شیر از قفس جهید شماره ۲— چگونه پایداری اشرفیان، نقشهٔ ولیفقیه و قدس را در هم شکست و هجرت امن را رقم زد

دو نما ازفرودگاه بین المللی عراق
۷ آبان ۱۳۹۴ (۲۹ اکتبر ۲۰۱۵) شبِ شرمآورِ موشکبارانِ کمپِ لیبرتی در بغداد، با کشتارِ دستکم ۲۳–۲۴ نفر و زخمیشدن دهها نفر، بار دیگر چهرهٔ واقعیِ پروژهٔ سرکوبِ رژیم و شبکههای شبهنظامی تحتِ نفوذ تهران را نمایان کرد. این فاجعه صرفاً یک حادثهٔ نظامی نبود؛ نشانِ عینیِ سیاستِ نابودیِ دشمنِ ایدئولوژیک بود که تا حدِ طراحی و هدایتِ عملیات در سطح منطقه پیگیری شد. Amnesty International+1
رژیمِ ولیفقیه و ساختارهای امنیتیـنظامیاش (نیروی قدس و شبهنظامیانِ همسو در عراق) مأموریتی نظامی و اطلاعاتی برای «پاکسازی» هستههای مجاهدین در عراق طرح کرده بودند — پروژهای که در عمل به حملاتِ مکرر، فشارِ سیاسی و عملیاتِ تبلیغاتیِ داخلی و خارجی انجامید. اسناد، گزارشها و جلسات رسمیِ بینالمللی نشان دادهاند که نفوذِ ایران و نقشِ فرماندهی نیروی قدس در عراق، یکی از عاملانِ ساختاریِ این فشارها بوده است. GovInfo+1
اما اینجا نقطهٔ عطفِ تاریخِ مقاومت نمایان شد: اشرفیان نترسیدند، مقاومت کردند، و در برابرِ همهٔ توطئهها «شیر از قفس جهید». طرحِ نابودیِ سازمان شکست خورد — نه بهخاطرِ بخششِ دشمن، بلکه بهواسطهٔ ایستادگیِ سازمانیافته، کارزارهای حقوقی و سیاسیِ گسترده و فشارِ بینالمللی که نهایتاً روندِ انتقالِ امنِ ساکنان لیبرتی را به اروپا و آلبانی عملیاتی کرد. روندی که سازمان ملل و نهادهای بینالمللی در آن نقشِ اجرایی و تسهیلکننده داشتند و انتقالِ دستهجمعی به آلبانی شاهدِ عینیِ آن است. انجمن نجات+1
شکستِ محاسباتِ تهران — اعترافِ تلخِ دشمن
حکومتِ مذهبی انتظار داشت محاصره، تهدید و حمله، سازمان را خرد کند؛ اما عکسِ این اتفاق افتاد. طرحهای اطلاعاتی و نظامیِ تهران ــ که بعضاً بهصورت آشکار یا دوپهلو در رسانهها و محافل قدرت بازتاب مییافت ــ در عمل ناکام ماند و این ناکامی در منابع و جلسات رسمی و نیز گزارشهای بینالمللی بازتاب یافت. نهادهای حقوق بشری و پارلمانها نیز خواستار بررسی و پیگرد عواملِ حملات شدند؛ چرا که قتلعامِ لیبرتی پیامی روشن داشت: فشارِ نظامِ ایران بهجای نابودی، تبدیل به بحرانی راهبردی برای خودِ نظام شد. Amnesty International+1
در داخلِ دستگاههای امنیتیِ رژیم، شکست در تحققِ وعدهها (از نابودی تا جلوگیری از خروجِ رهبران) بحرانی عمیق ایجاد کرد؛ بازخواستها و جابهجاییها در سطوحِ میانیِ نیروی قدس و وزارتِ اطلاعات گواهِ این آشفتگی است. آنان که روزگاری «خلاصه و نهاییسازیِ مسئله» را نوید میدادند، حالا از ناتوانیِ خود و از «شکستِ عملیات» سخن میگفتند — و این اعترافِ ضمنیِ دشمن، سندِ دیگرِ پیروزیِ مقاومتیِ ماست. GovInfo+1
هجرتِ بزرگ: نجات جان، بازسازیِ جنبش، و تغییرِ فازِ مبارزه
آنچه بعد از لیبرتی رخ داد، فقط خروجِ فیزیکیِ افراد نبود؛ یک انقلابِ استراتژیک رخ داد:
- نخست، جانِ هزاران نفر نجات یافت و تهدیدِ مستقیمِ موشکی، هوایی و حمله خاتمه یافت. Amnesty International
- دوم، سازمان توان بازسازیِ ساختاری و سیاسی خود را در کشورهای امن بهدست آورد: کارزارهای حقوقی، انتشار اسناد، شبکهسازی و لابی بینالمللی که پیش از این در محاصرهٔ داخل عراق ممکن نبود، حالا شدنی شد. ncrius.org
- سوم، فازِ مبارزه تغییر کرد: از بقای صرف و تدافع به نفوذِ سیاسی و تهاجمِ حقوقی و دیپلماتیک. این تغییرِ فاز نتیجهٔ ۱۴ سال استقامتِ اشرفیان، فشارِ جهانی و کارزارِ خانوادهها و سازمانهای حامی بود. انجمن نجات+1
این «هجرتِ بزرگ» و انتقالِ امن به آلبانی و اروپا ضربهای تاریخی به سیاستِ نابودیِ تهران بود — بزرگترین شکستِ استراتژیکِ رژیم در آن پرونده.
«شیر از قفس جهید» — و صدایِ پیروزیِ مردم
وقتی رسانهها و سایتهای وابسته به رژیم، از «ناتوانی» و «خسرانِ اطلاعاتی» خود سخن گفتند؛ وقتی پاسدارانِ منصوبِ تهران نتوانستند وعدههای خود را عملی کنند؛ وقتی سخنان و اعترافاتِ رسمیِ برخی مقاماتِ رژیم نشان از بنبست و شکست داشت — همه دیدند که «شیر از قفس جهید». ترفندهای تبلیغاتی، خیمهشببازیهای اطلاعاتی و حرفهای تهیِ رسمی نتوانست واقعیتِ این پیروزی را محو کند. Amnesty International+1
یاد و حرمتِ شهدای لیبرتی
هر گزارشِ تاریخی باید از خونِ شهدای لیبرتی آغاز شود؛ ۲۳–۲۴ شهیدِ آن شب و دیگر قربانیانِ سالها فشار و حمله، اسنادِ روشنِ هزینهای هستند که این مقاومت پرداخت. آن خون بود که وجدانهای بیدار جهان را به تحرک واداشت و مسیرِ هجرت امن را گشود. به نامِ آنها، «شیر از قفس جهید» — و این جهش، میراثِ تاریخیِ یک ملت است.
جمعبندیِ صریح
- بله: نیروی قدس و دستگاهِ امنیتیِ رژیم در طراحی و فشار علیه اشرف و لیبرتی نقش داشتند؛ این واقعیت را اسناد، گزارشها و جلسات بینالمللی تایید کردهاند. GovInfo+1
- اما: ارادهٔ مردمِ مقاوم و پایداریِ اشرفیان «نقشهٔ نابودی» را به شکست کشاند و آنچه باید نابود میشد — یعنی هستهٔ مقاومت — با قدرتِ بیشتر از قفس جهید و به محیطی امن منتقل شد. Amnesty International+1
