تاریخچه ای عبرت آموز ومقاومتی بزرگ وخونین وطولانی قسمت سوم – سال ۱۳۶۰سال تا ۱۳۶۷؛ مهندسی حذف و دریای خون

زندان اوین در دهه ۶۰ و۶۷ به فتوای خمینی به یک قتل گاه تبدیل شد
میان پایان حاکمیت خمینی و استمرار آن توسط خامنهای،
فقط یک انتقال قدرت نبود؛
یک نسلکشی سیاسی قرار داشت.
از ۱۳۶۰ تا تابستان ۱۳۶۷، پروژهٔ ولایت فقیه از «سرکوب» عبور کرد
و وارد مرحلهٔ حذف فیزیکی سازمانیافته شد.

۱۳۶۰سال تا ۱۳۶۷؛ مهندسی حذف و دریای خون زندان اوین قتل گاه مجاهدین
۱. زمینهسازی؛ تصمیمی خلقالساعه نبود
بر اساس اسناد و شهادتها، قتلعام ۶۷ یک تصمیم ناگهانی نبود.
ماهها پیش از اجرای آن، زندانیان طبقهبندی شدند، بازجوییهای مجدد آغاز شد، و اصطلاحاتی مانند «اتمامحجت» و «تعیین تکلیف نهایی» در زندانها تکرار میشد
قتل عام ۶۷ کانون حقوق بشر
.
در همان سالها، بازماندگان شهادت دادهاند که از ماهها قبل فضا برای یک تصفیهٔ بزرگ آماده میشد
قتل عام ۶۷ کانون حقوق بشر
.
این یعنی حذف،
یک تصمیم راهبردی نظام بود.
۲. فتوای خمینی؛ عبور رسمی از مرز جنایت
در تابستان ۱۳۶۷، پس از پذیرش قطعنامه جنگ،
روحالله خمینی با فتوایی صریح دستور داد زندانیانی که «بر سر موضع» هستند اعدام شوند.
هیأتهایی که بعدها به «هیأت مرگ» معروف شدند،
در محاکماتی چند دقیقهای،
هزاران زندانی را به چوبه دار سپردند.
گزارشهای منتشرشده نشان میدهد که بیش از ۳۰ هزار زندانی سیاسی کشته شدند و بیش از ۹۰ درصد آنان از اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق بودند
ایران؛ تازه ترین اسناد قتلعام …
.
در این روند:
- محاکمهها چند دقیقهای بود
- اعترافات اجباری معیار بود
- شکنجه سیستماتیک بود
- دفنها مخفیانه انجام شد
- خانوادهها از اطلاعرسانی محروم شدند
قتل عام دهه ۶۰ وگزارش جاوید رحم…
۳. گزارش جاوید رحمان؛ تبدیل روایت به سند حقوقی
جاوید رحمان در آخرین گزارش خود به شورای حقوق بشر سازمان ملل،
کشتار دهه ۶۰ و تابستان ۶۷ را «جنایت علیه بشریت» توصیف کرد و خواستار سازوکار بینالمللی تحقیق و پاسخگویی شد
قتل عام دهه ۶۰ وگزارش جاوید رحم…
.
در این گزارش تأکید شده است:
- اعدامها گسترده و سیستماتیک بودهاند
- شکنجه و ناپدیدسازی اجباری بهطور وسیع استفاده شده
- بسیاری از قربانیان پیش از اعدام تحت شکنجه شدید قرار گرفتند
- مقامات مسئول همچنان در مناصب قدرت هستند
قتل عام دهه ۶۰ وگزارش جاوید رحم…
این نقطه بسیار مهم است:
قتلعام ۶۷ دیگر صرفاً یک روایت سیاسی نیست؛
یک پرونده حقوقی بینالمللی است.
۴. چرا این قتلعام رخ داد؟
قتلعام فقط انتقام نبود.
یک پیام سیاسی بود:
ولایت فقیه برای بقای خود،
آماده است مخالف سازمانیافته را بهطور کامل حذف کند.
پذیرش آتشبس جنگ،
نیاز به سرکوب هر صدای اعتراضی داشت.
جامعه باید در شوک فرو میرفت.
و بهترین ابزار برای ایجاد شوک،
نسلکشی سیاسی بود.
۵. انتقال قدرت بر شانههای خون
سال ۱۳۶۸،
سید علی خامنهای رهبر شد.
اما رهبری او بر خاکستر یک سرکوب عادی شکل نگرفت؛
بر شانههای یک قتلعام شکل گرفت.
عاملان هیأتهای مرگ:
- در قوه قضاییه ماندند
- در دولت بالا رفتند
- در ساختار امنیتی تثبیت شدند
فرهنگ مصونیت از مجازات نهادینه شد
قتل عام دهه ۶۰ وگزارش جاوید رحم…
.
۶. نتیجهٔ مرحلهٔ سوم تقابل
ولایت فقیه در این مقطع نشان داد:
اگر بدیلِ سازمانیافته تسلیم نشود،
پاسخ، حذف فیزیکی است.
اما با وجود این دریای خون،
بدیل از صحنه حذف نشد.
پرونده به صحنه بینالمللی رفت.
قطعنامهها صادر شد.
جنبش دادخواهی شکل گرفت.
و مقاومت به مرحلهای دیگر منتقل شد.
در شمارهٔ ۴ میپردازیم به:
- خامنهای چگونه این فرهنگ حذف را نهادینه کرد؟
- چگونه دولت امنیتی دائمی ساخت؟
- چرا با وجود سرکوب، آلترناتیو باقی ماند؟
- و چگونه اعترافهای رسمی خود رژیم به این تقابل بازمیگردد؟
شهرام بهزادی
