اسناد طرحها و توطئههای «سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامی »
كميسيون امنيت و ضد تروريسم
شوراي ملي مقاومت ايران
* اسناد طرحها و توطئههاي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي رژيم آخوندي
* كميسيون امنيت و ضد تروريسم شوراي ملي مقاومت ايران
* ناشر:ايران كتاب
* تاريخ انتشار: بهمن ماه 1377
* بها:معادل 3دلار
فهرست كتاب
پيش گفتار
فصل اول ـ تاريخچه
فصل دوم ـ سازماندهي
فصل سوم ـ جنگ رواني عليه مجاهدين
فصل چهارم ـ تشكيل سمينارهاي فرمايشي
فصل پنجم ـ طرح مشترك سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و وزارت اطلاعات
فصل ششم ـ تشكيل كانونها و انجمنهاي فرهنگي براي نفوذ در ميان ايرانيان خارج از كشور
فصل هفتم ـ گزارشهاي دروني درباره اعتلاي مقاومت ايران و شكست تبليغات رژيم، بعد از معرفي رئيس جمهور برگزيدهٌ مقاومت
* ناسازگاريهاي بنيادين دو مكتب همنام (دكتر منوچهرهزارخاني)
پيش گفتار
رژيم خميني از اولين روزهاي غصب حاكميت مردم، سركوب آزاديها و مقابله با پيشگامان و پيشاهنگان آزادي را در دستور كار قرار داد و در اين راستا به روشها و شيوههايي متوسل شد كه مهمترين ويژگي آن دجاليت و دروغ و ريا بود. دروغ و دجاليت مبناي جنگ رواني رژيم عليه مجاهدين بود كه خميني شخصاً آن را پايهگذاري كرد. به عنوان مثال: هنگامي كه شكنجه گسترده مجاهدين و ميليشيا موج اعتراض اجتماعي وسيعي عليه رژيم را برانگيخت، خميني به تشكيل هيأتي براي بررسي «شايعه» شكنجه تن داد. اما پس از دريافت گزارش اين هيأت ـ كه در اظهارات علني خود، وجود شكنجه را ولو به صورت محدود، پذيرفته بودند ـ خميني، با وقاحتي بيسابقه و دور از انتظار اعلام كرد، مجاهدين خودشان، خودشان را شكنجه ميكنند تا جمهوري اسلامي را بدنام نمايند.
خميني و بهشتي در زمان حيات خود، جنگ رواني عليه مجاهدين را شخصاً هدايت ميكردند و آن را به عنوان مكمل شكنجه و سركوب، مصلحت نظام و وظيفه شرعي دانسته و ارگانهاي مختلف ارتجاع را بر اساس آن كوك ميكردند.
هر بار كه دسته هاي چماقدار، يكي از مراكز و دفاتر مجاهدين در شهرهاي مختلف را مورد حمله قرار داده و آن را به اشغال خود در ميآوردند، امام جمعه هاي مرتجع و دستگاههاي تبليغاتي رژيم در باره فلان وسائل «قبيحه» و مواد مخدر و مشروبات الكلي و … كه به ادعاي آنان در اين مراكز كشف شده بود، به تبليغات بيشرمانه ميپرداختند.
شروع درگيري نظامي بين رژيم و مقاومت انقلابي مسلحانه، از شدت و حدت جنگ رواني رژيم عليه مقاومت، چيزي كم نكرد و همواره به عنوان مكمل سركوب نظامي، توسط رژيم و ارگانهاي مختلف آن به كار گرفته مي شد. به ويژه پس از آتشبس و عمليات كبير فروغ جاويدان، كه ارتش آزادي را بيمه كرد و رژيم را از هرگونه راه حل نظامي براي نابود كردن مقاومت مأيوس نمود، جنگ رواني به طور سيستماتيك در دستور كار بالاترين ارگان امنيتي رژيم ـ شورايعالي امنيت ـ قرار گرفت و ارگان خاصي ـ به نام كميته فرهنگي ـ به آن اختصاص يافت.
انتخاب و معرفي خانم مريم رجوي رئيس جمهور برگزيده مقاومت و سفر ايشان به فرانسه، موجب جهشي عظيم در فعاليتهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي مقاومت گرديد و با استقبال و حمايت گسترده هموطنانمان در داخل و خارج كشور مواجه شد. استقبالي كه در فعاليتهاي سراسري نيروهاي مقاومت در شهرهاي سراسر ايران و در گردهماييهاي بزرگ و بيسابقهٌ مقاومت در كشورهاي مختلف جهان بازتاب يافت.رژيم آخوندي كه پيشاپيش در برابر كارآيي سلاح استراتژيك مقاومت به شدت احساس خطر كرده بود، مقابله با آن را بلافاصله با پرتاب نارنجك به سفارت فرانسه در تهران و جمعآوري انواع طومارها و سيل تبليغات ديوانهوار در رسانههايش آغاز كرد و تا ارسال توپ غول پيكر320ميليمتري براي هدف قراردادن اقامتگاه رئيس جمهور برگزيده مقاومت در پاريس پيش رفت.
