افشاگری‌ها

از «التقاط» تا ماشین سرکوب جلد سوم ساختار، عملکرد و عملیات اطلاعات سپاه در شمال کشور) ۱۳۶۰– ۱۳۶۳شهرام بهزادی )

از التقاط تا ماشین سرکوب جلد ۳ساختار عمل کرد وعملیات اطلاعات سپاه

روی لینک های زید کلیک کنید وجلد های مختلف را بخوانید


سیر تحولات از گوادلوپ تا یکدست‌سازی حکومت ولایت فقیه- روایت مستند یک کودتای خزنده ۵۸ تا۶۰ – پشت‌پرده حذف رقیبان سیاسی و نظامی در سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰نویسنده شهرام بهزادی

سیر تحولات از گوادلوپ تا یکدست‌سازی حکومت ولایت فقیه- روایت مستند یک کودتای خزنده ۵۸ تا ۶۰ پشت‌پرده حذف رقیبان


July 26, 2026
افشای یاران شیطان

جلد۲ جلسه‌ای که قرار نبود هیچ‌گاه شنیده شود -اعتراض فرماندهان سپاه به انتصاب محسن رضایی و بازسازی ساختار اطلاعات سپاه – نویسنده شهرام بهزادی

جلد۲ جلسه‌ای که قرار نبود هیچ‌گاه شنیده شود ادامه کتاب را از این لینک زیر بخوانید جلد۲ جلسه‌ای که قرار


July 26, 2026
افشای یاران شیطان

از «التقاط» تا ماشین سرکوب جلد سوم ساختار، عملکرد و عملیات اطلاعات سپاه در شمال کشور) ۱۳۶۰–۱۳۶۳ )

از التقاط تا ماشین سرکوب جلد ۳ساختار عمل کرد وعملیات اطلاعات سپاه در جلد دوم، روند شکل‌گیری اطلاعات سپاه، بازسازی

در جلد دوم، روند شکل‌گیری اطلاعات سپاه، بازسازی تشکیلات پس از انتصاب محسن رضایی و پیدایش بخش «التقاط» بررسی شد. همچنین با هسته اولیه این ساختار و چهره‌هایی که در پایه‌گذاری آن نقش داشتند آشنا شدیم.

اما شناخت افراد، تنها نیمی از واقعیت است.

نیمه دیگر، شناخت ساختاری است که این افراد در آن فعالیت می‌کردند.

قدرت اطلاعات سپاه تنها در فرماندهان یا بازجویان آن نبود.

قدرت اصلی، در سازمانی نهفته بود که از مجموعه‌ای از واحدهای اطلاعاتی، عملیاتی، پشتیبانی، نفوذ، آموزش، بازجویی و فرماندهی تشکیل شده بود و همه این اجزا در چارچوب یک طرح واحد عمل می‌کردند.

هدف این جلد، بازسازی همین ساختار است.

در این جلد، دیگر زندگی‌نامه افراد محور اصلی نیست.

محور اصلی، شناخت سازوکار تشکیلاتی است که از دل آن عملیات‌های گسترده علیه مخالفان سیاسی، به‌ویژه سازمان مجاهدین خلق، طراحی و اجرا شد.

در این مسیر، ساختار «التقاط»، ناحیه سوم، قرارگاه حضرت ابوالفضل، اطلاعات عملیات، شبکه‌های نفوذ، شیوه‌های جمع‌آوری اطلاعات، بازجویی، هدایت عملیات و ارتباط میان مرکز و مناطق عملیاتی، بر پایه اسناد، خاطرات و روایت‌های موجود بررسی خواهد شد.

تنها با کنار هم قرار دادن این قطعات است که می‌توان تصویری نسبتاً کامل از ماشین امنیتی رژیم ولایت فقیه در سال‌های نخست دهه شصت به دست آورد.


فصل اول

ساختار «التقاط»

پس از تثبیت محسن رضایی در رأس اطلاعات سپاه، مرحله جدیدی در سازماندهی تشکیلات امنیتی آغاز شد.

تا پیش از آن، واحدهای اطلاعاتی سپاه در نقاط مختلف کشور فعالیت می‌کردند، اما میان آنها انسجام تشکیلاتی لازم وجود نداشت.

هر منطقه، متناسب با شرایط محلی عمل می‌کرد و ارتباط میان مرکز و واحدهای عملیاتی هنوز شکل منسجم و ثابتی پیدا نکرده بود.

تشکیل بخش «التقاط» پاسخی به همین نیاز بود.

هدف، ایجاد مرکزی بود که بتواند اطلاعات گردآوری‌شده از سراسر کشور را دریافت، طبقه‌بندی، تحلیل و به عملیات تبدیل کند.

به همین دلیل، «التقاط» نه یک اداره ساده، بلکه مغز متفکر اطلاعات سپاه به شمار می‌رفت.

در این ساختار، اطلاعات از واحدهای مختلف به مرکز منتقل می‌شد.

در مرکز، پرونده‌ها تکمیل و تحلیل می‌شد.

پس از تصمیم‌گیری، مأموریت‌ها به نواحی ابلاغ می‌شد.

واحدهای اطلاعات عملیات، مسئول اجرای تصمیم‌ها بودند.

پس از پایان هر عملیات، اطلاعات جدید دوباره به مرکز بازمی‌گشت و وارد چرخه تصمیم‌گیری می‌شد.

بدین ترتیب، یک چرخه دائمی میان اطلاعات، تحلیل و عملیات به وجود آمد؛ چرخه‌ای که به مرور زمان، ظرفیت اطلاعات سپاه را به شکل چشمگیری افزایش داد.

در این ساختار، مسئولیت‌ها به صورت دقیق تقسیم شده بود.

بخشی مسئول شناسایی بود.

بخشی مسئول نفوذ.

بخشی مسئول بازجویی.

بخشی مسئول تحلیل.

بخشی مسئول عملیات.

و همه این واحدها زیر نظر فرماندهی اطلاعات، در چارچوب یک طرح مشترک فعالیت می‌کردند.

این تمرکز تشکیلاتی، نقطه عطفی در تحول اطلاعات سپاه به شمار می‌رود.

از این مرحله به بعد، عملیات‌ها دیگر حاصل تصمیم‌های موردی نبودند، بلکه محصول یک نظام تصمیم‌گیری سازمان‌یافته بودند که اطلاعات، عملیات و فرماندهی را در یک زنجیره واحد به هم پیوند می‌داد.

در چنین ساختاری، حذف یا جابه‌جایی یک مسئول، به توقف فعالیت تشکیلات منجر نمی‌شد.

پرونده‌ها، شبکه‌ها، شیوه‌های عمل و دستورالعمل‌ها در اختیار سازمان قرار داشت و افراد، حلقه‌هایی از این زنجیره محسوب می‌شدند.

