شکنجه گرانش محمود احمدی نژاد ولاجوردی بودند

 ارسال نامه توسط شاهدین جنایت توسط پاسدار احمدی نژاد

شهادت شاهدان علیه 13 سردمدار جنایتکار رژیم آخوندی

فرج الله فغانی آهنگرشهیدسرفراز از قائم شهر قهرمان مازندران

کلیپ دیار خشم ، قائمشهر قهرمان ، خونین شهر مازندران

برادرش حبیب نیز از قهرمانان خلق وسرفراز انزلی میباشد پدر این دو قهرمان اواخرخردار1395 درگذشت وبه فرزندان قهرمانش پیوست

حسین بدن آرا قهرمان شهید خلق از بندر انزلی استان گیلان

پدر، محمدعلی بدن آرا پدر مجاهدان شهید حسین وحبیب بدن آرا در بندرانزلی درگذشت

رشید (امیر) متقی طلب قهرمان شهید خلق از رشت استان گیلان

حجت الله هوشمند قهرمان شهید خلق از بندر انزلی استان گیلان

محسن دلیرمجاهد شهیدوقهرمان خلق از رضوانشهر گیلان

بیاد قهرمان خلق ـ کلثوم صراحتی شهید حمله موشکی 25خرداد92 به زندان لیبرتی گرامی باد

فریدون رحیم نژادقهرمان شهید خلق از گرگان شهداي استان گلستان:

پيشتازان راه آزادي ايران- شهداي استان گلستان: گرامیداشت یاد خانواده مجاهد شهید ابراهیم پور

قهرمان شهید خلق غلامرضا زاهد ازکردکوی – شهداي استان گلستان

اکبر شمس‌لفوتی قهرمان شهید خلق از لاهیجان

تقی دارآفرین فرزند دلیر خلق از لاهیجان

اردشیر دارآفرین قهرمان شهید خلق از لاهیجان

قتل کاپیتان پرسپولیس – قتل ناگهانی “هادی نوروزی” کاپیتان جوان پرسپولیس

به ياد سردار پرافتخار جنگل كه يكي از دموكراتيك ترين قوانين را وضع كرد

عین الله زاهد قهرمانان دلیر وسرفراز خلق ازولاغوز کردکوی

موسی زاهدقهرمان شهید ودلاورخلق از ولاغوز کردکوی

در رابطه با خانواده زاهد بیشتر بخوانید (کلیک کنید)

صابر صباغی(زاهد) قهرمان شهید خلق از ولاغوز کردکوی

اصغر جوربنیان قهرمان شهید خلق از رامسر

سادات سجادی (خدایی بزوج)قهرمان سرفراز خلق

اصغر کریمی قهرمان شهید خلق از رامسر

علی روغنی قهرمان شهید وسرفراز خلق از شهرستان انزلی

هادی وهانی – عکسی ازهادی نوروزی کاپیتان پرسپولیس وپسرش کاپیتانی که بقتل رسید

قهرمانان شهید خانواده زاهد از ولاغوز کرکوی

غلامرضا زاهد قهرمان شهید خلق از ولاقوز کردکوی

لیدا غفوری رشت آبادی از شهرستان رشت استان گیلان سرزمین سردار جنگل

فهیمه (آذر) اسدی قهرمان شهید خلق از بندر انزلی استان گیلان

علی نقی حقیقیان رودسری قهرمان سرفراز خلق از استان گیلان خطه سردار جنگل

فرزاد (شعبان ) شریعتی قهرمان شهید خلق از قائم شهر قهرمان استان مازندران

مهشید جلیل زاده قهرمان سرفرازاز رشت استان گیلان

محمود حیدری شهید سرفراز خلق از چالوس

ارژنگ رمقی آبکناری قهرمان رشید وسرفراز خلق

شهیدسرفراز خلق علی سالیار از آبکنار گیلان

سپاه پاسداران مازندران وسپاه کل کماکان در خبر رسانیاصل خبر نمیگویند وکشته ها را قطره چگانی پخش میکنند

خانواده های سپاه گیلان ومازندران علیه محسن رضائی شعار دادند ونامه به ارگانهای بالاترنوشتند (متن صحبتهای محسن رضائی )

فوری جدید ومهم – نامه ای که خانواده های کشته شده های سپاه 16قدس گیلان و25کربلای مازندران برای ارگانهای بالای سپاه وخامنه ای فرستادند وخبرش دهان به دهان میچرخد

خبرفوری – خبرهای داخلی ازاعتراض وحرفهای خانواده های کشته های سپاه (25کربلا) مازندران .

