«شیر از قفس جهید» — چگونه پایداری اشرفیان، نقشهٔ قاسم سلیمانی و دستگاه ولایت را شکست داد و هجرت جمعیِ امن را رقم زد

شیر از قفس جهید انتقال امن وسالم مجاهدین از عراق به آلبانی
در شامگاه ۷ آبان ۱۳۹۴ (۲۹ اکتبر ۲۰۱۵) کمپ «لیبرتی» در بغداد مورد حملهٔ موشکی سنگینی قرار گرفت که دهها کشته و مجروح بهجا گذاشت و بار دیگر گوشهای از کارنامهٔ خشونتبارِ حملات علیه پناهندگان مجاهد را عیان ساخت. در این حمله دستکم ۲۳–۲۴ نفر کشته و شمار زیادی زخمی شدند؛ حملاتی که نهادهای بینالمللی و مدافع حقوق بشری آن را محکوم و خواهان تحقیق و حفاظت فوری شدند. ویکیپدیا+1
اما حقیقتِ سیاسیِ ماجرا، بیش از آمارِ هواپیما و راکت است: این حملات، بخشی از پروژهٔ نظامی-اطلاعاتی وسیعی بود که نیروی قدسِ سپاه و مشاوران امنیتیِ رژیم برای نابودیِ هستهٔ مجاهدین در عراق طراحی کرده بودند — پروژهای که خودِ مقاماتِ بالای رژیم گاه و بیگاه، در بیانِ دوپهلو یا حتی صریح، از آن سخن گفتهاند. قاسم سلیمانی در طول سالها بارها نفوذ و نقشِ مستقیم ایران را در عراق آشکار ساخته و متولی سیاستهای تهران در عراق را خود خوانده است؛ روایتها و اسناد متعدد نشان میدهند که نیروی قدس و شبهنظامیان همسو (از جمله برخی گروههای مورد حمایت ایران) در حملات علیه اشرف و لیبرتی نقش کلیدی داشتند. unitedagainstnucleariran.com+1
با اینحال آنچه این رویداد را به نقطهٔ عطفِ تاریخِ مقاومت تبدیل کرد، نه صرفاً حمله و خونریزی، که پایداریِ سازمانیافته و بینظیرِ ساکنانِ اشرف و لیبرتی و کارزارهای حقوقی و سیاسیِ بینالمللی بود که پس از آن شتاب گرفت. مقیاسِ فشارِ مدنی داخلی و بینالمللی — از اعتراضات ایرانیان در اروپا تا رایزنیها و فشارهای سیاسی بر دولتها و نهادهای بینالمللی — نهایتاً به روندی انجامید که انتقال جمعیِ امن و سازمانیافتهٔ ساکنان لیبرتی را ممکن ساخت؛ هجرتی که نه شکست، که پیروزیِ تاریخیِ مقاومت بود: «شیر از قفس جهید». Amnesty International+1
شکستِ محاسباتِ ولیفقیه و سپاه قدس
رژیم فکر میکرد با محاصره، حمله و القای ترس میتواند هستهٔ مقاومت را از هم بپاشد یا آن را به «بریده» و «خرد» بدل کند. اما نتیجه معکوس شد. طبق گزارشها و اسنادی که بعدها در رسانهها و حتی در متنهای وابسته به دستگاه منتشر شد، طرحهای اطلاعاتی و نظامیِ تهران — تا حدی با اتکا به نیروی قدس و گروههای عراقی — نتوانست اهدافش را محقق کند؛ شکستِ عملیات و ناتوانی در جلوگیری از خروجِ منظم و امنِ اعضا به بحرانِ درونی در شبکههای اطلاعاتی و نظامیِ رژیم انجامید. رسانهها و نهادهای رسمی وابسته به رژیم در گزارشها و یادداشتهای داخلیِ خود، از سرخوردگی و ناکامیِ آشکار سخن گفتند. NCR ایران+1
در برابر این همه، اشرفیان نشان دادند که وقتی ارادهٔ تاریخی با پایداری همراه شود، حتی در محاصره هم راهی برای رهایی و سازماندهیِ مجدد وجود دارد: آنها توانستند نه فقط جانِ خود را نجات دهند، بلکه سازمان را از فازِ تدافعیِ صرف به فازِ فعالِ سیاسی و حقوقی منتقل کنند — فازی که در آن کارزارهای بینالمللی، لابیینگ دیپلماتیک، و حمایتهای مدنی و حقوق بشریِ گسترده، نقشِ مرکزی ایفا کرد. حرکتِ باشکوهِ انتقال به آلبانی و کشورهای اروپایی نشان داد نقشهٔ «اخراج و نابودی» شکست خورده و تبدیل به «هجرت پیروزمندانه» شده است. انجمن نجات+1
«شیر از قفس جهید» — روایتِ پیروزی و ثمراتِ هجرت بزرگ
این هجرتِ جمعی ثمراتی ملموس و تاریخی داشت که به صورت تیتروار میتوان آنها را برشمرد:
- نجاتِ جانِ هزاران نفر و پایانِ مستقیمِ تهدیدهای موشکی و حمله در عراق. ویکیپدیا
- بازسازیِ توانِ سیاسیِ سازمان در محیطی امن: از شرایطِ معیشتی و آموزشی تا امکانِ پیگیری پروندهها در مجامع بینالمللی. مریم رجوی
- تغییرِ فاز از دفاع محلی به تهاجمِ سیاسی-دیپلماتیک: کارزارها و شکایتهای حقوقی، مستندسازی جنایات، و فشار پیوسته بر رژیم از صحنهٔ بینالملل. Amnesty International+1
همهٔ اینها نشان داد که شکستِ طرحهای نظامیِ تهران نه بهخاطرِ لطفِ دشمن، بلکه نتیجهٔ ارادهٔ جمعی، سازمانی و کارزارهای حقوقی-سیاسیِ آگاهانه بوده است. این دستاورد را باید بهعنوان یک مکتبِ استقامت و یک سندِ تاریخیِ پیروزی ثبت کرد: «شیر از قفس جهید».