همین ویژگی، موجب شد که اطلاعات سپاه در فاصله کوتاهی، از یک واحد نوپا به یکی از مؤثرترین ارکان امنیتی رژیم ولایت فقیه تبدیل شود.


فصل دوم

سلسله مراتب فرماندهی

ساختار اطلاعات سپاه بر پایه تمرکز فرماندهی و تقسیم مسئولیت شکل گرفته بود.

در رأس هرم، فرمانده اطلاعات قرار داشت.

در سطح بعد، هسته مرکزی «التقاط» مسئول هدایت اطلاعات، تحلیل پرونده‌ها، آموزش نیروها و ارتباط با نواحی بود.

پس از آن، اطلاعات نواحی قرار داشت که وظیفه اجرای سیاست‌های ابلاغی از مرکز را بر عهده داشت.

در هر ناحیه نیز، اطلاعات عملیات، مسئول اجرای مأموریت‌های میدانی، شناسایی، نفوذ، تعقیب، بازداشت و پشتیبانی عملیاتی بود.

در ناحیه سوم، قرارگاه حضرت ابوالفضل، حلقه اتصال میان اطلاعات و عملیات محسوب می‌شد.

در این قرارگاه، اطلاعات خام به طرح عملیاتی تبدیل می‌شد و پس از تصویب، برای اجرا به نیروهای میدانی ابلاغ می‌گردید.

به این ترتیب، زنجیره فرماندهی، از مرکز تا میدان عملیات، بدون گسست عمل می‌کرد و هر بخش، وظیفه مشخصی در این فرآیند بر عهده داشت.

بخش اول

ساختار تشکیلاتی

  • ساختار کامل «التقاط»
  • ساختار اطلاعات سپاه
  • هسته مرکزی
  • ناحیه سوم
  • قرارگاه حضرت ابوالفضل
  • اطلاعات عملیات
  • شبکه نفوذ
  • آموزش نیروها
  • آموزش بازجویان
  • چرخه اطلاعات تا عملیات

بخش دوم

یکدست‌سازی درون سپاه

  • اعتراض فرماندهان به انتصاب محسن رضایی
  • کنار گذاشتن و جابه‌جایی فرماندهان معترض
  • تغییر فرماندهان اطلاعات
  • استقرار نیروهای همسو
  • شکل‌گیری هسته وفادار به محسن رضایی
  • انتقال نیروها به ناحیه سوم

بخش سوم

آغاز ماشین سرکوب

  • تشکیل «التقاط» ناحیه سوم
  • قرارگاه حضرت ابوالفضل
  • عملیات اطلاعاتی شمال
  • رامسر
  • خی‌پوست
  • بی‌بالان
  • پِرسَر
  • اطلاعات عملیات
  • شبکه نفوذ
  • بازداشت‌ها
  • بازجویی‌ها
  • عملیات‌های مشترک

بخش چهارم

پیامدها

  • تثبیت ساختار امنیتی رژیم ولایت فقیه
  • انتقال تجربه به وزارت اطلاعات
  • استمرار شبکه در دهه‌های بعد
  • جمع‌بندی نهایی

این ترتیب یک مزیت بزرگ دارد.

میتوانیم ببینیم که:

اعتراض فرماندهان تصفیه درون سپاه تسلط کامل محسن رضایی بر اطلاعات تشکیل «التقاط» ناحیه سوم سرکوب جنگل‌های شمال.

این یک زنجیره علت و معلولی است و از نظر تاریخی و روایی، بسیار منسجم‌تر از آن است که ابتدا عملیات‌ها را بگوییم و بعد به تصفیه‌های درون سپاه برگردیم.

یعنی:

  1. یکدست‌سازی سپاه )بعد از نوار اعتراض فرماندهان (
  2. تسلط کامل محسن رضایی بر اطلاعات
  3. تشکیل التقاط ناحیه ۳
  4. قرارگاه حضرت ابوالفضل
  5. شبکه اطلاعات عملیات
  6. شبکه نفوذ
  7. سه جنگل شمال) به‌عنوان مطالعه موردی عملکرد ساختار(
  8. جمع‌بندی

از اینجا به بعدما تلاش میکنیم فقط ماشین وشاختاررا کالبدشکافی ‌کنیم. این دقیقاً همان چیزی است که این نوشته را از دیگرنوشته متمایز می‌کند.

فصل سوم

یکدست‌سازی سپاه؛ شرط تولد «التقاط»

اعتراض گروهی از فرماندهان سپاه به انتصاب محسن رضایی، تنها یک اختلاف بر سر انتخاب فرمانده جدید نبود.

این اعتراض، برخورد دو نگاه متفاوت به آینده سپاه بود.

از یک سو، فرماندهانی قرار داشتند که سپاه را نهادی برخاسته از انقلاب می‌دانستند و خواهان حفظ نقش و استقلال فرماندهان اولیه بودند.

در سوی دیگر، جریانی قرار داشت که بر تمرکز کامل فرماندهی، اطاعت تشکیلاتی و ایجاد یک ساختار امنیتی منسجم تأکید می‌کرد.

پیروزی جریان دوم، نقطه آغاز مرحله‌ای تازه بود.

پس از استقرار محسن رضایی، تغییرات گسترده‌ای در بدنه اطلاعات سپاه آغاز شد.

فرماندهان معترض، به تدریج از مراکز تصمیم‌گیری کنار گذاشته شدند.

برخی به واحدهای دیگر منتقل شدند.

برخی عملاً از چرخه فرماندهی خارج شدند.

و مسئولیت‌های حساس، به نیروهایی واگذار شد که با سیاست جدید هماهنگی بیشتری داشتند.

این تغییرات، تنها جابه‌جایی چند مسئول نبود.

هدف، ایجاد یک فرماندهی یکدست بود؛ فرماندهی‌ای که در آن، اختلاف نظر به حداقل برسد و تمام اجزای تشکیلات در مسیر واحدی حرکت کنند.

در چنین فضایی، اطلاعات سپاه نیز وارد مرحله تازه‌ای شد.

از این پس، واحد اطلاعات تنها مسئول جمع‌آوری خبر نبود.

این واحد به مرکز طراحی، هدایت و کنترل عملیات تبدیل شد.

در همین دوره، هسته‌های اولیه «التقاط» نیز تثبیت شدند.

اعضای این مجموعه، علاوه بر شناخت مخالفان سیاسی، مأمور شناسایی وضعیت داخلی سپاه، ارزیابی نیروها و ایجاد هماهنگی کامل میان اطلاعات و عملیات شدند.

به این ترتیب، یکدست‌سازی درون سپاه، پیش‌شرط ایجاد ساختار جدید اطلاعاتی بود.