سلمان دازگرقهرمان سرفراز وشهید خلق از آبکنار استان گیلان

غلامحسین ساجدی قهرمان رشید وشهید خلق- ستوان ارتش از مسجد محله ابکنار گیلان

عباس ساجدی قهرمان سرفراز خلق – مسجد محله آبکناراستان گیلان

چرا بهترین بازیکنان فوتبال ایران وبخصوص دو مازندرانی به فاصله 6 ماه کشته شدند هادی نوروزی ومهرداد اولادی

هادی نوروزی ومهرداد اولادی هر دو بدست یک مافیای ورزش کشته شدند

مهراد اولادی ایست قلبی شد،قتل های زنجیره ای این بار جامعه ورزش وفوتبال ایران رافرا گرفته است

اسامی واطلاعات مختصری از قهرمانان سرفراز ووفادار وشهید خلق درشهسوار (تنکابن) استان مازندران

ابراهیم معصومی ازقهرمانان سرفراز خلق در شهرستان بندر انزلی استان گیلان

حسن عزیزیان شهید وقهرمان خلق از شهرستان بندرانزلی استان کیلان خطه سردار جنگل

شالی کاری در شمال – در تنکابن شالی کاری یک کار مینیاتوری اما پرزحمت ونفس گیر است

        فصل برداشت برنج، زمان بازشدن زخم کهنه شاليکاران است

جمشید صدف زاده قهرمان خلق از شهرستان رشت استان گیلان

اردشیر شیرین بخش آبکناری قهرمان شهیدخلق – بندر انزلی استان گیلان

قهرمان شهید خلق احمد اکبریاز آمل استان مازندران

قهرمان شهید خلق سیروس فلاحتی از قائمشهر استان مازندران

قهرمان شهیدخلق سکینه ذبیحیان لنگرودی تنکابن(شهسوار)

قهرمان شهید خلق سکینه خسروی از قائم شهر استان مازندران

غلامعلي الياسي فرمانده میلیشیا یار وفا دار خلق وشهید سرفرازاز روستای سنگرمال خرم آباد شهسوار

غلامعلی الیاسی مجاهد شهید قهرمان سرفرازخلق (قسمت اول – ازفرماندهان میلیشیای شهسوار

(از سنگرمال )

شهرام تقوي قهرمانی از خطه خرم آباد تنکابن(شهسوار)

براهيم گليج (مهدي) فرمانده ومسئولي كه سمبل مجسم شجاعت وفاداري وفداكاري بودقهرماني ازگليج خل خرم آباد شهسوار

تنکابن (شهسوار)موقعیت ،مراکز دیدنی وده قله کهن

ترانه بهارسرخ به ياد جاودانه فروغ هاي اشرفی

به ياد شهید قهرمان سرفراز اشرف ،مجاهد خلق ناصر حبشی

تاریخ علیه ضدتاریخ – در گرامی‌داشت مادران مجاهد به بهانه درگذشت مادر احمدی شیر مادری از نسل اول مجاهدین

ابراهیم (محسن) ملک افضلی قهرمان خلق که در اول نوروزوبهار یادی از این قهرمان سرفراز خلق میکنیم

نوروز 1395 بر خانواده شهدا مبارك باد

سیروس حسن نژاد قهرمان شهید خلق ازکلاچای استان گیلان

عیسی رژه قهرمان دلیری از خطه بابلسر استان مازندران

حجت قاسم زاده قهرمان خلق از رشت مرکز استان گیلان

حجت طاهرزاده املشی قهرمان خلق از شهرستان املش استان گیلان

حسین سدیدی ابراهیم سلیمی ویارعلی گرتبار (فیلم)سه شهیدقهرمان خلق که روز19تير 1374 بدست مزدوران در عراق بشهادت رسیدند

مجاهد شهید سیدحسین سیدسدیدی از صومعه سرای استان گیلان

نوروز 1395 بر خانواده شهدای قهرمان خلق مبارك باد

ابوذر ورداسبی دانشمند ومحقق مجاهداز جویبار قائم شهر مازندران

قهرمان سرفراز خلق محقق واستاد مجاهد ابوزد ورداسبی از جویبار قائم شهر مازندران

ابراهيم گليج (مهدي) فرمانده ومسئولي كه سمبل مجسم شجاعت وفاداري وفداكاري بودقهرماني ازگليج خل خرم آباد شهسوار

مادر كوشالي وبياد او يك گالري با ارزش ،گرامي داشتي بخاطر پايداري هاي پرشكوه او،مادر همه مجاهدان وگیلانی ها

