«مریم سنجابی؛ از اشرف تا هتل مهاجر و پروژهٔ هابیلیان و مهدی بختیاری»
مریم سنجابی؛ از اشرف تا هتل مهاجر و پروژهٔ هابیلیان و مهدی بختیاری Maryam Sanjabi — From Ashraf to Hotel Mohajer: The Habilian & Mehdi Bakhtiari Project — Part 1
این پرونده بهصورت مستند روندمزدوری مریم سنجابی از اشرف، انتقال او به بغداد و قرار گرفتن در چرخهٔ «تخلیهٔ اطلاعاتی/خالصسازی» وزارت اطلاعات را بررسی میکند؛ چرخهای که با مدیریت رسانهای شبکهٔ هابیلیان و نقشآفرینی مهدی بختیاری تکمیل شد و سپس در قالب تولیدات تبلیغاتی همسو (تسنیم، وطن امروز و…) بازتولید گردید.
زندگینامهٔ فشرده و مسیر مزدوری
مریم سنجابی از دههٔ ۱۳۸۰ در بخشهایی از ساختار تشکیلاتی مستقر در اشرف حضور داشت. پس از تشدید فشارهای امنیتی دولت وقت عراق و عملیات هماهنگ سپاه قدس و وزارت اطلاعات علیه اشرف، او از قرارگاه خارج شد و در بغداد در اختیار نهادهای وابسته به رژیم قرار گرفت. از این نقطه، روند «تخلیهٔ اطلاعاتی» و «مهندسی موضع» او آغاز شد.
ورود وزارت اطلاعات: تخلیهٔ اطلاعاتی و مهندسی موضع
در بغداد، سنجابی به چرخهای هدایت شد که هدفش گردآوری جزئیات تشکیلاتی و ساختن روایتهای هماهنگ رسانهای بود. «هتل مهاجر» نقش محل واسط را ایفا میکرد؛ جایی برای مدیریت رفتوآمدها، مصاحبهها و تنظیم سناریوهای روایی. در این مرحله، سنجابی از «شاهد» به «ابزار تبلیغاتی» تغییر نقش داد.
پروژهٔ هابیلیان و مهدی بختیاری
پس از خروج سازمانیافته از اشرف، خط رسانهای سنجابی به شبکهٔ هابیلیان متصل شد. محمدجواد هاشمینژاد (هابلیان) و مهدی بختیاری (وابسته به سپاه/رسانههای همسو) محور «خالصسازی» روایی را برعهده گرفتند: تنظیم پرسشها، انتخاب گزارهها و تولید محتوای یکنواخت با کلیدواژههای معروف «رهایی از فرقه/بازگشت به زندگی». این خط بهسرعت در رسانههای امنیتی (از جمله تسنیم و وطن امروز) بازنشر شد.
«تغییر جایگاه از فرد جداشده به مُبلغِ روایت امنیتی، همان نقطهٔ پیوند پروژهٔ هابیلیان با سنجابی است.»
ویترین رسانهای: نشستها و بازتولید هماهنگ
حضورهای رسانهای در تهران (از جمله نشستهای تسنیم) نقش ویترین را داشت: القای اعتبار ساختگی، ضبط مصاحبههای هدایتشده و تبدیل گزارههای اطلاعاتی به «روایت شخصی». این الگو با نمونههای مشابه (همراهی ابراهیم خدابنده و دیگر مهرههای انجمن نجات) همخوان است و نشان میدهد چرا خروجیها از نظر ادبیات و قاببندی یکشکلاند.
هدف پروژه: مشروعسازی سرکوب و شیطانسازی
هدف اصلی، ساختن «نمونهٔ زن جداشده» برای توجیه عملیات روانی علیه مقاومت و تطهیر خشونت حکومتی بود. با اینحال، همسویی افراطی روایتها با رسانههای امنیتی و تناقضهای درونمتنی، اعتبار پروژه را نزد افکار عمومی فرسوده کرد.
جمعبندی (قسمت ۱)
پروندهٔ سنجابی یک نمونهٔ شاخص از مهندسی «اعتراف/اعترافنما» توسط وزارت اطلاعات و بازوی رسانهای آن است. در قسمت دوم، به نقش مستقیم سپاه قدس، جزئیات پیوند با رسانههای همسو، و کالبدشکافی ادعاهای کلیدی در خروجیهای رسمی (از جمله کتاب و مصاحبهها) میپردازیم.
**«شمالِ تحریفشده افشای مستند و فصلبهفصلِ کتاب جبهه شمالیِ پاسدار مهدی محمدیفرد فصل ۱»**؛
/ بیان دیدگاه / ویرایش

مقدمهٔ فصل «جبههٔ شمالی» برای کتاب خروش جنگل
شمالِ تحریفشده افشای مستند و فصلبهفصلِ کتاب جبهه شمالیِ پاسدار مهدی محمدیفرد فصل ۲
/ بیان دیدگاه / ویرایش