مقابله سياسي – اطلاعاتي، با سازمان دادن طرحها و توطئههاي مختلف براي خنثي كردن پيشرفتهاي مقاومت در خارج كشور و بهطور خاص دور كردن ايرانيان از اطراف مجاهدين و بازداشتن آنها از حمايت مقاومت، از طريق ارگانهاي خاصي كه به همين منظور سازمان يافته بود، صورت ميگرفت.
در همين رابطه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در اسفند سال73، با صدور فرماني از سوي خامنهاي تشكيل شد تا فعاليت ارگانهاي مختلف رژيم در خارج كشور عليه مقاومت را، متمركز نمايد. اين سازمان كه توسط بزرگترين بنياد مالي رژيم (بنياد مستضعفان) پشتيباني ميشود، مانند اختاپوس، با همكاري سه وزارتخانهٌ عمده رژيم – وزارت فرهنگ و ارشاد، وزارت اطلاعات و وزارت خارجه – و چندين ارگان صدور بنيادگرايي، طرحها و توطئههاي خود را در خارج كشور، پيش ميبرد. ارگانهايي كه وظيفهٌ همهٌ آنها «حفظ نظام» از طريق فعاليت در خارج از مرزهاي ايران است.
اما با همه اين طرحها و توطئهها، گزارشهاي دروني اين سازمان، كه آخرين فصل كتاب حاضر را تشكيل ميدهد، به شكست طرحها و توطئههاي رژيم و رشد و اعتلاي روزافزون مقاومت ايران، اعتراف كرده و نگراني خود را از خطري كه تماميت رژيم را تهديد ميكند، اعلام كرده و درخواست چارهجويي نموده است.
كميسيون امنيت و ضدتروريسم شوراي ملي مقاومت ايران بهمنظور خنثينمودن طرحها و توطئههاي سياسي، فرهنگي، اطلاعاتي و تروريستي رژيم آخوندي در خارج كشور، براي اولين بار طي يك سلسله گزارشها، اسناد طرحها و توطئههاي «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي»، بهمثابه طراح توطئههايمختلف عليه مقاومت ايران در خارج كشور را افشا نموده است. اين اسناد كه در 7 شمارهٌ نشريه مجاهد به چاپ رسيد، شامل بخشي از اسناد به دست آمده از درون رژيم است كه طرحها و توطئههاي رژيم عليه مقاومت و مجاهدين و ايرانيان در خارج كشور را در بر ميگيرد.
ابراهيم ذاكري
مسئول كميسيون امنيت و ضد تروريسم شوراي ملي مقاومت ايران
بهمن ماه 1377
فصل اول ــ تاريخچه
تاريخچه
«كميته فرهنگي» براي حفظ امنيت ملي!
شورايعالي امنيت رژيم، كه در سال 68تشكيل شد، به عنوان بالاترين ارگان تصميم گيرنده «نظام»، طبق متمم قانون اساسي، «پاسداري از تماميت ارضي و حاكميت ملي و تعيين سياستهاي دفاعي ـ امنيتي و نيز بهرهبرداري از امكانات مادي و معنوي كشور، براي مقابله با تهديدات داخلي و خارجي» را بر عهده دارد. صرفنظر از عبارتپردازي عوامفريبانه، وظيفه شورايعالي امنيت رژيم، حفظ امنيت آخوندهاي حاكم از طريق به خدمت گرفتن همه امكانات موجود، يعني اعدام، سركوب، شكنجه، جاسوسي، جعل خبر و جنگ رواني، صدور بنيادگرايي و تروريسم و جنگ است.
با توجه به وظائف فوق، مجاهدين، ارتش آزاديبخش و فعاليتهاي مقاومت ايران، همواره اصليترين موضوع مورد بحث در اين شورا، از بدو تأسيس آن بوده است.
پس از شكست رژيم در توطئهيي كه در بحران كويت و با سوءاستفاده از شرايط حاكم بر عراق به منظور بلعيدن اين كشور و جمع كردن ارتش آزاديبخش تدارك ديده بود، سران رژيم در شورايعالي امنيت به اين نتيجه رسيدند كه از طريق نظامي قادر به رويارويي با مجاهدين و مقاومت ايران نيستند و به همين دليل با تشكيل «كميتهٌ فرهنگي» در شورايعالي امنيت، اجراي طرحهاي اطلاعاتي ـ امنيتي را در دستور كار قرار دادند. اولين كميتهٌ فرهنگي پائيز سال 70 به رياست آخوند خاتمي وزير ارشاد وقت و با حضور وزيران اطلاعات و خارجه، تشكيل گرديد. تشكيل كميته «فرهنگي»! براي تأمين «امنيت»! ملي عجيب و شايد هم مسخره به نظر ميرسد. اما واقعيت اينست كه در پشت اين ترفند آخوندي يك توطئه رذيلانه نهفته بود و آن پيش بردن طرحهاي جاسوسي و تروريستي و روشهاي جنگ رواني و خريدن نشريات و نفوذ در رسانههاي خبري و گروهها و انجمنهاي فعال در خارج كشور، درقالب فعاليتهاي فرهنگي بود.
