سی خرداد(۳۰ خرداد) ۱۳۶۰؛ لحظهٔ گسست -الحاقیه به شمارهٔ ۲خمینی چه میخواست و کجا سد شد؟

خمینی چه میخواست و کجا سد شد؟ خمینی بزرگترین بلیه تاریخ ایران زمین
تا پیش از ۳۰ خرداد، تقابل هنوز در سطح سیاسی بود.
مطبوعات بسته شده بودند، دفاتر مورد حمله قرار گرفته بودند،
اما هنوز امکان فعالیت علنی کاملاً مسدود نشده بود.
سازمان مجاهدین خلق ایران
در آن مقطع تلاش میکرد در چارچوب فعالیت علنی و سیاسی بماند.
مسعود رجوی
بارها بر ضرورت آزادیهای سیاسی، رعایت قانون و حق انتخاب مردم تأکید کرده بود.
اما خمینی تصمیم خود را گرفته بود.
حذف مرحلهبهمرحله
پیش از ۳۰ خرداد:
- نامزد ریاستجمهوری مجاهدین رد صلاحیت شد
- حملات خیابانی سازماندهی شد
- دفاتر بسته شد
- نیروها بازداشت شدند
- فضای رسانهای یکدست شد
هدف روشن بود:
بدیلِ سازمانیافته نباید در صحنه بماند.
۳۰ خرداد؛ پایان توهم همزیستی

۳۰خرداد تظاهرات برای جلوگیری از حذف بنی صدر وجلوگیری ازکودتا برای یکدست کردن حکومت
در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰،
تظاهراتی که بهصورت علنی و سیاسی برگزار شده بود،
به گلوله بسته شد.
این لحظه،
نقطه عبور نظام از حذف سیاسی به حذف خونین بود.
پس از آن:
- موج گسترده بازداشتها آغاز شد
- اعدامهای فوری در تابستان ۶۰ شدت گرفت
- زندانها پر شد
- و فضای کشور وارد فاز امنیتی کامل شد
از این نقطه به بعد،
تقابل دیگر قابل بازگشت نبود.
چرا ۳۰ خرداد مهم است؟
زیرا نشان میدهد:
پروژه حذف،
پاسخ به یک «شورش مسلحانه» نبود؛
پاسخ به یک بدیل سازمانیافته سیاسی بود.
حاکمیت تحمل حضور آلترناتیو مستقل را نداشت.
و از همان روز، مسیر بهسوی دهه خونین ۶۰ هموار شد.
پیوند با قتلعام ۶۷

سی خرداد ۱۳۰وبرگبار بستن تظاهر کنندگان
وقتی در تابستان ۶۷ فرمان اعدام «بر سر موضعها» صادر شد،
آن فرمان، ادامه منطقی ۳۰ خرداد بود.
آنچه در خیابان با گلوله آغاز شد،
در زندان با طناب دار تکمیل شد.

زندان اوین در دهه ۶۰ و بخصوص سال ۶۷ به فتوای خمینی به یک قتل گاه تبدیل شد
شهرام بهزادی