جبههٔ شمالی، فقط یک درگیری محلی یا چند عملیات پراکنده نبود؛
بلکه تمرکز همهجانبهٔ دستگاه سرکوب خمینی علیه یکی از گستردهترین مقاومتهای سازمانیافته در سراسر شمال کشور بود.
از قائمشهر تا رامسر، از رضوانشهر تا آمل و منگلم—درختان جنگل شاهد جنگی بودند که رژیم آن را «امنیتی» نام گذاشت،
اما در حقیقت جنگ داخلی تحمیلی خمینی علیه خلق و مجاهدین بود.
**پرونده ممنوعه شمال -جنگ داخلی خمینی در جنگلهای شمال؛ از قائمشهر، رامسر و رضوانشهر تا آمل و منگلم —بازخوانی اسناد رسمی و اعترافات امنیتی سپاه**
/ بیان دیدگاه / ویرایش
بدنه فصل.
بخش ۱
آغاز جنگ داخلی خمینی در شمال – لحظهای که «امنیت» کنار رفت و «سرکوب ملی» آغاز شد
جنگ شمال از روزی شروع نشد که چند نفر به جنگل رفتند.
از لحظهای آغاز شد که خمینی فهمید:
«شمال ایران—غلبهگاه مقاومت است.»
**«بناب؛ شهر کوچک، پیشتاز بزرگ روایت سیاوش سیفی و شهیدان مجاهد خلق آذربایجان»**
/ بیان دیدگاه / ویرایش

مقدمهٔ کتاب
«بناب؛ شهر کوچک، پیشتاز بزرگ
روایت سیاوش سیفی و شهیدان مجاهد خلق آذربایجان»**
آذربایجان همیشه زادگاه آتشفشانهای اجتماعی بوده است—
از مشروطه تا انقلاب ضدسلطنتی،
و از مقاومت ۳۰ خرداد تا جنگلهای مازندران و کردستان.
اما در دل این تاریخ عظیم،
شهری کوچک و کمنام،
شکوهی آفرید که کمتر دربارهاش گفته شده:
بناب — شهر کوچک، پیشتاز بزرگ
بیانیة چهل و چهارمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران فصل سوم پروژة شوم بمب اتمی طناب دار رژیم ولایت فقیه ،غنیسازی برای حفظ نظام و سلطنت مطلقة خامنهای:
۲۰- در سال 1404 که مصادف با دهمین سال توافق برجام و سررسید مهلت ده سالة آن است، مسألة اتمیRead More
یکی روبهی دید بیدست و پای
روبه بیدست و پا و گرگ نقدی تحلیلی بر پایه طنز از همزیستی سلطنت بیدست و پا در زیر عبایRead More
بیانیة چهل و چهارمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران فصل دوم:
شکست خامنهای در قمار جنگافروزی فروپاشی عمق استراتژیک رژیم ولایت فقیه ۱۲- طی یکسال گذشته و با شکست خامنهای درRead More
بیانیة چهل و چهارمین سالگرد تأسیس شورای ملی مقاومت ایران فصل اوّل
: ولایت خامنهای در بحران و بنبست چالش مداوم در هرم قدرت در دوران پسارئیسی چهل و چهارمین سال حیاتRead More
«انجمن نجات» نه یک گروه خانوادگی است، نه یک نهاد مستقل بلکه شعبهٔ رسمی وزارت اطلاعات و سپاه قدس برای جنگ روانی، پروندهسازی، نفوذ و سرکوب است.**؛
سه پروندهٔ پیشین—including معرفی زوج امنیتی (شماره ۱)، نقش حامد صرافپور (شماره ۲) و عملکرد زهرا میرباقری (شماره ۳)—یک حقیقتRead More
«زهرا سادات میرباقری؛ ابزار تبلیغاتی و پروندهسازی وزارت اطلاعات – Zahra Sadat Mirbagheri; Propaganda Asset & Case-Fabrication Agent of MOIS – Zahra Sadat Mirbagheri; Instrument de Propagande du Ministère du Renseignement»
زهرا سادات میرباقری یکی از شناختهشدهترین بریده–مزدوران وزارت اطلاعات و پروژهٔ ویژهٔ سپاه قدس است؛ فردی که پس از جداییRead More
«حامد صرافپور؛ مأمور رسمی وزارت اطلاعات و اعترافکننده به مزدوری – Hamed Sarrafpour; Official Agent of Iran’s Intelligence Ministry – Hamed Sarrafpour; Agent Officiel du Ministère du Renseignement Iranien»
«حامد صرافپور؛ مأمور رسمی وزارت اطلاعات و اعترافکننده به مزدوری حامد صرافپور یکی از شناختهشدهترین مأموران وزارت اطلاعات است که