مهین قریشی قهرمان خلق از رشت

علاءالدین (حمید) عترتی کوشالی قهرمان خلق از لاهیجان

یک هدیه زیبا ولی ناقبل به همه دوستانم شگفتی های خلقت

رجبعلی قربانی قهرمانی ازرودسرخطه میرزا کوچک خان از افسران ارتش آزادی

اکبرعلی دوست ندامانی ازقهرمانان خلق افسرارتش آزادی از رئستای ندامان شهرستان صومعه سرا گیلان

شهداي قهرمان خلق از قائم شهر – قطره اي از دريا – قطره اي از درياي فدا ومقاومت

قاسم شکری شهید قهرمان خلق از خانواده شکری که چند شهید در راه آزادی تقدیم کردند

تاریخچه گرگان

فرشته جعفرزاده مجاوری مجاهد شهید وقهرمان خلق از مجاور محله قائم شهر مازندران

صدیقه بابانیانوری مجاهد شهید وقهرمان خلق از بابلسر مازندران

حسین شکری قهرمان خلق از قادیکلاه قائم شهر از شهدای خانواده شکری

صدیقه مجاوری مجاهد شهیدومشعل فروزان راه آزادی

قهرمانان شمال: شهباز شهبازي راد مرد شهيدخطه گيلان سرداررودسراز نس…

قهرمان خلق محمد صادق دلخوش نواز رشتی از استان گیلان

قهرمان خلق ناصر حق پوی قاضیانی از شهرستان رشت استان گیلان

قهرمان خلق سید علی بی باک سرشکه لاهیجان استان گیلان

قهرمان خلق حمید دفاعی بوئینی از شهرستان رشت استان گیلان

جعفر اکبر شاهی کهن قهرمان خلق از لاهیجان قهرمان استان گیلان

محمود ملک مرزبان فرمانده دلیر خلق ، نسلی از سلاله خورشید – از شهرستان چالوس

قهرمان شهید خلق فرمانده محمود ملک مرزبان از چالوس مازندران

مصطفي نيكار قهرمان شهيدخلق از شهسوارکاندیدای دور اول مجلس شورا، با او کمی آشنا شویم

قهرمانان خلق از خیابان صمد بهرنگی شهرستان رشت

شهدای سرفراز املش حجت جهانی پوروحمزه نظری

شهیدان سرفراز چماقستان شهرستان رودسردر استان گیلان

محمد اسماعيل وعلي نوروزي شلماني برادران قهرمان از شلمان رودسر

حسن نیک فرشهید قهرمان خلق کاندیدای دور اول مجلس شورای ملی از لنگرود

یک نمونه از جنایت – برگزاري مراسم چهلم شهيد راه آزادي ” ترانه موسوي ” در مازندران

ساحل شهسواررودخانه های تنکابن

شهرستان تنکابن يا همان شهسوار آيا بيشتر ميدانيد؟

شهباز شهبازي قهرمان شهيد رودسر، شيرآهن كوه مرد زخمي گيلان

شهباز شهبازي راد مرد شهيدخطه گيلان سرداررودسراز نسل ميرزا كوچك خان كه به شجاعت ووفاداري به خلق معروف است

مصطفی نیکارقهرمان وفا دارخلق مجاهد شهیدی که کاندیدای محبوب مردم ونسل انقلاب درشهرهای رامسر وشهسواربود( قسمت اول)

مصطفی نیکار قهرمان رشید خلق کاندیدای انتخاباتی مجاهدین ,مجاهد اتنخاب کرده وعاشق خلق وارزشهای سازمان قسمت دوم

مادرسپهری در بابل دار فاني را وداع ودركنارفرزندان شهيدش آرام گرفت .

مصطفي نيكار قهرمان شهيدخلق وسخنراني انتخاباي او در شهسوار متن سخنراني او كه كانديداي دوره اول مجلس شوراي ملي است را درزيرميخوانيد.

شهسوار- رژه ميليشيا وحشت ارتجاع حاكم از جارو شدن – خاطرات بر گرفته از كتاب قطره اي از دريا

ابراهيم گليج (مهدي) فرمانده ومسئولي كه سمبل مجسم شجاعت وفاداري وفداكاري بودقهرماني ازگليج خل خرم آباد شهسوار

رضا ماهوان قهرمان رشيد وشهيد سرفراز خلق از مسئولان مجاهدين واز زندانيان سياسي زمان شاه

رحيميان , از خانواره هاي قهرمان خطه شمال (رامسر) كه بيش از 9قهرمان شهيد براي آزادي تقديم خدا وخلق نمود

علیرضا شاهمنصوری شهید سرفراز خلق (قسمت دوم)قهرمانی راز دار وباوفا ی به خلق

علیرضا شاهمنصوری شهید سرفراز خلق از شهسوار (قسمت اول )قهرمانی که خون پاکش را برای آرمان آزاری آگاهانه فدا نمود.