بدون حذف مراکز مستقل تصمیم‌گیری، امکان تشکیل سازمانی مانند «التقاط» وجود نداشت.

از این رو، روندی که با اعتراض فرماندهان آغاز شد، تنها به تغییر یک فرمانده ختم نشد؛ بلکه به بازسازی کامل ساختار اطلاعات سپاه انجامید.

این بازسازی، زمینه انتقال مرحله بعد را فراهم کرد؛ مرحله‌ای که در آن، ماشین اطلاعاتی جدید، تمام توان خود را بر مقابله با مخالفان سیاسی متمرکز ساخت.


فصل چهارم

انتقال مرکز ثقل به شمال

پس از تثبیت ساختار جدید، توجه اطلاعات سپاه به مناطقی معطوف شد که فعالیت مخالفان سیاسی در آنها گسترده‌تر بود.

استان‌های شمالی، به دلیل موقعیت جغرافیایی، پوشش جنگلی، ارتباط میان شهرها و سابقه فعالیت سیاسی، به یکی از مهم‌ترین حوزه‌های مأموریتی اطلاعات سپاه تبدیل شدند.

در این مرحله، تصمیم گرفته شد که ساختار اطلاعاتی شمال، از حالت پراکنده خارج شود و زیر یک فرماندهی واحد فعالیت کند.

ناحیه سوم، نتیجه همین سیاست بود.

در کنار آن، قرارگاه حضرت ابوالفضل به عنوان مرکز هدایت اطلاعات و عملیات شکل گرفت.

از این پس، اطلاعات، عملیات، تعقیب، مراقبت، نفوذ و پشتیبانی، دیگر به صورت جداگانه عمل نمی‌کردند.

همه آنها در قالب یک ساختار واحد سازماندهی شدند.

در این ساختار، اطلاعات خام از شهرها و روستاها جمع‌آوری می‌شد.

پس از بررسی و تحلیل، مأموریت‌ها تعیین می‌گردید.

گروه‌های عملیاتی بر اساس همین اطلاعات وارد عمل می‌شدند.

نتایج عملیات دوباره به مرکز بازمی‌گشت و مبنای تصمیم‌های بعدی قرار می‌گرفت.

این چرخه، بدون وقفه ادامه داشت.

از همین مرحله بود که قرارگاه حضرت ابوالفضل، به مهم‌ترین بازوی عملیاتی اطلاعات سپاه در شمال کشور تبدیل شد.

در صفحات بعد، ساختار این قرارگاه، ارتباط آن با «التقاط» و نحوه هدایت عملیات‌های اطلاعاتی، گام‌به‌گام بررسی خواهد شد.


فصل پنجم

قرارگاه حضرت ابوالفضل؛ قلب عملیاتی «التقاط» در شمال کشور

با تثبیت ساختار جدید اطلاعات سپاه، نیاز به مرکزی احساس می‌شد که بتواند اطلاعات، عملیات و فرماندهی را در یک نقطه متمرکز کند.

پاسخ این نیاز، تشکیل قرارگاه حضرت ابوالفضل درسپاه ناحیه ۳ کشوری یعنی چالوس بود.

این قرارگاه تنها یک مقر نظامی نبود.

در عمل، مرکز فرماندهی اطلاعات و عملیات شمال کشور به شمار می‌رفت.

در این قرارگاه، گزارش‌های رسیده از شهرها، روستاها، پایگاه‌های محلی، نیروهای نفوذی و واحدهای اطلاعاتی گردآوری می‌شد.

اطلاعات خام پس از بررسی، طبقه‌بندی و ارزیابی، به طرح‌های عملیاتی تبدیل می‌شد.

پس از تصویب، مأموریت‌ها به واحدهای اطلاعات عملیات ابلاغ می‌شد و هم‌زمان، واحدهای پشتیبانی، تدارکات، مخابرات و ارتباطات نیز برای اجرای عملیات آماده می‌شدند.

به این ترتیب، قرارگاه حضرت ابوالفضل به نقطه اتصال میان مرکز فرماندهی و نیروهای میدانی تبدیل شد.

در این ساختار، هر عملیات از چند مرحله تشکیل می‌شد.

ابتدا اطلاعات اولیه جمع‌آوری می‌شد.

پس از آن، تیم‌های مراقبت، صحت اطلاعات را بررسی می‌کردند.

در مرحله بعد، واحد تحلیل، گزارش‌ها را با سایر اطلاعات موجود تطبیق می‌داد.

سپس فرمان عملیات صادر می‌شد.

گروه‌های عملیاتی وارد منطقه می‌شدند.

پس از پایان مأموریت، گزارش عملیات دوباره به قرارگاه بازمی‌گشت و وارد پرونده اصلی می‌شد.

بدین ترتیب، هر عملیات، پایه طراحی عملیات بعدی را تشکیل می‌داد.

این چرخه، مهم‌ترین ویژگی اطلاعات سپاه در آن دوره بود.

فصل ششم

اطلاعات عملیات؛ بازوی اجرایی «التقاط»

در ساختار جدید، اطلاعات بدون عملیات ارزشی نداشت و عملیات بدون اطلاعات نیز محکوم به شکست بود.

به همین دلیل، واحدی با عنوان «اطلاعات عملیات» شکل گرفت.

وظیفه این واحد، اجرای مستقیم تصمیم‌هایی بود که در قرارگاه و بخش «التقاط» اتخاذ می‌شد.

اعضای اطلاعات عملیات، پیش از هر مأموریت، چندین مرحله شناسایی انجام می‌دادند.

محل استقرار هدف، مسیرهای تردد، ارتباطات محلی، وضعیت جغرافیایی، امکانات فرار، محل استقرار نیروهای پشتیبان و حتی شرایط آب‌وهوا بررسی می‌شد.

پس از تکمیل این مرحله، نقشه عملیات تهیه می‌شد.

در هر عملیات، مسئولیت‌ها از پیش تعیین شده بود.

گروهی مسئول مراقبت بود.

گروهی مسئول تعقیب.

گروهی مسئول محاصره.

گروهی مسئول ورود.

گروهی مسئول انتقال بازداشت‌شدگان.

و گروهی نیز مسئول جمع‌آوری اسناد و مدارک.

به همین دلیل، عملیات‌ها بر اساس طرح‌های از پیش تدوین‌شده انجام می‌شد و نقش تصمیم‌های لحظه‌ای تا حد زیادی کاهش یافته بود.


فصل هفتم

شبکه نفوذ

هیچ عملیات اطلاعاتی، بدون نفوذ امکان‌پذیر نبود.

به همین دلیل، شبکه نفوذ به یکی از ارکان اصلی ساختار «التقاط» تبدیل شد.

این شبکه از منابع گوناگون تشکیل می‌شد.

خبرچین‌های محلی.

افراد جذب‌شده.

منابع درون ادارات.