به اين ترتيب آخوندها با سوءاستفاده از نام فرهنگ، در پي طراحي پليدترين اقدامات ضدبشري خود عليه ايرانيان مقيم خارج و مقاومت انقلابي بودند. مقاومت ايران بارها نسبت به دستهاي پنهان در پس برخي فعاليتهاي مشكوك مطبوعاتي و فرهنگي، هشدار داده است اما در اين گزارش مشروح و مستند، ما با استناد به مدارك و اطلاعاتي از درون رژيم اين دستهاي پنهان را نشان خواهيم داد و روشن خواهيم نمود كه چگونه در پشت برخي فعاليتهاي فرهنگي و مطبوعاتي و هنري، يا برگزاري سمينارهايي حول مسائل ملي و… دستهاي پليد ارگانهاي جاسوسي و تروريستي و امنيتي رژيم پنهان است.
هدفهاي«كميته فرهنگي»!
1ـ بزك كردن چهره رژيم در خارج كشور و شكستن انزواي مطلق رژيم در بين ايرانيان و مجامع حقوق بشري
2 ـ سرمايه گذاري روي بازگشت گسترده ايرانيان و متخصصين، به ايران تحت حاكميت آخوندها
3ـكشاندن پناهندگان سياسي به داخل كشور بهمنظور استخدام نفوذي از ميان آنها و بازگرداندن آنان به ميان پناهندگان
4ـ وانمود كردن به كشورهاي ميزبان كه «در ايران خطري براي پناهندگان وجود ندارد»، به منظور سخت كردن شرايط پناهندگي در اين كشورها
5ـ سرمايه گذاري روي بريده مزدوران و سازماندهي آنها عليه مجاهدين
6ـ نفوذ در درون مجاهدين و ارتش آزاديبخش و گروههاي سياسي به منظور وارد نمودن ضربات نظامي و ايجاد فضاي يأس و انفعال و كشاندن آنها به سازش و بريدگي
اين كميته بر آن بود تا از طريق تبليغ بازگشت در ميان ايرانيان و پناهندگان سياسي در خارج كشور، يأس و انفعال و سرخوردگي را در ميان آنان رواج دهد تا به شورهزاري خشك تبديل شوند كه بذر مقاومت در آن نرويد. و مجاهدين و مقاومت را نيز از طريق جنگ رواني، نفوذ و سازماندهي بريده مزدوران متلاشي، يا حداقل تضعيف و بياثر نمايد.
در يك كلام شورايعالي امنيت كه پس از بحران كويت، از مؤثر بودن اقدامات نظامي رژيم در مقابله با مجاهدين مأيوس شده بود، با تشكيل كميته فرهنگي به رياست آخوند خاتمي، به اقدامات «فرهنگي»! براي تأمين «امنيت نظام» روي آورد.
سازماندهي «كميته فرهنگي»
كميته فرهنگي شورايعالي امنيت رژيم به رياست وزير ارشاد و عضويت نمايندگان سه وزارتخانهارشاد، اطلاعات و خارجه و سازمان خبرگزاري رژيم و نمايندهٌ خامنهاي، نماينده رئيسجمهور رژيم و دبير شوراي امنيت تشكيل گرديد. چارت سازماندهي آن را در صفحه مقابل ملاحظه ميكنيد.
وظائف ارگانهاي «كميته فرهنگي»
خبرگزاري: در اين كميته مسئوليت جنگ رواني عليه مقاومت، به خبرگزاري رژيم واگذار شد. خبرگزاري مأموريت يافت تا اخبار فعاليتهاي مربوط به سازمان اعم از داخل و خارج كشور را روزانه در بولتن ويژه سران بياورد. و از طرف ديگر با استفاده از متدهاي جنگ رواني به تحريف اخبار، با هدف زير سؤال بردن قدرت و مشروعيت مجاهدين، بپردازد. رئيس وقت خبرگزاري، نصيري اولين نماينده سازمان خبرگزاري در كميته فرهنگي بود و بعد از او تاكنون سرتيپ پاسدار وردي نژاد، رئيس سازمان خبرگزاري و عضو كميته فرهنگي بوده است.
وزارت ارشـــاد: در وزارت ارشاد سه معاونت به پيشبرد خطوط كميته فرهنگي اختصاص داده شد:
1- معاونت فرهنگي: اين معاونت مسئوليت پيشبرد تبليغات رژيم در خارج كشور در بين ايرانيان و مسلمانان ساير كشورها را بهعهده گرفت. احمد مسجد جامعي كه رياست اين معاونت را داشت جانشيني خاتمي در كميته فرهنگي شوراي عالي امنيت را نيز بهعهده گرفت. مسجد جامعي در حال حاضر نيز قائم مقام مهاجراني، وزير ارشاد خاتمي است.