هرمز کاظمی ویسری دبیراقتصاددبیرستانهای تهران شهید گرانقدری که با تنی زخمی وتب دار تیرباران شد

مهندس حسن خزائی شهید وقهرمان خلق یار با وفای خلق ومیهن از شهرستان نوشهر مازندران

حسین هاشمی میلیشیای شهید وقهرمان خلق از نوشهر

لیلا سلیمانی میلیشیای شهید وقهرمان خلق از نوشهر

عادل نفاستی میلیشیای شهید وقهرمان خلق از نوشهر وافشای قاتل جنایت کارش بنام صمدمهتاجی

زهرا امیری میلیشای قهرمانی از شمال (شهسوار) قطره ای از دریای فدا وآگاهی نسل انقلاب نامه ای از یکی از دبیران دبیرستان شهسواردر رابطه با جنگندگی میلیشیای مجاهد خلق زهرا امیری

شهربانو حق شناس (مادر مجاهد شهید حجت مقیمی شلمانی) مادر مجاهدوقهرمانی از خطه میرزا کوچک خان به ابدیت پیوست

محمد صائب قهرمان خلق ومیلیشای وفا دار به عهد وپیمان با خدا وخلق از شهرستان شهسوار

تیرباران – شعر و اجرا : مهرداد عارفانی پشه بند را زدیم زیر تیرک ها از چهار طرف نخ کشیدیم خوابیدیم روی تیرک

پرویزشاهپوری شهید قهرمان خلق از شهسوار

آشنایی با روستای کمنی شهرستان سیاهکل(یک گوشه ای از جامانده بهشت )

سید نورالدین موسوی فرزند دلیرخلق شهید سرفرازی که برای رهائی خلقش باخون خویش به عهد ش با خدا وخلق وفا کرد

پرویز شاهپوری قهرمانی از خطه شمال شهرستان شهسوار یار وفا دار خلق وخصم مرتجعین خون ریز

بهنود رمضانی؛ تاوان شاد زیستن

در بيدادگاه امروز بر سر پرونده قتل شهيد بهنود رمضاني چه گذشت ؟

غلامعلی الیاسی مجاهد شهید قهرمان سرفرازخلق (قسمت اول – ازفرماندهان میلیشیای شهسوار(از سنگرمال )

نقی زاهدی قهرمان شهید خلق از رشت

حسن (بهرام) فرحناک مجاهد خلق وقهرمانی با دشنه ای در قلب مهربانش توسط پاسداران خون ریز

زهرا امیری قهرمان شهید خلق از روستای مزرک خرم آباد شهسوار

ایرج امیرزادی قهرمانی از شهسوار روستای مزرک

مصطفی نیک کار قهرمان شهید خلق از شهسوارکه شکنجه گرانش محمود احمدی نژاد ولاجوردی بودند

حدیث عاشقی از ابراهیم کبیریان – برای برادرم که به سفری رفته بی بازگشت

مجاهد شهيد نادر فيض دباغي محل تولد: گرگان

شهيد مينا رمضاني از ساری دانش آموزش رشته بهداشت

استاد سيف الله کبيريان به دانش آموزان مجاهدش وبه قهرمانان جاودانه فروغ قائم شهرقهرمان پيوست در حالي که به عهدش وفا ويک اشرف نشان بود

سیف الله کبیریان یار همیشه همراه مجاهدین مبارز بزرگ مازندران وکاندیدای مجاهدین در قائم شهرقهرمان یک اشرف نشان بزرگ به ابدیت پیوست

مجاهد شهید حسن خوش قامت مازندران قائم شهر

مجاهد شهيد پروانه الوند پور – گیلان فومن

مراد حمزه پور عالي زميني-عالي زمين بابل

غلامعلی الیاسی مجاهد شهید قهرمان سرفرازخلق (قسمت اول )از فرماندهان ملیشیای شهسوار(از سنگرمال )

شهداي قائم شهر – قطره اي از دريا – قطره اي از درياي فدا ومقاومت

تصاویری از 30هزار گل سرخ – قتل‌عام شدگان سال 1367

سرداران سرفراز تاریخ ایران ستارخان باقرخان میرزا کوچک خان ومحمد خیابانی وکلنل پسیان

دیار خشم لاهیجان

Leave a Reply

Discover more from افشای یاران شیطان

Subscribe now to keep reading and get access to the full archive.

Continue reading