منابع درون نهادهای آموزشی.

افراد تحت فشار.

و گاه افرادی که پس از بازداشت، با اطلاعات سپاه همکاری می‌کردند.

وظیفه این شبکه، تنها انتقال خبر نبود.

هر منبع، بخشی از یک تصویر بزرگ‌تر را تکمیل می‌کرد.

اطلاعات چندین منبع با یکدیگر تطبیق داده می‌شد.

گزارش‌ها بارها کنترل می‌شد.

تا زمانی که اطمینان نسبی حاصل نمی‌شد، عملیات آغاز نمی‌گردید.

به همین دلیل، نفوذ، نقطه آغاز بسیاری از عملیات‌های اطلاعاتی در شمال کشور بود.


فصل هشتم

ناحیه سوم؛ آزمایشگاه ساختار جدید

ناحیه سوم، تنها یک تقسیم‌بندی جغرافیایی نبود.

این منطقه، نخستین حوزه‌ای بود که ساختار جدید اطلاعات سپاه در آن به صورت نسبتاً کامل به اجرا درآمد.

تمرکز نیروهای اطلاعاتی، تشکیل قرارگاه حضرت ابوالفضل، حضور نیروهای اطلاعات عملیات، ارتباط مستقیم با مرکز و استفاده هم‌زمان از شناسایی، نفوذ، مراقبت و عملیات، ناحیه سوم را به الگویی برای سایر مناطق تبدیل کرد.

در این منطقه، دیگر واحدهای اطلاعاتی به صورت مستقل عمل نمی‌کردند.

تمامی گزارش‌ها به یک مرکز می‌رسید.

تمامی تصمیم‌ها از یک مرکز صادر می‌شد.

و تمامی عملیات‌ها بر اساس یک فرماندهی واحد انجام می‌گرفت.

همین تمرکز، سرعت تصمیم‌گیری و اجرای عملیات را افزایش داد و ساختار جدید اطلاعات سپاه را وارد مرحله‌ای کرد که از یک مجموعه پراکنده، به یک سازمان منسجم اطلاعاتی و عملیاتی تبدیل شد.

ادامه دارد

فصل نهم

چرخه اطلاعات تا عملیات

هیچ عملیاتی از لحظه صدور دستور آغاز نمی‌شد.

عملیات، پایان یک فرآیند بود.

فرآیندی که گاه هفته‌ها و گاه ماه‌ها ادامه پیدا می‌کرد.

در نخستین مرحله، اطلاعات اولیه از منابع مختلف جمع‌آوری می‌شد.

این اطلاعات ممکن بود از گزارش یک منبع محلی، یک نیروی نفوذی، یک فرد بازداشت‌شده، مراقبت میدانی یا گزارش سایر واحدهای اطلاعاتی به دست آمده باشد.

در مرحله دوم، اطلاعات به بخش تحلیل منتقل می‌شد.

در این بخش، گزارش‌های مختلف با یکدیگر تطبیق داده می‌شد.

هیچ گزارش واحدی، به تنهایی مبنای عملیات قرار نمی‌گرفت.

هر خبر باید از چند مسیر مستقل تأیید می‌شد.

در مرحله سوم، گروه‌های مراقبت وارد عمل می‌شدند.

رفت‌وآمدها، ارتباطات، محل استقرار، ساعات حضور، ارتباطات خانوادگی، مسیرهای تردد و حتی وضعیت همسایگان بررسی می‌شد.

در مرحله چهارم، مسئول اطلاعات عملیات، طرح اولیه عملیات را تهیه می‌کرد.

این طرح، پس از بررسی در قرارگاه حضرت ابوالفضل، برای اجرا آماده می‌شد.

در مرحله پنجم، نیروهای عملیاتی وارد عمل می‌شدند.

پس از پایان مأموریت، گزارش عملیات، اسناد کشف‌شده، بازجویی‌های اولیه و نتایج به قرارگاه بازمی‌گشت.

بدین ترتیب، عملیات پایان نمی‌یافت.

بلکه آغاز پرونده‌ای تازه بود.

پرونده‌ای که اطلاعات آن، مبنای عملیات بعدی قرار می‌گرفت.

همین چرخه مستمر، ستون اصلی عملکرد اطلاعات سپاه در شمال کشور بود.


فصل دهم

اطلاعات، بازجویی و تولید اطلاعات جدید

در ساختار «التقاط»، بازجویی پایان کار نبود.

آغاز مرحله‌ای تازه بود.

هدف اصلی، تنها گرفتن اعتراف یا تکمیل پرونده نبود.

هدف، دستیابی به اطلاعاتی بود که بتواند شبکه‌های بعدی را شناسایی کند.

به همین دلیل، هر بازداشت، ارزش خود را در اطلاعاتی داشت که از آن به دست می‌آمد.

پرونده‌ها به یکدیگر متصل می‌شدند.

نام‌ها تکرار می‌شدند.

نشانی‌ها با یکدیگر تطبیق داده می‌شد.

ارتباطات بررسی می‌شد.

هر نام تازه، پرونده‌ای تازه ایجاد می‌کرد.

هر پرونده، عملیات دیگری را شکل می‌داد.

بدین ترتیب، بازجویی بخشی از چرخه تولید اطلاعات محسوب می‌شد، نه پایان آن.

این ویژگی، اطلاعات سپاه را از یک واحد جمع‌آوری خبر، به سازمانی تبدیل کرد که به صورت مستمر اطلاعات جدید تولید می‌کرد.


فصل یازدهم

شمال کشور؛ نخستین میدان آزمون

پس از تثبیت ساختار جدید، شمال کشور به یکی از نخستین مناطقی تبدیل شد که این شیوه سازمان‌یافته در آن به اجرا درآمد.

شرایط جغرافیایی، پوشش انبوه جنگلی، پراکندگی روستاها، ارتباط میان استان‌های شمالی و حضور فعال نیروهای مخالف، این منطقه را به یکی از پیچیده‌ترین حوزه‌های عملیاتی تبدیل کرده بود.

در چنین شرایطی، دیگر روش‌های پراکنده سال‌های نخست پاسخگو نبود.

نیاز به فرماندهی واحد احساس می‌شد.

به همین دلیل، قرارگاه حضرت ابوالفضل، اطلاعات ناحیه سوم و اطلاعات عملیات، در قالب یک شبکه هماهنگ فعالیت کردند.

در این مرحله، عملیات‌ها دیگر محدود به شهرها نبود.

محور اصلی، مناطق جنگلی بود.

منطقه‌ای که بدون شناسایی دقیق، نفوذ، راهنمای محلی و اطلاعات مستمر، امکان عملیات در آن وجود نداشت.

همین شرایط، شمال کشور را به نخستین میدان آزمایش ساختار جدید اطلاعات سپاه تبدیل کرد.