2- معاونت مطبوعاتي و تبليغاتي: اين معاونت مسئوليت بهخدمت گرفتن نشريات فارسي زبان در خارج كشور، خريد خبرنگاران خارجي و پيشبرد خطوط جنگ رواني بهكمك امكانات تبليغاتي در داخل و خارج كشور عليه مقاومت را بهعهده دارد.
3- معاونت امور سياحتي و زيارتي: معاونت امور سياحتي و زيارتي كه تا تشكيل كميته فرهنگي مسئوليت مركز فرهنگي ايرانيان را در كشورها با هدف جذب توريسم بر عهده داشت، مسئوليت تبديل اين مراكز را به مراكز جذب ايرانيان و پيشبرد خط بازگشت بهعهده گرفت.
وزارت خارجـــه: وزارت خارجه شرايط سياسي لازم براي فعاليت وزارت اطلاعات و وزارت ارشاد را در خارج فراهم ميكند. سفارتخانه هاي رژيم، مأمورين وزارت اطلاعات را بهعنوان ديپلومات در كنسولگريها براي جذب ايرانيان به كار ميگمارند. كنسول رژيم اغلب از عناصر وزارت اطلاعات است يا در ارتباط هماهنگ با مأموران اطلاعاتي رژيم در سفارت، فعاليت ميكند. در كشورهاي كوچكتر مثل نروژ سفير يا كاردار شخصاً مسئوليت جذب ايرانيان را بهعهد دارد.
وزارت اطلاعـــات: نفوذ در درون مجاهدين و ساير گروهها و استخدام و به كارگيري بريدهها، به وزارت اطلاعات واگذار شد.
چندنمونه از فعاليتهاي «كميته فرهنگي»
نمونه 1، عمليات رواني عليه مجاهدين: از اولين اقدامات «كميته فرهنگي» به راه انداختن يك جنگ رواني با استفاده از تعدادي از اسيران جنگي و پناهندگان ايراني در اردوگاه رمادي عراق كه به ايران بازگشته بودند و ساختن خبر جعلي «بازگشت59تن از اعضاي سازمان منافقين به ايران» در ديماه سال 70بود.
رژيم در اين طرح با به راه انداختن تبليغات دروغين و مراجعه به خانواده مجاهدين آنها را تحت فشار ميگذاشت و با كشاندن اين افراد به مراجع حقوق بشري و بينالمللي نظير صليب سرخ، براي برگرداندن برگ حقوق بشر، عليه مقاومت تلاش ميكرد. واقعيت پشت پرده را به نقل از بولتن محرمانه مجلس رژيم ميخوانيم:
سند شماره 1
منبع: بولتن شماره 31 مجلس 70/10/11
گزارشي در مورد بازگشت 59 نفر از سرخوردگان منافقين:
بدنبال بازگشت 59نفر از هواداران سرخورده و تواب منافقين به كشور كه خبر آن در رسانهها منتشر شد اين افراد پس از طي دوران قرنطينه جهت:
– بازگرداندن حدود 500نفر از بريدههاي مستقر در اردوگاههاي عراق
– درگير نمودن خانوادههاي وابسته به منافقين با تشكيلات بمنظور مسئلهدار نمودن آنها
– مشغولسازي تبليغات نفاق و دامن زدن به ريزش نيرو در منافقين
– خنثيسازي فعاليتهاي بينالمللي منافقين
اقدام به فعاليتهاي زير نمودند:
1 ـ ملاقات با نمايندگان صليبسرخ در دو مرحله و تشريح وضعيت پناهندگان در عراق و تقاضاي اقدام براي بازگشت ساير بريدهها
2 ـ مصاحبه دستجمعي با رسانههاي خبري
3 ـ ملاقات با خانوادههاي فراريان و ارائه اطلاعات به ايشان در رابطه با وضعيت فرزندانشان
4 ـ ملاقات با گاليندوپل
ملاحظـه: از افراد فوق 7نفر از هواداران تشكيلاتي سابقهدار، 28نفر از اسراي منافقين كه در عمليات متعددي كه منافقين طي سال 67 در نوار مرزي انجام دادند به اسارت درآمدند و 15نفر اسير جنگ كه در اردوگاههاي اسرا به منافقين پيوستهاند و مابقي اعضاي يك خانواده عرب 9نفره ميباشند كه در عراق پناهنده شده بودند
نمونه 2، اعزام شاهسوندي به خارج كشور: وزارت اطلاعات اعزام سعيد شاهسوندي، شاگرد جلاد اوين را كه با شكنجه زندانيان و زدن تير خلاص، وفاداريش به رژيم را در زندان اوين به اثبات رسانده بود، براي پيشبرد طرحهاي جاسوسي، تروريستي و جنگ سياسي، به خارج كشور اعزام نمود.
