افشاگری‌ها

تاریخچه ای عبرت آموز ومقاومتی بزرگ وخونین وطولانی قسمت دومخمینی چه می‌خواست و کجا سد شد؟ قسمت دوخمینی چه می‌خواست و کجا سد شد؟

خمینی چه می‌خواست و کجا سد شد؟

در شمارهٔ اول گفتیم ولایت فقیه پروژهٔ «قیمومت بر انسان» بود.
اما این نظریه، برای تثبیت، فقط به قانون اساسی نیاز نداشت؛
به حذفِ عملیِ بدیل نیاز داشت.

سؤال این است:
روح‌الله خمینی دقیقاً چه می‌خواست بکند؟
و کجا با سد برخورد کرد؟


خمینی دزد بزرگ انقلاب در غیبت رهبران جنبشهای انقلابی ومردمی که در زندان شاه بودند

۱. مهندسی یک‌دست‌سازی قدرت

پس از ۱۳۵۷، خمینی به‌دنبال ساختن «نظامی بی‌رقیب» بود.
در نگاه او، انقلاب نه برای تکثر سیاسی، بلکه برای استقرار «حکومت اسلامی» بود؛
حکومتی که در آن، مشروعیت نهایی نه از رأی مردم، بلکه از «فقیه» ناشی می‌شود.

برای تحقق این هدف، چند گام اساسی برداشته شد:

  • انحصار رسانه و بستن مطبوعات مستقل
  • حذف تدریجی نیروهای غیرهمسو از نهادهای رسمی
  • تشکیل نهادهای موازی امنیتی و انقلابی
  • تعریف مخالف به‌عنوان «ضدانقلاب» یا «مفسد»

در چنین فضایی، وجود یک نیروی سازمان‌یافته با پایگاه اجتماعی،
برای پروژهٔ ولایت فقیه، یک تهدید راهبردی بود.


۲. ظرفیت و مدارا؛ یک فرصت از دست‌رفته

در سال‌های نخست، مجاهدین تلاش کردند در چارچوب فعالیت علنی، سیاسی و قانونی حرکت کنند:

  • حضور در انتخابات
  • فعالیت مطبوعاتی
  • برگزاری تجمعات
  • تأکید بر آزادی بیان و حقوق سیاسی

این رویکرد، به‌معنای تلاش برای جلوگیری از تقابل خونین بود.
اما در منطق قیمومت، «هم‌زیستی» با بدیل ممکن نیست.

خمینی دزد بزرگ انقلاب ضد سلطنتی مردم ایران چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا

چرا؟

چون بدیل سازمان‌یافته،
به مردم نشان می‌دهد که گزینه‌ای دیگر وجود دارد.
و همین، پایهٔ انحصار ایدئولوژیک را متزلزل می‌کند.


۳. نقطهٔ گسست؛ از رقابت سیاسی تا سرکوب

از ۱۳۵۸ به‌بعد، روند حذف شدت گرفت:

  • حمله به دفاتر
  • بازداشت گسترده
  • بستن رسانه‌ها
  • محدودسازی تجمعات
  • فضای تهدید دائمی

سرانجام، تقابل وارد مرحله‌ای شد که دیگر اختلاف سیاسی نبود؛
بلکه «حذفِ سازمان‌یافته» بود.

در این مرحله،
پروژهٔ ولایت فقیه به این جمع‌بندی رسید:

برای تثبیت قیمومت،
باید نیرویی که “انسانِ مستقل” را نمایندگی می‌کند،
از صحنه خارج شود.


۴. چرا این تقابل ناگزیر شد؟

خمینی می‌خواست چه بسازد؟

یک نظام تک‌صدایی،
با اطاعت عمودی،
و بی‌بدیل.

اما آنچه رخ داد،
ایستادگی نیرویی بود که حاضر نشد در نظم قیمومت ادغام شود.

در اعتراف‌های رسمی سال‌های بعد نیز بارها تکرار شد که
«در برابر امام ایستادند و کوتاه نیامدند.»

این جمله، بیش از هر تحلیل، نشان می‌دهد تقابل بر سر چه بود:

نه بر سر سهم قدرت؛
بلکه بر سر تعریف انسان و حق انتخاب.


۵. نتیجهٔ مرحلهٔ دوم

تا پایان دوران خمینی، پروژهٔ حذف کامل تحقق نیافت.
هزینه‌ها سنگین شد.
سرکوب گسترده شد.
اما بدیل از صحنه محو نشد.

اینجا، حاکمیت به مرحله‌ای رسید که برای تثبیت کامل قیمومت،
باید وارد فازهای سخت‌تر می‌شد.

این مسیر، در سال‌های بعد،
به اوج‌های خونین رسید.


در شمارهٔ ۳ بررسی می‌کنیم:

  • سید علی خامنه‌ای چگونه همان پروژه را امنیتی و نهادینه کرد؟
  • چگونه قیمومت فقهی به دولت امنیتی دائمی تبدیل شد؟
  • و چرا با وجود سرکوب، بدیل حذف نشد و به صحنهٔ بین‌المللی منتقل شد؟

شهرام بهزادی

Leave a Reply

Discover more from افشای یاران شیطان

Subscribe now to keep reading and get access to the full archive.

Continue reading