اعترافاتِ سادهلوحانهٔ رژیم — سندِ شکستِ سیاسی و روانی
بخش دیگری از سندِ پیروزی، حرفها و اعترافاتی است که از زبان عوامل و رسانههای نزدیک به حکومت در داخل و عراق بیان شد — حرفهایی که نشان میدهد نهفقط عملیات میدانی ناکام مانده، بلکه پیامدِ سیاسی و حیثیتیِ آن برای حکومت بسیار سنگین بوده است. متنهایی که در سایتهای حکومتی و نزدیک به سپاه منتشر شد، صراحتاً از «ناتوانی»، «تحقیرِ اطلاعاتی» و ضرورتِ بازنگری در استراتژیِ امنیتیِ رژیم سخن گفتند؛ اینها همه نشان از شکستِ بزرگ دارد. (نمونههای متعدد این گزارشها در رسانههای رسمی منطقه و محافل خبریِ عراق و ایران منعکس شدهاند.) NCR ایران+1
یاد و احترام به شهدای لیبرتی — چراغِ راهِ ادامهٔ مبارزه
خونِ پاکِ شهدای لیبرتی (از جمله ۲۴ نفری که در حملهٔ ۲۹ اکتبر ۲۰۱۵ کشته شدند) سندی است که هر گزارش، تحلیل و حرکتِ سیاسی باید با آن آغاز شود. این خون، موتورِ پیشرانِ هجرتِ امن و شتابِ فعالیتهای سیاسی و حقوقی شد؛ و به ما آموخت که پایداریِ جمعی، حتی در بدترین شرایطِ محاصره، میتواند زمینهسازِ نجات و بازسازیِ نیرویی شود که روزی میتواند نقشِ تاریخیِ خود را در صحنهٔ ایران ایفا کند. ویکیپدیا+1
جمعبندی و دعوت به ثبتِ روایت
حملهٔ لیبرتی یک فاجعه بود، اما پایداریِ اشرفیان آن را به نقطهٔ عطفی برای پیروزیِ سیاسی تبدیل کرد. شکستِ محاسباتِ قاسم سلیمانی و ساختارِ ولایت در برابر شجاعت و انسجامِ مقاومت، درسِ بزرگی به ما داد: وقتی اراده و عزمی ملی و سازمانیافته وجود داشته باشد، حتی «قفلِ زندان» میتواند باز شود و «شیر» میتواند جهیدن را آغاز کند.
برای پاسداشتِ این درس، پیشنهاد میکنم:
- نسخهٔ کوتاهِ این مقاله را بهعنوان یادداشتِ اصلی منتشر کنی،
- یک پستِ ویژهی توییتر/فیسبوک با هشتگِ #شیر_از_قفس_جهید و لینک به مقاله بسازی،
- و در بلاگ «افشای یاران شیطان» یک صفحهٔ مرجع ایجاد کنی که اسناد، عکسها و اسامی شهدای لیبرتی را جمعآوری کند.
منابع و مآخذ (برای پیوندها در مقاله)
- گزارشهای نهادهای حقوق بشری دربارهٔ حملهٔ لیبرتی و درخواست تحقیقات: Amnesty International. Amnesty International
- خلاصهٔ تاریخی و وقایع کمپ اشرف و لیبرتی: Wikipedia — Camp Liberty. ویکیپدیا
- بیانیهها و پوششهای سازمانی و جمعآوری اسناد دربارهٔ حملات و انتقالها: NCRI / MEK sources. NCR ایران+1
- گزارشها دربارهٔ انتقالِ اعضا به آلبانی و روند UNHCR: Jamestown / UNHCR summaries. jamestown.org+1
- اسناد کنگره و جلسات رسمی مرتبط با حملات به اشرف/لیبرتی و گزارشهای امنیتی. کنگره.gov+1