نمونه 3، به خدمت گرفتن ميانه بازان توسط وزارت اطلاعات: كميته فرهنگي با فرستادن يك مهره مخفي وزارت اطلاعات بهنام حجت حاج عليلو در سال 70 و 71 ضمن برقراري رابطه با عناصري نظير علي بابائي و رياحي در آلمان و مليحي در پاريس و حسيني در لندن و دادن قول آزادي املاك و دارائيهاي آنها در ايران، آنها را براي پيشبرد خط كار «كميته فرهنگي» و كمك به بريده مزدوران به منظور تبليغات عليه مجاهدين بهخدمت گرفت.
نمونه 4، ايجاد شبكه هاي راديو تلويزيوني در كشورهاي مختلف: كميته فرهنگي از سال70، شبكه هاي راديو – تلويزيوني را به عنوان يكي از مهمترين طرحهاي رژيم در خارج كشور، براي مقابله با فعاليتهاي مقاومت و تبليغ بازگشت به ايران، راهاندازي نمود.
مهمترين شبكه هايي كه رژيم در اين دوره ايجاد كرد، عبارتند از:
1ـ شبكه تلويزيوني آفتاب در آمريكا
2ـ شبكه نور و نوا در كانادا
3ـ شبكه سيماي نور در آلمان
4ـ ايجاد ارتباط و تغذيه شبكه مينياتور در سوئد و كشورهاي اسكانديناوي
5ـ گسترش و تقويت شبكه پيك در آمريكا
نمونه 5: دعوت از بقاياي شاه به شرط «همكاري»!: خاتمي در سال 70 با تصويب استرداد اموال بقاياي شاه كه حاضر به همكاري با اين كميته ميشدند و مختومه اعلام كردن پرونده آنان، راه را براي براي بازگشت آنها به زير حاكميت ملايان باز كرد.
فلاحيان در مهر 72 در سفري كه به آلمان داشت اعلام كرد: “ما در مجموع نسبت به ايرانيان در خارج كشور احساس مسئوليت ميكنيم و وزارت اطلاعات هيچ مخالفتي با بازگشت پناهندگان ندارد و به منظور ارائه سرويس متناسب با شرايط آنها، اقداماتي انجام شده و برنامههائي در دست اقدام است. ما با اغماض و چشمپوشي نسبت به عملكرد گذشته افراد قصد داريم موانع قانوني را به حداقل برسانيم.
هماكنون افرادي كه به نمايندگيهاي جمهوري اسلامي در خارج مراجعه ميكنند بدون هيچگونه موانعي امكانات لازم جهت بازگشت خود را دريافت ميكنند و… هماكنون ما شاهد هستيم، پناهندگاني كه به ايران باز ميگردند و از نزديك مسائل را ميبينند فوراً برداشتهاي قبلي خود را از دست داده و به يك جمعبندي ميرسند و به مثابه يك پيك خبري اوضاع را به خارج منتقل ميكنند”.
معرفي رئيس جمهور برگزيده مقاومت و بن بست «كميته فرهنگي»
معرفي رئيس جمهور مريم رجوي، در پائيز سال72، به مثابه سلاح استراتژيك مقاومت انقلابي و عزيمت ايشان به فرانسه، حاصل تلاشهاي چند ساله رژيم در خارج كشور را باطل كرد. براساس يك گزارش از درون رژيم، نماينده وزارت اطلاعات در نشست سالانه سفيران رژيم در كشورهاي اروپائي در مرداد73 در تهران گفته بود كه «ارزيابيها نشان ميدهد كه نيروهاي وابسته به منافقين از نظر كميت و كيفيت رو به رشد هستند» وافزوده بود كه «خطوط كميته فرهنگي پيشرفت كافي نداشته و به نتايج مطلوب نرسيده است».
سفيران رژيم نيز از عدم هماهنگي بين رايزن يا وابسته فرهنگي با سفير و مأمورين وزارت اطلاعات صحبت كردند. در اين سمينار ايجاد تمركز در كارهاي رايزن فرهنگي با سفير و نمايندگان وزارت اطلاعات مورد بحث و بررسي قرار گرفت .
فصل دوم ــ سازماندهي
تشكيل «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي»
در پايان سال 73، خامنهاي تمام ارگانهايي را كه در زمينه صدور بنياد گرايي به خارج، فعاليت داشتند و كليه ارگانهايي را كه در «كميتهٌ فرهنگي» براي مقابله با مقاومت و جذب ايرانيان خارج كشور فعاليت ميكردند، در يك سازمان واحد، به نام «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي»، ادغام نمود و با صدور فرماني، سرپرستي اين سازمان را به آخوند محمدعلي تسخيري، كه معاونت بينالملل دفتر خامنهاي را به عهده داشت و در رأس مهمترين ارگان بنيادگرايي (مجمع جهاني اهل بيت) بود، واگذار نمود.