فصل دوازدهم

سه جنگل، یک فرماندهی

بررسی عملیات‌های انجام‌شده در محورهای رامسر، خی‌پوست، بی‌بالان و سپس پِرسَر رضوانشهر، نشان می‌دهد که با وجود تفاوت جغرافیایی این مناطق، شیوه فرماندهی و اجرای عملیات تقریباً یکسان بود.

ابتدا اطلاعات گردآوری می‌شد.

سپس مراقبت آغاز می‌شد.

راه‌های ورود و خروج کنترل می‌شد.

شبکه‌های ارتباطی بررسی می‌شد.

منابع محلی فعال می‌شدند.

در نهایت، اطلاعات عملیات، طرح اجرایی را تهیه می‌کرد.

این هماهنگی، نشان می‌دهد که عملیات‌های شمال، مجموعه‌ای از اقدامات پراکنده نبود، بلکه بر اساس یک الگوی مشترک طراحی و اجرا می‌شد.

به همین دلیل، مطالعه این عملیات‌ها تنها برای شناخت درگیری‌های شمال اهمیت ندارد.

این عملیات‌ها، نمونه‌ای از نحوه عمل ساختار جدید اطلاعات سپاه هستند.

از خلال آنها می‌توان شیوه تصمیم‌گیری، تقسیم مسئولیت، انتقال اطلاعات و هدایت عملیات را مشاهده کرد.

در واقع، جنگل‌های شمال، تنها صحنه درگیری نبودند.

آزمایشگاه عملی ساختاری بودند که در سال‌های بعد، الگوی فعالیت بسیاری از واحدهای اطلاعاتی رژیم ولایت فقیه شد.


فصل دوازدهم

ساختار درونی ناحیه سوم

ناحیه سوم، صرفاً یک محدوده جغرافیایی نبود.

در عمل، به یکی از مهم‌ترین مراکز تمرکز اطلاعات سپاه در شمال کشور تبدیل شد؛ جایی که اطلاعات، عملیات، پشتیبانی و فرماندهی، به صورت هم‌زمان و در ارتباط مستقیم با یکدیگر عمل می‌کردند.

در رأس این ساختار، فرماندهی ناحیه قرار داشت.

در کنار آن، مسئول اطلاعات، مسئول اطلاعات عملیات، مسئول حفاظت، مسئول عقیدتی ـ سیاسی و فرماندهان یگان‌های عملیاتی فعالیت می‌کردند.

در میان این مجموعه، بخش «التقاط» جایگاه ویژه‌ای داشت.

وظیفه این بخش، صرفاً شناسایی یک سازمان یا یک جریان سیاسی نبود.

«التقاط» مرکز طراحی و هدایت عملیات اطلاعاتی محسوب می‌شد.

پرونده‌ها در این بخش تشکیل می‌شد.

گزارش‌های رسیده از شهرها، روستاها و منابع محلی در این بخش بررسی می‌شد.

ارتباط میان گزارش‌های مختلف تحلیل می‌شد.

در صورت تأیید، پرونده به اطلاعات عملیات ارجاع داده می‌شد.

اطلاعات عملیات نیز بر اساس همین پرونده، طرح اجرایی را تهیه می‌کرد.

بدین ترتیب، میان اطلاعات و عملیات، هیچ فاصله‌ای وجود نداشت.

تصمیم، طراحی و اجرا، حلقه‌های یک زنجیره واحد بودند.

در ناحیه سوم، همین ساختار بود که امکان هدایت هم‌زمان چندین عملیات در نقاط مختلف شمال کشور را فراهم می‌کرد.


فصل سیزدهم

اطلاعات عملیات؛ حلقه اتصال اطلاعات و میدان

در ساختار جدید، اطلاعات عملیات به یکی از مهم‌ترین ارکان فرماندهی تبدیل شد.

این واحد، نه صرفاً یک یگان رزمی و نه صرفاً یک واحد اطلاعاتی بود.

وظیفه آن، تبدیل اطلاعات به عملیات بود.

هر گزارشی که از منابع مختلف به دست می‌آمد، پس از بررسی و تأیید، به اطلاعات عملیات منتقل می‌شد.

در این مرحله، منطقه مورد نظر بار دیگر بررسی می‌شد.

راه‌های دسترسی مشخص می‌شد.

امکانات پشتیبانی پیش‌بینی می‌شد.

مسیرهای عقب‌نشینی بررسی می‌شد.

و در نهایت، طرح عملیات تهیه می‌گردید.

در بسیاری از عملیات‌های شمال، همین شیوه مشاهده می‌شود.

ابتدا هفته‌ها شناسایی انجام می‌شد.

سپس مراقبت آغاز می‌گردید.

پس از آن، نفوذ در شبکه‌های ارتباطی صورت می‌گرفت.

در پایان، عملیات بر اساس اطلاعات گردآوری‌شده اجرا می‌شد.

از این رو، موفقیت یا شکست عملیات، بیش از آنکه به تعداد نیروها وابسته باشد، به کیفیت اطلاعات و طراحی اولیه بستگی داشت.

فصل چهاردهم

شبکه نفوذ؛ ستون پنهان عملیات

هیچ ساختار اطلاعاتی، بدون شبکه نفوذ قادر به ادامه فعالیت نیست.

در ناحیه سوم نیز، بخش مهمی از فعالیت اطلاعات سپاه بر استفاده از منابع محلی، شناسایی ارتباطات، کنترل رفت‌وآمدها و ایجاد شبکه‌های خبری استوار بود.

این شبکه، تنها از نیروهای رسمی تشکیل نمی‌شد.

گزارش‌های مردمی، منابع محلی، همکاری برخی افراد بازداشت‌شده، ارتباط با نهادهای اداری و بهره‌گیری از امکانات محلی، همگی بخشی از چرخه تولید اطلاعات را تشکیل می‌دادند.

اطلاعات به دست آمده، به تنهایی مبنای تصمیم قرار نمی‌گرفت.

هر گزارش، با سایر اطلاعات تطبیق داده می‌شد.

در صورت تأیید، پرونده تکمیل می‌شد.

و تنها در این مرحله بود که اطلاعات عملیات وارد عمل می‌شد.

همین چرخه موجب شد که میان بخش اطلاعات، اطلاعات عملیات و فرماندهی قرارگاه حضرت ابوالفضل، ارتباطی دائمی برقرار شود.


فصل پانزدهم

قرارگاه حضرت ابوالفضل؛ فرماندهی مشترک

قرارگاه حضرت ابوالفضل، تنها یک مرکز استقرار نیروها نبود.

این قرارگاه، مرکز هماهنگی میان اطلاعات، اطلاعات عملیات، پشتیبانی و یگان‌های عملیاتی محسوب می‌شد.