خامنهاي در فرمان تأسيس اين سازمان نوشت: «با تشكيل اين نهاد مقدس نه تنها از فعاليت هاي موازي و تكراري و صرف هزينههاي اضافي جلوگيري به عمل خواهد آمد، بلكه ماموريت هاي فرهنگي و تبليغي در خارج از كشور كه بخش مهمي از رسالت بزرگ انقلاب اسلامي است با نظم و انسجام مطلوب درمسير اصلي خود تداوم خواهد يافت».
«سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي» از ادغام 5ارگان زير به وجود آمد:
1ـ مجمع جهاني اهل بيت كه دبيركل آن آخوند محمدعلي تسخيري است. اين مجمع هماكنون با حفظ استقلال نسبي به عنوان يكي از ارگانهاي «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي» به كار خود ادامه ميدهد.
2ـ مجمع التقريب المذاهب الاسلاميه، كه سرپرست آن آخوند واعظ زاده خراساني است. اين مجمع نيز به عنوان يكي از ارگانهاي سازمان جديد به كار خود ادامه مي دهد.
3ـ سازمان تبليغات اسلامي كه در معاونت تبليغات سازمان جديد ادغام شد.
4ـ دفتر تبليغات اسلامي قم كه در معاونت تبليغات سازمان جديد در اداره كل اعزام مبلغ ادغام گرديد.
5ـ معاونتهاي وزارت ارشاد:
فعاليتهاي سه معاونت وزارت ارشاد، كه امور ايرانيان خارج كشور را دنبال ميكردند، به سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي منتقل شد. اين سه معاونت عبارتند از: معاونت بينالملل، كه رياست آن به عهده علي جنتي بود و مسئوليت رايزنان فرهنگي را به عهده داشت و تماماً به معاونت ارتباطات «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي» منتقل شد. از دو معاونت ديگر معاونت سياحتي ـ زيارتي و معاونت مطبوعاتي ـ تبليغاتي نيز آن بخش از فعاليتهايشان كه به خارج كشور مربوط ميشد، به اين سازمان منتقل گرديد.
سازماندهي «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي»
شورايعالي سياستگذاري: تعيين خطوط و تصميمگيريهاي مهم اين سازمان، توسط شورايعالي سياستگذاري انجام ميشود. رياست اين شورا با شخص خامنهاي است و اعضاي آن عبارتند از: محمدي گلپايگاني رئيس دفتر خامنهاي، محمد علي تسخيري رئيس سازمان و دبير شورا، جنتي دبير شوراي نگهبان، نورالهيان قائم مقام تسخيري در روابط بينالملل دفتر خامنهاي، محمدي عراقي رئيس سازمان تبليغات اسلامي، عطاءالله مهاجراني وزير ارشاد، كمال خرازي وزير خارجه،درينجفآبادي وزير اطلاعات.
تعيين خطوط و تصميمگيريهاي مهم، به عهده اين شورا است. شورايعالي سياست گذاري حداقل هر سه ماه يكبار تشكيل جلسه ميدهد و محل جلسه، بيت خامنهاي است.
اين سازمان در زمينه بنيادگرايي نيز يك هيأت امنا دارد به نام «هيأت امناي سياستگذاري بنيادگرايي» كه رياست آن با آخوند محمدعلي تسخيري، رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي است و اعضاي آن عبارتند از: واعظ طبسي توليت آستان قدس، واعظ زاده خراساني رئيس مجمع المذاهب الاسلاميه، دري نجف آبادي، سيدباقر حكيم، محمدي عراقي.
«سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي»، داراي 5معاونت است كه هر كدام داراي چند اداره كل ميباشند. اين معاونتها عبارتند از:
معاونتهاي انتشارات، ارتباطات، پشتيباني فرهنگي، پژوهشي و معاونت اداري و امور مالي
نمايندگيهاي خارج كشور (كه همان رايزن هاي فرهنگي ميباشند)، به معاونت ارتباطات وصل هستند.