در این قرارگاه، هر عملیات پیش از اجرا چندین بار بررسی می‌شد.

فرماندهان اطلاعات، مسئولان اطلاعات عملیات و فرماندهان میدانی، هر یک وظیفه مشخصی بر عهده داشتند.

پس از تصویب طرح، عملیات وارد مرحله اجرا می‌شد.

پس از پایان عملیات نیز، گزارش‌ها دوباره به قرارگاه بازمی‌گشت.

این گزارش‌ها، مبنای اصلاح روش‌ها، شناسایی شبکه‌های جدید و طراحی عملیات بعدی قرار می‌گرفت.

به این ترتیب، قرارگاه حضرت ابوالفضل تنها محل صدور فرمان نبود؛ بلکه مرکز تولید تجربه عملیاتی نیز به شمار می‌رفت.

همین تجربه‌ها، بعدها در سایر ساختارهای اطلاعاتی و امنیتی نیز مورد استفاده قرار گرفت.

به دیگر سخن

قرارگاه حضرت ابوالفضل؛ بازوی عملیاتی محسن رضایی در شمال کشور

انتصاب محسن رضایی به فرماندهی سپاه، صرفاً جابه‌جایی یک فرمانده نبود.

اعتراض فرماندهان باسابقه نشان داده بود که بخشی از بدنه سپاه، فرماندهی جدید را نمی‌پذیرد. تا زمانی که این شکاف وجود داشت، ایجاد یک ساختار اطلاعاتی متمرکز امکان‌پذیر نبود.

به همین دلیل، نخستین گام، یکدست‌سازی درون سپاه بود.

پس از تثبیت فرماندهی جدید، اطلاعات سپاه نیز بر اساس همین سیاست بازسازی شد. در این بازسازی، «التقاط» به مهم‌ترین بازوی اطلاعاتی سپاه تبدیل گردید؛ بخشی که مأموریت آن تنها شناسایی مخالفان نبود، بلکه طراحی، هدایت و هماهنگی عملیات علیه مخالفان سیاسی را نیز بر عهده گرفت.

در شمال کشور، این سیاست در قالب تشکیل قرارگاه حضرت ابوالفضل تحقق یافت.

قرارگاه، محل استقرار چند یگان نظامی نبود؛ بلکه بازوی اجرایی سیاستی بود که از مرکز فرماندهی اطلاعات سپاه هدایت می‌شد. اطلاعات، شناسایی، نفوذ، بازجویی، اطلاعات عملیات و یگان‌های میدانی، همه در خدمت یک هدف مشترک قرار گرفتند؛ تمرکز فرماندهی و اجرای عملیات علیه مخالفان.

به این ترتیب، قرارگاه حضرت ابوالفضل را باید حلقه اتصال میان سیاست‌های جدید اطلاعات سپاه و عملیات‌های میدانی شمال کشور دانست.

فصل شانزدهم

«التقاط»؛ ابزار اجرای سیاست جدید محسن رضایی

اعتراض فرماندهان باسابقه سپاه به انتصاب محسن رضایی، تنها یک بحران مقطعی نبود.

آن اعتراض نشان داد که تا زمانی که فرماندهان مستقل و مراکز تصمیم‌گیری متعدد در سپاه وجود داشته باشند، ایجاد یک ساختار اطلاعاتی متمرکز امکان‌پذیر نخواهد بود.

به همین دلیل، بازسازی اطلاعات سپاه هم‌زمان با یکدست‌سازی فرماندهی آغاز شد.

در این مرحله، «التقاط» دیگر یک بخش تخصصی برای مطالعه گروه‌های مخالف نبود.

این بخش، به تدریج به مرکز طراحی و هدایت سیاست امنیتی سپاه تبدیل شد.

از این پس، هدف تنها جمع‌آوری اطلاعات نبود.

اطلاعات باید به عملیات تبدیل می‌شد.

عملیات باید به بازداشت منجر می‌شد.

بازداشت باید اطلاعات جدید تولید می‌کرد.

و اطلاعات جدید، عملیات بعدی را شکل می‌داد.

بدین ترتیب، «التقاط» به موتور محرک چرخه‌ای تبدیل شد که در آن، اطلاعات، بازجویی، عملیات و فرماندهی، اجزای یک سازوکار واحد بودند.

این تحول، نقطه آغاز مرحله‌ای بود که تمرکز اصلی آن، مقابله سازمان‌یافته با مخالفان سیاسی، به‌ویژه سازمان مجاهدین خلق، قرار گرفت.


فصل هفدهم

ناحیه سوم؛ نخستین میدان اجرای راهبرد جدید

اگر تهران محل طراحی سیاست‌های جدید بود، ناحیه سوم نخستین عرصه اجرای آنها محسوب می‌شد.

انتخاب شمال کشور تصادفی نبود.

در این منطقه، علاوه بر شرایط جغرافیایی پیچیده، فعالیت نیروهای مخالف نیز گسترده‌تر از بسیاری از نقاط دیگر بود.

همین موضوع، ناحیه سوم را به مهم‌ترین آزمایشگاه ساختار جدید اطلاعات سپاه تبدیل کرد.

محسن رضایی و هسته مرکزی اطلاعات سپاه، برای اجرای سیاست جدید، به ساختاری نیاز داشتند که بتواند اطلاعات، عملیات و فرماندهی را در یک مرکز متمرکز کند.

قرارگاه حضرت ابوالفضل، پاسخ عملی به همین نیاز بود.

از این پس، تصمیم‌های اطلاعاتی دیگر به صورت مستقل در شهرها اتخاذ نمی‌شد.

پرونده‌ها به مرکز منتقل می‌شد.

در «التقاط» بررسی می‌شد.

اطلاعات عملیات، طرح اجرایی را تهیه می‌کرد.

و قرارگاه حضرت ابوالفضل، اجرای آن را بر عهده می‌گرفت.

این تمرکز فرماندهی، تفاوت اصلی میان دوره پیش از انتصاب محسن رضایی و دوره پس از آن بود.


فصل هجدهم

از تعقیب تا انهدام؛ تغییر ماهیت اطلاعات سپاه

در سال‌های نخست تشکیل سپاه، واحدهای اطلاعاتی بیشتر وظیفه شناسایی و جمع‌آوری خبر را بر عهده داشتند.

اما با بازسازی تشکیلات و تثبیت «التقاط»، این نقش دگرگون شد.

اطلاعات سپاه، از یک نهاد گردآورنده خبر، به سازمانی تبدیل شد که مأموریت آن طراحی و هدایت عملیات بود.

در این ساختار، هر پرونده با یک گزارش آغاز می‌شد.

گزارش، به شناسایی می‌رسید.

شناسایی، به مراقبت.

مراقبت، به نفوذ.

نفوذ، به عملیات.

عملیات، به بازداشت.

بازداشت، به بازجویی.

و بازجویی، به تولید اطلاعات جدید.

این چرخه، بدون توقف ادامه پیدا می‌کرد.

به همین دلیل، هدف عملیات تنها دستگیری یک فرد نبود.

هدف، دستیابی به شبکه ارتباطات، شناسایی افراد دیگر و گسترش دامنه عملیات بود.

در نتیجه، عملیات‌های شمال کشور را نمی‌توان مجموعه‌ای از اقدامات پراکنده دانست.

این عملیات‌ها، بخشی از راهبردی بودند که پس از بازسازی اطلاعات سپاه و تشکیل «التقاط» در دستور کار قرار گرفت.

فصل نوزدهم

تمرکز بر سازمان مجاهدین خلق

در ساختار جدید اطلاعات سپاه، سازمان مجاهدین خلق به عنوان مهم‌ترین اولویت امنیتی تعریف شد.

بخش عمده توان اطلاعاتی، نیروی انسانی، آموزش، نفوذ و عملیات، بر شناسایی، تعقیب و مقابله با این سازمان متمرکز گردید.

به همین دلیل، «التقاط» به مرور زمان، بیشترین حجم پرونده‌های خود را به فعالیت‌های مرتبط با مجاهدین اختصاص داد.

در ناحیه سوم نیز همین سیاست دنبال شد.

قرارگاه حضرت ابوالفضل، اطلاعات عملیات و شبکه‌های نفوذ، مأموریت یافتند فعالیت‌های مرتبط با مجاهدین را به صورت متمرکز دنبال کنند.

در این چارچوب، عملیات‌های جنگل‌های شمال، تنها عملیات‌هایی محلی نبودند، بلکه بخشی از سیاست کلی اطلاعات سپاه برای مقابله با مخالفان سیاسی به شمار می‌رفتند.

از همین رو، مطالعه عملیات‌های شمال، بدون شناخت ساختار «التقاط» و راهبرد جدید اطلاعات سپاه، تصویری ناقص از آن دوره تاریخی ارائه خواهد داد.

فصل بیستم

ناحیه سوم؛ آغاز اجرای راهبرد جدید

با تثبیت محسن رضایی در فرماندهی سپاه و بازسازی اطلاعات، ناحیه سوم به نخستین حوزه‌ای تبدیل شد که ساختار جدید «التقاط» در آن به‌صورت متمرکز به کار گرفته شد. قرارگاه حضرت ابوالفضل در چالوس، حلقه اتصال میان اطلاعات، اطلاعات عملیات و یگان‌های عملیاتی بود و هدایت عملیات‌های شمال را بر عهده گرفت.

در این ساختار، مأموریت اصلی دیگر صرفاً کنترل امنیت منطقه نبود، بلکه شناسایی، تعقیب و انهدام شبکه‌های مخالفان سیاسی، به‌ویژه سازمان مجاهدین خلق، در دستور کار قرار گرفت.


فصل بیست و یکم

از رامسر تا پره‌سر

عملیات‌های شمال را نباید مجموعه‌ای از درگیری‌های جداگانه دانست.

رامسر، دالخانی، خی‌پوست، بی‌بالان و پره‌سر، حلقه‌های یک زنجیره بودند که زیر هدایت اطلاعات سپاه و بخش «التقاط» طراحی و اجرا شدند.

وجه مشترک این عملیات‌ها، تمرکز فرماندهی، استفاده از اطلاعات عملیات، شبکه نفوذ، شناسایی قبلی و هدایت واحدهای عملیاتی از یک مرکز مشترک بود.

به همین دلیل، مطالعه هر عملیات بدون شناخت ساختار فرماندهی آن، تصویری ناقص از آن دوره ارائه می‌دهد.


فصل بیست و دوم

چهره‌های عملیاتی

در این مرحله، مسئولیت دیگر تنها بر عهده فرماندهان نظامی نبود.

چهره‌هایی مانند مهدی محمدی‌فر، اکبر براتی، ابوالحسن موسوی خورشیدی، بهروز بابایی، محمدباقر ذوالقدر، ناصر سرمدی پارسا، فیض‌الله عرب‌سرخی، محسن آرمین، محمدحسین روزی‌طلب و ناصر رضوی هر یک در بخشی از این ساختار نقش ایفا کردند.

برخی در طراحی اطلاعاتی، برخی در هدایت عملیات، برخی در بازجویی، برخی در تحلیل پرونده‌ها و برخی در سازماندهی تشکیلاتی فعالیت داشتند.

بررسی نقش هر یک از این افراد، تنها یک زندگی‌نامه نیست، بلکه بخشی از شناخت سازوکار «التقاط» و نحوه عملکرد آن است.


فصل بیست و سوم

شمال؛ میدان آزمایش «التقاط»

اگر تهران محل تولد ساختار جدید بود، شمال کشور میدان آزمون آن شد.

در این منطقه، برای نخستین بار مجموعه‌ای از اطلاعات، نفوذ، مراقبت، عملیات و بازجویی در قالب یک فرماندهی واحد به کار گرفته شد.

نتایج این تجربه، بعدها به سایر مناطق منتقل شد و در سال‌های بعد، بخشی از الگوی فعالیت دستگاه‌های اطلاعاتی رژیم ولایت فقیه را تشکیل داد.

فصل ۲۴

رامسر؛ آغاز اجرای ساختار جدید

  • نخستین آزمون عملی «التقاط».
  • تمرکز اطلاعات، عملیات و فرماندهی.
  • تشکیل هسته‌های نفوذ.
  • آغاز شناسایی گسترده مخالفان.

فصل ۲۵

خی‌پوست

  • انتقال مرکز عملیات به جنگل.
  • استفاده از نیروهای اطلاعات عملیات.
  • نقش قرارگاه حضرت ابوالفضل.
  • هدایت مستقیم از ناحیه ۳.

فصل ۲۶

بی‌بالان

  • گسترش دامنه عملیات.
  • استفاده از اطلاعات بازجویی‌ها.
  • تکمیل شبکه نفوذ.
  • عملیات‌های پی‌درپی.

فصل ۲۷

پره‌سر رضوانشهر

  • انتقال تجربه از مازندران به گیلان.
  • تمرکز کامل فرماندهی.
  • تثبیت ساختار «التقاط».
  • پایان مرحله اول عملیات‌های شمال.

فصل ۲۸

جمع‌بندی

  • یکدست‌سازی سپاه.
  • تشکیل «التقاط».
  • ایجاد ناحیه ۳.
  • تشکیل قرارگاه حضرت ابوالفضل.
  • تمرکز اطلاعات و عملیات.
  • آغاز سرکوب سازمان‌یافته مخالفان.