(چارت سازماندهي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي را در صفحه مقابل ملاحظه ميكنيد)
اهداف :
هدفهاي «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي» به سه دسته تقسيم ميشود:
الف. فعاليت عليه مجاهدين و مقاومت انقلابي شامل:
ـ به خدمت گرفتن بريده مزدوران و سازماندهي آنان عليه مجاهدين
ـ پيشبرد طرحهاي جنگ رواني عليه مجاهدين
ـ به خدمت گرفتن رسانه هاي فارسي زبان عليه مجاهدين
ـ به خدمت گرفتن گروهها و عناصر به اصطلاح اپوزيسيون عليه مجاهدين
ب. فعاليت براي جذب ايرانيان و پناهندگان شامل:
ـ بزك كردن چهره رژيم در ميان ايرانيان از طريق رسانه هاي متعلق به رژيم (نظير شبكه تلويزيوني آفتاب در آمريكا)
ـ بزك كردن چهره رژيم از طريق رسانه هاي فارسي بهاصطلاح «مستقل»
ـ پيشبرد خط بازگشت
ـنفوذ درون انجمنها و گروههاي ايراني براي پيش بردن خط رژيم در ميان آنها
ج. صدور بنيادگرايي شامل:
ـجذب و سازماندهي نيروهاي بنيادگرا در كشورهاي مسلمان به عنوان اپوزيسيون
ـ جذب و سازماندهي اقليتهاي مسلمان در كشورهاي غير مسلمان (كشورهاي آسيايي و آفريقايي)
ـ جذب و سازماندهي مسلمانان مهاجر در كشورهاي غربي
ـ عضو گيري براي عمليات تروريستي از ميان عناصر مسلمان و به ويژه شيعه
تقويت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در دروه خاتمي
با قرارگرفتن خاتمي در موضع رياست جمهوري مدافعان داخلي و بينالمللي خط استحاله اين توهم را دامن ميزدند كه گويا خاتمي قصد دارد به فعاليتهاي بنيادگرايانه و صدور تروريسم خاتمه دهد. اما به رغم شعار «تنش زدايي» در سياست خارجي خاتمي، طي يك سال گذشته نقش و عملكرد «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي»، به عنوان بازوي بنيادگرايي، گسترش يافته است. مطابق اطلاعات موثق، بودجه اين سازمان در سال جاري به نسبت سال گذشته، 15% افزايش داشته است. همچنين «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي» فعاليت خود را در جمهوريهاي شوروي سابق، كشورهاي شمال آفريقا، كشورهاي آفريقايي مسلمان، گسترش داده است.
با قرار گرفتن خامنهاي در رأس شورايعالي سياستگذاري اين سازمان در اواخر سال 76، يك گام اساسي در تقويت آن برداشته شد. همچنين با قرار گرفتن سه وزير خاتمي در شوراي مزبور، امكانات سه وزارتخانه اصلي دولت خاتمي در اختيار اين ارگان كه ارگان اصلي صدور بنيادگرايي نيز هست، قرار گرفته است.
نمايندگان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در كشورها
از آنجا كه بنيادگرائي محور اصلي سياست خارجي رژيم است، سفير رژيم در هر كشور مسئوليت پيش برد خطوط اين ارگان را به عهده دارد. اما اين ارگان در همه كشورها نماينده خاصي هم دارد كه همان رايزن فرهنگي است. در كشورهائي كه بهدلائل سياسي رژيم نميتواند رايزن فرهنگي بفرستد، وابسته فرهنگي نمايندگي را به عهده دارد واگر نماينده ديگري نبود، سفير شخصا نمايندگي اين سازمان را بر عهده ميگيرد.
(ليست اسامي 58تن از رايزنهاي فرهنگي را در صفحات26تا28 ملاحظه كنيد)
فصل سوم ــ جنگ رواني عليه مجاهدين
جنگ رواني عليه مجاهدين
يكي از وظايف سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي اجراي طرحهاي «جنگ رواني» عليه مجاهدين و مقاومت ايران است. اين ارگان آخوندساخته براي مقابله با مقاومت ايران، جنگ رواني را بهعنوان يك استراتژي بهكار ميگيرد. در اسناد اين سازمان تأكيد شده است كه «جنگ رواني جزئي از هرگونه استراتژي اصلي و عمده است، نه اينكه خود يك تكنيك خاص باشد». در همين راستا، «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي» براي تهيه و اجراي طرحهاي جنگ رواني با سرمايهگذاري هنگفت، دستگاه عريض و طويلي را بهكار انداخته و آموزشهاي ويژه و جزوات و كتابهاي آموزشي متعددي تهيه كرده است.
جعل اتهام كردكشي توسط مجاهدين، داستانهاي موهوم زندان و شكنجهٌ اعضاي ناراضي و دست زدن بهقاچاق مواد مخدر توسط مجاهدين و…بهعنوان شيوههاي مختلف «جنگ رواني» تماماً توسط اين ارگان طراحي و ساخته و پرداخته شده و ازطريق رسانههاي تحت نفوذ وزارت اطلاعات و پاسداران سياسي و ساير عوامل وزارت اطلاعات در خارج كشور منتشر ميشود. مقاومت ايران تاكنون بارها نسبت به دستهاي مشكوك پشت پرده، كه سرنخ اين «جنگ رواني» را در دست دارند، هشدار داده است. اكنون با افشاي اين مدارك، نقش «عوامل همكار در اروپا و آمريكا» يا رسانههاي تحت نفوذ وزارت اطلاعات و پاسداران سياسي و بريدهمزدوران را كه در خدمت وزارت اطلاعات درآمده و اخبار جعلي اين ارگان سياه را رله مينمايند، بهوضوح مشاهده مينماييم. عواملي كه بهزعم سردمداران وزارت اطلاعات، همكاري آنها ميتواند تبليغات و «جنگ رواني» مورد نظر رژيم عليه مجاهدين را كه با بياعتنايي عمومي روبهروست، موفقتر گرداند. مبناي جنگ رواني كه توسط منفورترين عناصر رژيم در وزارت اطلاعات و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي هدايت ميشود، تكرار خبرهاي جعلي رژيم توسط مزدوران خارج كشوري آن است.
سند حاضر، ريل يا خط ساخت و پرداخت يكخبر را در چارچوب جنگ رواني تشريح ميكند. اين طرح با اين هدف توسط اين ارگان تهيه شده كه توجه محافل خبري جهان را از دخالت رژيم در جنگهاي كردستان عراق در سال75، منحرف نمايد و متقابلاً خبرهاي مربوط بهحضور نيروهاي رژيم را بهسمت «دخالت مجاهدين در جنگهاي كردستان عراق» سوق دهد.
بهدنبال دخالت رژيم در جنگهاي كردستان و انتشار اخبار آن در رسانههاي خبري جهان، اين موضوع (لورفتن حضور نيروهاي رژيم در كردستان عراق)، توسط شورايعالي امنيت رژيم، «خطرناك» توصيف شده و «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي» مأموريت مييابد كه اين خبر را بهسمت مجاهدين منحرف نمايد.
سند شماره2
كردستان عراق در بحران، بررسي يك نـمونه خبرسازي
تهران، خبرگزاري جمهوري اسلامي، 14شهريور1375
رسانههاي آمريكايي و برخي رسانههاي منطقه همچنان بر تبليغات خود مبني بر حضور نيروهاي ايراني در خاك كردستان عراق ادامه ميدهند.
يك نمايندهٌ تلويزيون تركيه «شو» در پاسخ بهسؤال خبرنگار شبكهٌ تلويزيون سي.ان.ان آمريكا، كه پرسيده بود تانسوچيلر، وزير خارجهٌ تركيه، بهنقل از نيروهاي امنيتي تركيه، گفت اطلاعاتي وجود دارد كه ايران نخست وارد كردستان عراق شد و سپس عراق با اين حركت مقابله كرد، در اين مورد چه اطلاعات و شواهدي وجود دارد، گفت: «چيلر روز چهارشنبه اين سخنان را گفته، ولي هنوز تأييدي بر اين مطلب و موقعيت نيروها در ايران موجود نيست».
وي افزود :«يكي از اين گروههاي كرد بهرهبري جلال طالباني از آمريكا درخواست كمك كرده و در دو هفتهٌ اخير نيز از ايران كمكهايي دريافت كرده است و ما از اين مطلب كاملاً آگاه و مطلع هستيم».
از سوي ديگر يكنمايندهٌ تلويزيون كردستان عراق وقتي درخصوص وضعيت نيروهاي عراقي با شبكهٌ سي.ان.ان در اربيل سخن ميگفت، ناگهان بحث خود را بهسوي ايران برگرداند و گفت: «اين مسأله كه نيروهاي ايراني در عراق بهسر ميبرند ادعا نيست».
وي افزود: «گروه كثيري از نيروهاي ايراني در كردستان عراق بهسر ميبرند كه تا عمق 50كيلومتري داخل عراق پيشرفته و در مناطق استراتژيك جادهٌ هملتون پايگاههايي دارند. اين نقاط استراتژيك توسط نيروهاي حزب دموكرات كردستان عراق كنترل ميشده است». بهگفتهٌ وي، نيروهاي ايراني همچنين در اطراف و نزديكي شهر سليمانيه و خطمرزي حضور دارند.
از آنجا كه اين خبر بهصراحت از يكشاهد عيني، حضور نيروهاي ايراني را در خاك عراق گزارش ميكند، خطرناك ارزيابي شده و ضرورت سازماندهي اقدامات براي انحراف اين خط مورد توجه قرار گرفت. پساز برگزاري جلسهٌ طرح و برنامه، طرحي تدوين شد تا با استفاده از اطلاعات ارائهشدهٌ موجود، مبنيبر حضور نيروهاي ايراني در كردستان، ضمن پذيرش اينكه نيروهاي ايراني در كردستان وجود دارند، به تدريج اين نيروهاي ايراني را «سازمان منافقين» معرفي كنيم. با اين توصيف هم اخبار موجود پذيرفته شده و بهعنوان مستندات خبر مورد استفاده قرار ميگيرد، هم بارمنفي اين اخبار بهسمت منافقين هدايت ميشود و ضربهيي به آنها خواهد بود.
با اين توصيف، طي هماهنگي با خبرگزاري ج.ا.ا و نيز با هماهنگي عوامل همكار در اروپا و آمريكا، خط خبري در اين زمينه فعال شد. نخستين خبر تنظيمي را ملاحظه فرماييد:
نـمونهٌ شمارهٌيك،
خبر تنظيمي 4سپتامبر1996
منابع وابسته به اتحاديهٌ ميهني كردستان عراق اعلام كردند:
سازمان مجاهدين خلق ايران در مناطق و پايگاههاي استراتژيك جادهٌ هملتون و نزديكي شهر سليمانيه استقرار يافتهاند. اين منابع اضافه ميكنند: سازمان مجاهدين خلق در سركوب مردم كرد در كنار ارتش عراق نقش فعالي دارند.