فصل ۲۹

آموزش نیروهای «التقاط»

  • جذب نیروهای همسو با خط جدید فرماندهی.
  • آموزش شناسایی و مراقبت.
  • آموزش نفوذ.
  • آموزش بازجویی.
  • آموزش کار اطلاعاتی.
  • آموزش عملیات مشترک با اطلاعات عملیات.

فصل ۳۰

شبکه نفوذ

  • نفوذ در شهرها.
  • نفوذ در ادارات.
  • نفوذ در مراکز آموزشی.
  • استفاده از خبرچین‌ها.
  • تشکیل بانک اطلاعاتی مخالفان.
  • تکمیل مستمر پرونده‌ها.

فصل ۳۱

بازجویی؛ حلقه تکمیل عملیات

  • بازجویی پایان عملیات نبود.
  • هدف، تولید اطلاعات جدید بود.
  • هر بازداشت، مقدمه عملیات بعدی.
  • اتصال پرونده‌ها به یکدیگر.
  • تکمیل بانک اطلاعاتی.

فصل ۳۲

فرماندهی واحد

  • تصمیم در مرکز.
  • اجرا در ناحیه ۳.
  • هماهنگی توسط قرارگاه حضرت ابوالفضل.
  • اجرای عملیات توسط اطلاعات عملیات.
  • بازگشت نتایج به «التقاط».

فصل ۳۳

شمال؛ الگوی بعدی اطلاعات سپاه

  • موفقیت ساختار جدید.
  • انتقال تجربه به سایر نواحی.
  • گسترش شبکه اطلاعاتی.
  • تثبیت فرماندهی محسن رضایی.
  • گسترش نقش «التقاط» در سپاه.

فصل ۳۴

جمع‌بندی

اعتراض فرماندهان به انتصاب محسن رضایی، تنها یک اختلاف داخلی نبود؛ نقطه آغاز بازسازی اطلاعات سپاه بود.

در این بازسازی، «التقاط» به مرکز طراحی و هدایت عملیات تبدیل شد.

ناحیه ۳ و قرارگاه حضرت ابوالفضل، نخستین میدان اجرای این ساختار بودند.

در این مرحله، اطلاعات، نفوذ، بازجویی و عملیات در یک فرماندهی واحد ادغام شدند و الگوی جدیدی از عملکرد اطلاعات سپاه شکل گرفت.

این ساختار، بعدها مبنای گسترش دستگاه امنیتی رژیم ولایت فقیه در سال‌های بعد شد.

به دیگر سخن

بازسازی اطلاعات سپاه پس از انتصاب محسن رضایی، تنها یک جابه‌جایی در فرماندهی نبود. با حمایت مستقیم خمینی و پشتیبانی هاشمی رفسنجانی، ساختاری شکل گرفت که مأموریت آن تمرکز فرماندهی، یکدست‌سازی سپاه و مقابله سازمان‌یافته با مخالفان سیاسی بود.

«التقاط» به مرکز طراحی اطلاعاتی این سیاست تبدیل شد و ناحیه سوم و قرارگاه حضرت ابوالفضل، بازوی اجرایی آن در شمال کشور شدند. صدها نیروی اطلاعاتی، عملیاتی و پشتیبانی در این ساختار متمرکز شدند و مجموعه‌ای از عملیات‌های پی‌درپی در جنگل‌های شمال را هدایت کردند.

در فاصله سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۳، این عملیات‌ها ضربات سنگینی بر شبکه‌های سازمان مجاهدین خلق در شمال کشور وارد کرد. با از میان رفتن بخش مهمی از کادرها و رزمندگان مستقر در جنگل‌های رامسر، دالخانی، خی‌پوست، بی‌بالان و پره‌سر، حضور سازمان‌یافته مجاهدین در این مناطق عملاً پایان یافت و کنترل این حوزه‌ها در اختیار سپاه قرار گرفت.

این تحولات تنها به تغییر موازنه در شمال کشور محدود نماند. پایان این مرحله، نقطه عطفی در تغییر راهبرد سازمان مجاهدین خلق نیز بود. با از دست رفتن پایگاه‌های جنگلی و تشدید سرکوب داخلی، ادامه این شیوه فعالیت دیگر امکان‌پذیر نبود و سازمان ناگزیر به بازنگری در راهبرد خود و انتخاب مسیرهای دیگری برای ادامه مبارزه شد.

از این منظر، عملیات‌های شمال را نمی‌توان صرفاً چند درگیری محلی دانست؛ آنها بخشی از فرآیند تثبیت ساختار امنیتی رژیم ولایت فقیه بودند؛ فرآیندی که از یکدست‌سازی درون سپاه آغاز شد، با ایجاد «التقاط» و تمرکز اطلاعات و عملیات ادامه یافت و با پایان حضور سازمان‌یافته مخالفان در جنگل‌های شمال، وارد مرحله‌ای تازه شد؛ مرحله‌ای که در جلد بعد، پیامدهای آن در سطح ملی و تحولات بعدی بررسی خواهد شد.

از «التقاط» تا ماشین سرکوب جلد سوم

ساختار، عملکرد و عملیات اطلاعات سپاه در شمال کشور) ۱۳۶۰۱۳۶۳ (

روی لینک های زید کلیک کنید وجلد های مختلف را بخوانید


سیر تحولات از گوادلوپ تا یکدست‌سازی حکومت ولایت فقیه- روایت مستند یک کودتای خزنده ۵۸ تا۶۰ – پشت‌پرده حذف رقیبان سیاسی و نظامی در سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰نویسنده شهرام بهزادی

سیر تحولات از گوادلوپ تا یکدست‌سازی حکومت ولایت فقیه- روایت مستند یک کودتای خزنده ۵۸ تا ۶۰ پشت‌پرده حذف رقیبان


July 26, 2026
افشای یاران شیطان

جلد۲ جلسه‌ای که قرار نبود هیچ‌گاه شنیده شود -اعتراض فرماندهان سپاه به انتصاب محسن رضایی و بازسازی ساختار اطلاعات سپاه – نویسنده شهرام بهزادی

جلد۲ جلسه‌ای که قرار نبود هیچ‌گاه شنیده شود ادامه کتاب را از این لینک زیر بخوانید جلد۲ جلسه‌ای که قرار


July 26, 2026
افشای یاران شیطان

از «التقاط» تا ماشین سرکوب جلد سوم ساختار، عملکرد و عملیات اطلاعات سپاه در شمال کشور) ۱۳۶۰–۱۳۶۳ )

از التقاط تا ماشین سرکوب جلد ۳ساختار عمل کرد وعملیات اطلاعات سپاه در جلد دوم، روند شکل‌گیری اطلاعات سپاه، بازسازی

Leave a Reply

Discover more from افشای یاران شیطان

Subscribe now to keep reading and get access to the full archive.

Continue reading